ترانه پنج روز از لورا پاوزینی (laura pausini)

ترانه پنج روز از لورا پاوزینی (laura pausini)

لورا پاوزینی laura pausini - ترانه های ایتالیایی

ادامه مطلب

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

 

یاسمین، دوست عزیزمون، زحمت کشیدن، مطالب مربوط به آموزش زبان ایتالیایی، که تو این وبلاگ ارائه شده رو به صورت یه کتاب آموزش زبان ایتالیایی (E-book) جمع آوری کردن تا استفاده از اون برای دیگر دوستانمون ساده تر بشه.

با تشکر از زحمت این دوست عزیز، از شما دعوت می‌کنم این کتاب رو از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب

تمریناتی برای مکالمه ایتالیایی – یک روز ماهیگیری (قسمت آخر)

تمریناتی برای مکالمه ایتالیایی – یک روز ماهیگیری (قسمت آخر)

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

 

بعد از یک روز ماهیگیری، پدر و پسر به طرف خونه برمی‌گردن. اونا از تجربیات اون روزشون صحبت می‌کنن…

Una giornata di pesca (4)

 

Figlio: Papà, questa è stata una delle nostre migliori giornate di pesca. Incredibile, i pesci saltavano dentro la barca.

پسر: بابا، این یکی از بهترین روزای ماهیگیریمون بود. باورنکردنیه، ماهی‌ها می‌پریدن تو قایق.

 

Padre: Hai ragione. Sono andato in quel lago per oltre quarant’anni e non ho mai visto i pesci come oggi. Ho sentito che la regione o lo stato ha ripopolato i laghi, ragazzi questa volta hanno fatto veramente un bel lavoro. Forse, è stata l’abbondante pioggia di questa primavera?

پدر: حق داری، من بیشتر از چهل ساله به اون دریاچه میرم و هرگز ماهی‌ها رو شبیه امروز ندیده بودم. شنیده بودم، منطقه یا دولت دریاچه رو دوباره پر کرده، اما بچه ها این دفعه واقعا کار خوبی کردن. شاید، به خاطر فراوونی بارون بهار امسال باشه؟

 

Figlio: Potrebbe essere. Ad ogni modo, a me va bene così! Che giornata! Questa notte dormirò come un ghiro. Niente TV per me.

پسر: می‌تونه باشه. در هر صورت، واسم خیلی خوب بود! چه روزی بود! امشب مثل یه موش زمستون خواب می‌خوابم. تلوزیونی واسم نیست (تلوزیون هم نگاه نمیکنم).

 

Padre: Neanche la cena? Sono un pò affamato. Quei panini inzuppati non erano molto buoni.

پدر: شام هم نمی‌خوری؟ من کمی گرسنه ام. این ساندویچ های خیس خوب نبودن.

 

Figlio: Abbiamo appena passato alcuni chilometri fà una trattoria dove potevamo cenare.

پسر: الان چند کیلومتر از یه رستوران رد شدیم، جایی که می‌تونستیم شام بخوریم.

ادامه مطلب

متولدین دیروز  Nati ieri

متولدین دیروز Nati ieri

Nati ieri ایتالیا و زبان ایتالیایی

 

به درخواست وحیده عزیز میریم سراغ ترانه ای از رف (Raf) به نام « متولدین دیروز»، که ظاهرا ترانه سریالی به همین اسمه که چند سال پیش از کانال پنج ایتالیا پخش می‌شده.

این ترانه متن مشکلی داشت و مطمئن نیستم که تونسته باشم کاملا منظور شعر رو رسونده باشم با این‌حال حاصل این تلاش رو در ادامه می‌بینید…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Nati ieri è sinonimo d’ingenuità per chi ha già un’età
ma noi venuti al mondo 24 ore fa sembriamo già
conoscere d’istinto la ragione per cui siamo qua
Invece poi non basterebbero 2 vite intere per coglierne l’essenza
ormai dimenticata dando a qualunque costo, un costo alla nascosta: “felicità”
Essendo nati ieri non abbiamo grandi desideri nè desideri da grandi
spesso futili poco importanti tanti, troppi, quanti?!
Ci serve solamente un po’ d’amore, di attenzioni
se è il caso le premure di medici, dottori che hanno visto nascere
non solo santi, artisti e navigatori, sempre allineati su 2 fronti
le nostre prime cure – le ansie, le paure dei cari genitori
Il gioco è appena cominciato, su coraggio coumunque vada
il nostro sarà un grande viaggio

متولدین دیروز تشبیه ساده ای واسه آدمایی که سنی از قبل دارن،

گرچه فکر می‌کنیم، ۲۴ ساعته که متولد شدیم.

فهمیدن غریزی دلیلی واسه اینجا بودن،

در عوض دو زندگی هم واسه جمع شدن هستیش نمیتونه کافی باشه.

حالا دیگه دادن هر قیمتی فراموش شده، قیمتی واسه مخفی کردن: “خوشحالی”

ما بی تجربه ها نه انتظار بزرگی داریم نه خواست بزرگ شدن.

اغلب بی فایده اس، خیلی بی ارزشه، خیلی زیاد، چقدر؟

ما فقط یه کمی عشق می‌خوایم، یه کمی توجه

اگه شانس مراقبت‌های پزشکی هست، (به خاطر) دکترایی که متولد شدنو دیدن

نه تنها قدیسین، هنرمندا و دریانوردا، همیشه صف هایی مقابل هم.

اولین نگرانی‌های ما، تشویش ما، ترس والدین عزیزمونه.

بازی شروع شده، شجاع باش مهم نیست چطور پیش میره،

ما سفر بزرگی خواهیم داشت.

ادامه مطلب

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا

مواقعی پیش میاد که grazie tante جواب نمیده و باید با جملات این چنینی با بی ادبا برخورد کرد:

Ma Lei cafone ci è nato/nata, o ci è diventato/diventata?

شما از بچگی بی ادب بودید یا تازه گیا بی ادب شدید؟

 

بعدش هم با یه Sparisca! (گم شو!) یا La smetta! La prego di smettere! (تمومش کن! خواهش می‌کنم تمومش کن!) بسته به طرفتون ردش کنید بره .

به خوندن ادامه بدید تا اگه یه نفر تو صف fermata del autobus (ایستگاه اتوبوس) پرید جلوتون بتونید بهش بگید:

Scusi, ma in fila c’ero prima io!

ببخشید، اما من اول صف بودم!

یا

Guardi che la fila inizia lì, non qui.

نگاه کن صف اونجا شروع میشه نه اینجا.

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا - ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

ایتالیایی ها برخلاف بقیه اروپایی ها و آمریکایی ها، خودمونی هستند و زیاد مقید به حفظ فاصله با شما نیستند. سوار یه اتوبوس شهری بشید تا منظورمو بفهمید. میشه گفت تو این زمینه زیاد با ایرانی ها تفاوتی ندارن .

اگه تو این موقعیتا یه نفر زیادی خودشو به شما چسبونده بود می‌تونید بگید:

Scusi, ma è proprio necessario che Lei si trovi così vicino/vicina?

ببخشید، واقعا لازمه که شما اینقدر نزدیک باشید؟

ادامه مطلب

هر روز یک لغت ایتالیایی (قسمت هفدهم)

Salute
سلامتی، بهزیستی
Il clima umido mi ha rovinato la salute.
آب و هوای مرطوب سلامتی منو از بین برده

Padronanza
استادی، فرماندهی
Lei ha padronanza dell’inglese.

اون تو انگلیسی استاده.

Nebbia
مه، بخار، غبار

La città era coperta dalla nebbia.

شهر از مه پوشیده شده.

Cominciare
شروع، آغاز

A che ora comincia il film?

چه ساعتی فیلم شروع میشه؟

Sbalordito
مبهوت، متحیر

Lo fissai sbalordito.

از حیرت خشکم زد.

Predica

موعظه، خطابه
Non farmi la predica.

واسم موعظه نخون.

Malattia
مریضی، ناخوشی

La malattia gli ha affilato il viso.

مریضی چهره اشو لاغر کرده.

 

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت سوم)

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت سوم)

یک روز ماهیگیری (قسمت سوم) 

روی دریاچه، هوا خیلی عالیه و در همین حال پدر یه ماهی دیگه هم می‌گیره…

 

یک روز ماهیگیری - وب سایت ایتالیا و زبان ایتالیایی

 

Una giornata di pesca (3)

 

Padre: Accidenti! Non capita troppo spesso che ci stanchiamo a causa dei troppi pesci che abboccano! Che incredibile giornata!

پدر: اوه! اغلب زیاد پیش نمیاد که به خاطر گرفتن ماهی های زیاد خسته بشیم! چه روز عالی ایه!

 

Figlio: Sono d’accordo — questo lago è normalmente pieno di barche pigiate assieme come una scatola di sardine, ma oggi abbiamo quasi il posto solo per noi.

پسر: موافقم — این دریاچه معمولا پر از قایق‌هایی ایه که کنار هم مثل یه قوطیه ساردین ازدحام کردن، اما امروز تقریبا یه جا تنها واسه خودمون داریم.

 

Padre: Penso di avere bisogno di una sosta per fare un pranzettino. Mi è venuto un pò di appetito.

پدر: فکر کنم یه وقفه ای واسه یه ناهار کوچولو لازم دارم. داره کمی گرسنه ام میشه.

ادامه مطلب

ترانه Perdono از تیتزیانو فرو

ترانه Perdono از تیتزیانو فرو

ترانه معذرت می‌خوام (Perdono) از تیتزیانو فرو

ببخشید. منم باید مثل تیتزیانو فرو (Tizzano ferro) ازتون معذرت بخوام که کمتر به اینجا سر میزنم. یه مقدار سخت شده. حتی دوپینگ بنینی (Benigni) هم بی خاصیت شده و دیگه  چندان اثر گذار نیست و منو به جنب و جوش نمی‌اندازه ! باید سعی کنم یه جایگزین دیگه براش پیدا کنم .

 

Perdono… si quel che è fatto è fatto io però chiedo
Scusa… regalami un sorriso io ti porgo una
Rosa… su questa amicizia nuova pace si
Posa… perché so come sono infatti chiedo…
Perdono… si quel che è fatto è fatto io però chiedo
Scusa… regalami un sorriso io ti porgo una
Rosa… su questa amicizia nuova pace si
Posa… PERDONO

متاسفم… آره کاری که شده، شده. اما ازت،

معذرت می‌خوام…لبخندی بهم بده، من بهت یه،

گل رز میدم… رو جای جدید این دوستی،

دراز بکش…چون می‌دونم چطوری هستم. در واقع،

متاسفم… آره کاری‌ که شده، شده. اما ازت،

معذرت می‌خوام…لبخندی بهم بده، من بهت یه،

گل رز میدم… رو جای جدید این دوستی،

دراز بکش… منو ببخش

ادامه مطلب

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

 

« …همه چیز از یه جلسه دوستانه تو تابستون ۲۰۰۴ شروع شد. ما داشتیم نقشه می‌کشیدیم یه بار باز کنیم. تا اینکه یه نفر گفت: ” اگه از ما پیتزو (pizzo) خواستن چیکار کنیم؟” … »

پیتزو اسمیه که سیسیلیا واسه باجگیری انتخاب کردن. این سیستمیه که مافیا برای مالیات گرفتن از کاسبا و تحت کنترل دراوردن منطقه خودش داره.

روز بعد پالرمو با دیوارها، تیرهای برق و باجه تلفنایی از خواب بیدار شد که با این اعلامیه ها پوشیده شده بود:

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

 

Un intero poplo che paga il pezzo, È UN POPLO SENZA DIGNITÀ

تمام مردمی که باج میدن، مردم پستی هستن!

برعکس اون چیزی که انتظار می‌رفت، به نظر می‌رسید که شهر بیدار شده و عکس العمل نشون میده. دور بچه هایی که شب اول اعلامیه ها رو چسبونده بودن، یواش یواش جوانانی جمع شدن که همون عقیده رو داشتن: …تا وقتیکه یه نفر هنوز باج میده، ما آزاد نیستیم. چون اگه نونوا باج بده، منم وقتی نون می‌خرم دارم به مافیا پول میدم، بنابراین خودمو به مافیا تسلیم کردم…

و اینطور بود که Comittee Addiopizzo (کمیته خداحافظ باج گیری) بوجود اومد.»

متنی که بالا خوندید، داستان تولد کمیته مبارزه با باجگیری مافیا تو پالرمو بود. از اون اولین اعلامیه تا حالا تغییرات زیادی اتفاق افتاده. اونا حالا دارن تمام مردمو جمع میکنن که به خاطر مبارزه با مافیا خرید هاشونو تنها از فروشگاههایی انجام بدن که به مافیایی‌ها باج نمیدن .

اگه خواستید بیشتر با فعالیت این گروه آشنا بشید یه سر به سایتشون بزنید . 

چرا یه زبان خارجی یاد می‌گیریم؟

چرا یه زبان خارجی یاد می‌گیریم؟

زبان خارجی - ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

ارتباط

واضح ترین دلیل، ارتباط با مردمیه که به اون زبان صحبت می‌کنند. وقتی به کشوری مسافرت می‌کنید، مسلما دونستن زبان به ارتباط دوستانه و نزدیک کمک زیادی می‌کنه. صحبت به زبان اون مردم، نشون دهنده احترام شما به فرهنگ اون هاست و مردم بیشتر علاقمند میشن وقتی می‌بینن یه توریست سعی می‌کنه به زبان اونا صحبت کنه، حتی اگه اطلاعاتتون از حد یه «سلام» و «لطفا» بالاتر نباشه.

درک فرهنگی

صحبت به یه زبان جدید، کمکتون می‌کنه یه مردم و فرهنگ دیگه ای رو بشناسید. چون زبان از فرهنگ جدا شدنی نیست. زبان شرح و توصیف دنیای اطراف ماست. یاد گرفتن یه زبان دیگه ذهن ما رو با ایده های جدید آشنا می‌کنه و راه های جدیدی رو پیش رومون میذاره .

مثلا تو انگلیسی «شما» با «تو» هیچ فرقی نداره. فقط یک کلمه اس (you). اما تو ایتالیایی و فرانسه تو(tu) خودمونی و شما (lei/ vous) محترمانه داریم. و شاید براتون جالب باشه که بدونین تو اسپانیایی ۵ کلمه متفاوت واسه این منظور استفاده میشه! خودمونی مفرد (vos/tu بسته به کشور)، خودمونی جمع (vosotros)، محترمانه مفرد (ud) و محترمانه جمع (uds). تو زبان عربی هم که دیگه میدونید مفرد مذکر(انت)، مفرد مونث(انتی) و جمع (انتما) داریم.

خلاصه اینکه انگلیسی ها، برای مذکر و مونث، خودمونی و محترمانه و جمع و مفرد تنها یه راه دارن you! در حالی که تو زبان های دیگه دیدگاههای متفاوتی نسبت به این مسئله هست که تفاوت فرهنگی مردمو نشون میده. ایتالیایی و فرانسه تنها براشون خودمونی و محترمانه مطرحه اما تو عربی رو جنسیت بیشتر تاکید میشه.

این تنها یه مثال وجود اختلافات فرهنگی بین زبان ها بود.

به طور کلی وقتی یه زبان خارجی رو یاد می‌گیرید، می‌تونید از ادبیات، سینما و موسیقی به زبان اصلیش لذت ببرید. برای یه مترجم خیلی سخته که بخواد یه ترجمه کاملا دقیق از متن اصلی بده، بهترین راه واسه فهمیدن منظور طرف، اینه که مستقیما نوشته های خودشو بخونید.

ادامه مطلب