ترانه ایتالیایی من رو به خاطر بیار Ricordati di me از آنتونلو وندیتتی (Antonello Venditti)

ترانه ایتالیایی من رو به خاطر بیار Ricordati di me از آنتونلو وندیتتی (Antonello Venditti)

دریافت ترانه Ricordati di me از آنتونلو وندیتتی - Antonello Venditti

 

 

Ricordati di me, questa sera che non hai da fare,

منو به خاطر بیار، امشب که کاری نداری،

e tutta la città è allagata da questo temporale

و تمام شهر از این توفان غرق در آبه

e non c’è sesso e non c’è amore, ne tenerezza nel mio cuore.

و تو قلبم نه س ک سی هست، نه عشقی،(و) نه محبتی

Capita anche a te di pensare che al di là del mare

و حتی به خاطر توئه که فکر می‌کنم، اونور آب

vive una città dove gli uomini sanno già volare,

ادامه مطلب

تو کارناوال (های ایتالیا) هر نوع شوخی مجازه!

تو کارناوال (های ایتالیا) هر نوع شوخی مجازه!

A Carnevale Ogni Scherzo Vale!

تو ایام روزه، از شراب و دسرهای خوشمزه ایتالیایی خبری نیست، هیچکس کلمات کثیف به زبون نمیاره و از لذائذ معمول هم پرهیز میشه. این ایام ۴۰ روز طول می‌کشه و بهش کوارزیما (Quaresima) میگن که از کلمه کوادرا جزیما (Quadragesima) به معنی ۴۰ روز گرفته شده. کوارزیما، از روز چنری (le Ceneri – چهارشنبه خاکستر) شروع میشه و تا عید پاک ادامه پیدا می‌کنه.

ایتالیایی‌ها به جهت آمادگی برای ایام روزه، از چندین هفته قبل، شروع به جشن و عیاشی و خوشگذرونی می‌کنن که با انواع کارناوال ها و نمایشات بالماسکه و موسیقی همراهه!

گوشتخواری ممنوع یا Il Carnevale

کلمه کارنواله (Carnevale)از عبارت کارنه لواره (carne levare – پرهیز از گوشت) گرفته شده، چون تو این ایام از خوردن گوشت پرهیز میشه. البته اصل جشن به دوران قبل مسیحت برمی‌گرده و از جشن‌هایی مثل Saturnalia (جشن خدای زحل) و Lupercalia در ۱۵ فوریه، سرچشمه می‌گیره.

رقص و پایکوبی و بالماسکه برای قرن‌ها تو ایتالیا وجود داشته و قدیمی ترین اون، دوم می ۱۲۶۸ در ونیز به ثبت رسیده.

coriandoli کاغذهای رنگی - کارناوال های ایتالیا - ایتالیا و زبان ایتالیایی

امروزه بچه ها کاغذای رنگی و نقل (coriandoli) پرت میکنن و اسپری برف شادی و امثالهم به هم میزنن، در حالی که بزرگترها بالماسکه اجرا می‌کنن و تو شهرهایی مثل ویارججو (Viareggio) نمایش‌های تماشایی زیادی با ماکت های سیار (papier–mâché) برپا میشه.

شیطنت و شرارت قسمتی از این فستیوال هاست و جمله “تو کارناوال هر شوخی مجازه (A Carnevale ogni scherzo vale)” در واقع اشاره به همین مطلبه .

ادامه مطلب

ترانه پنج روز از لورا پاوزینی (laura pausini)

ترانه پنج روز از لورا پاوزینی (laura pausini)

لورا پاوزینی laura pausini - ترانه های ایتالیایی

ادامه مطلب

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

 

یاسمین، دوست عزیزمون، زحمت کشیدن، مطالب مربوط به آموزش زبان ایتالیایی، که تو این وبلاگ ارائه شده رو به صورت یه کتاب آموزش زبان ایتالیایی (E-book) جمع آوری کردن تا استفاده از اون برای دیگر دوستانمون ساده تر بشه.

با تشکر از زحمت این دوست عزیز، از شما دعوت می‌کنم این کتاب رو از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب

تمریناتی برای مکالمه ایتالیایی – یک روز ماهیگیری (قسمت آخر)

تمریناتی برای مکالمه ایتالیایی – یک روز ماهیگیری (قسمت آخر)

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

 

بعد از یک روز ماهیگیری، پدر و پسر به طرف خونه برمی‌گردن. اونا از تجربیات اون روزشون صحبت می‌کنن…

Una giornata di pesca (4)

 

Figlio: Papà, questa è stata una delle nostre migliori giornate di pesca. Incredibile, i pesci saltavano dentro la barca.

پسر: بابا، این یکی از بهترین روزای ماهیگیریمون بود. باورنکردنیه، ماهی‌ها می‌پریدن تو قایق.

 

Padre: Hai ragione. Sono andato in quel lago per oltre quarant’anni e non ho mai visto i pesci come oggi. Ho sentito che la regione o lo stato ha ripopolato i laghi, ragazzi questa volta hanno fatto veramente un bel lavoro. Forse, è stata l’abbondante pioggia di questa primavera?

پدر: حق داری، من بیشتر از چهل ساله به اون دریاچه میرم و هرگز ماهی‌ها رو شبیه امروز ندیده بودم. شنیده بودم، منطقه یا دولت دریاچه رو دوباره پر کرده، اما بچه ها این دفعه واقعا کار خوبی کردن. شاید، به خاطر فراوونی بارون بهار امسال باشه؟

 

Figlio: Potrebbe essere. Ad ogni modo, a me va bene così! Che giornata! Questa notte dormirò come un ghiro. Niente TV per me.

پسر: می‌تونه باشه. در هر صورت، واسم خیلی خوب بود! چه روزی بود! امشب مثل یه موش زمستون خواب می‌خوابم. تلوزیونی واسم نیست (تلوزیون هم نگاه نمیکنم).

 

Padre: Neanche la cena? Sono un pò affamato. Quei panini inzuppati non erano molto buoni.

پدر: شام هم نمی‌خوری؟ من کمی گرسنه ام. این ساندویچ های خیس خوب نبودن.

 

Figlio: Abbiamo appena passato alcuni chilometri fà una trattoria dove potevamo cenare.

پسر: الان چند کیلومتر از یه رستوران رد شدیم، جایی که می‌تونستیم شام بخوریم.

ادامه مطلب

کتاب اسپرسو Espresso 3

کتاب اسپرسو Espresso 3

کتاب اسپرسو 3 Espresso - ایتالیا و زبان ایتالیایی

 

جلد سوم از سری کتاب های Espresso که از بهترین منابع یادگیری زبان ایتالیایی و منبع اصلی یادگیری زبان ایتالیایی برای شرکت در امتحان سفارت ایتالیا (مدرسه ایتالیایی تهران) و اخذ ویزای تحصیلی بوده است.
جلد سوم (Espresso 3) از این مجموعه کتاب ها رو رایگان براتون قرار میدم. در ضمن فایل های صوتی این کتاب هم از پایین این صفحه قابل دانلود هست.

در صورتی که فایل ها پسورد داشتند از lalingua.ir استفاده کنید.

این قسمت فقط توسط اعضا قابل مشاهده است.

لطفا با نام کاربری خود وارد شوید تا بتوانید این قسمت را ببینید. در صورتی که حساب کاربری ندارید از بخش عضویت یک حساب کاربری ایجاد کنید. عضویت کاملا رایگان است.

اگر برای دانلود فایل ها دچار مشکل شدید با ما تماس بگیرید:

تلگرام : lalingua_admin@     اینستاگرام : lalingua.ir@    ایمیل: italiano@lalingua.ir

 

متولدین دیروز  Nati ieri

متولدین دیروز Nati ieri

Nati ieri ایتالیا و زبان ایتالیایی

 

به درخواست وحیده عزیز میریم سراغ ترانه ای از رف (Raf) به نام « متولدین دیروز»، که ظاهرا ترانه سریالی به همین اسمه که چند سال پیش از کانال پنج ایتالیا پخش می‌شده.

این ترانه متن مشکلی داشت و مطمئن نیستم که تونسته باشم کاملا منظور شعر رو رسونده باشم با این‌حال حاصل این تلاش رو در ادامه می‌بینید…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Nati ieri è sinonimo d’ingenuità per chi ha già un’età
ma noi venuti al mondo 24 ore fa sembriamo già
conoscere d’istinto la ragione per cui siamo qua
Invece poi non basterebbero 2 vite intere per coglierne l’essenza
ormai dimenticata dando a qualunque costo, un costo alla nascosta: “felicità”
Essendo nati ieri non abbiamo grandi desideri nè desideri da grandi
spesso futili poco importanti tanti, troppi, quanti?!
Ci serve solamente un po’ d’amore, di attenzioni
se è il caso le premure di medici, dottori che hanno visto nascere
non solo santi, artisti e navigatori, sempre allineati su 2 fronti
le nostre prime cure – le ansie, le paure dei cari genitori
Il gioco è appena cominciato, su coraggio coumunque vada
il nostro sarà un grande viaggio

متولدین دیروز تشبیه ساده ای واسه آدمایی که سنی از قبل دارن،

گرچه فکر می‌کنیم، ۲۴ ساعته که متولد شدیم.

فهمیدن غریزی دلیلی واسه اینجا بودن،

در عوض دو زندگی هم واسه جمع شدن هستیش نمیتونه کافی باشه.

حالا دیگه دادن هر قیمتی فراموش شده، قیمتی واسه مخفی کردن: “خوشحالی”

ما بی تجربه ها نه انتظار بزرگی داریم نه خواست بزرگ شدن.

اغلب بی فایده اس، خیلی بی ارزشه، خیلی زیاد، چقدر؟

ما فقط یه کمی عشق می‌خوایم، یه کمی توجه

اگه شانس مراقبت‌های پزشکی هست، (به خاطر) دکترایی که متولد شدنو دیدن

نه تنها قدیسین، هنرمندا و دریانوردا، همیشه صف هایی مقابل هم.

اولین نگرانی‌های ما، تشویش ما، ترس والدین عزیزمونه.

بازی شروع شده، شجاع باش مهم نیست چطور پیش میره،

ما سفر بزرگی خواهیم داشت.

ادامه مطلب

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا

مواقعی پیش میاد که grazie tante جواب نمیده و باید با جملات این چنینی با بی ادبا برخورد کرد:

Ma Lei cafone ci è nato/nata, o ci è diventato/diventata?

شما از بچگی بی ادب بودید یا تازه گیا بی ادب شدید؟

 

بعدش هم با یه Sparisca! (گم شو!) یا La smetta! La prego di smettere! (تمومش کن! خواهش می‌کنم تمومش کن!) بسته به طرفتون ردش کنید بره .

به خوندن ادامه بدید تا اگه یه نفر تو صف fermata del autobus (ایستگاه اتوبوس) پرید جلوتون بتونید بهش بگید:

Scusi, ma in fila c’ero prima io!

ببخشید، اما من اول صف بودم!

یا

Guardi che la fila inizia lì, non qui.

نگاه کن صف اونجا شروع میشه نه اینجا.

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا - ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

ایتالیایی ها برخلاف بقیه اروپایی ها و آمریکایی ها، خودمونی هستند و زیاد مقید به حفظ فاصله با شما نیستند. سوار یه اتوبوس شهری بشید تا منظورمو بفهمید. میشه گفت تو این زمینه زیاد با ایرانی ها تفاوتی ندارن .

اگه تو این موقعیتا یه نفر زیادی خودشو به شما چسبونده بود می‌تونید بگید:

Scusi, ma è proprio necessario che Lei si trovi così vicino/vicina?

ببخشید، واقعا لازمه که شما اینقدر نزدیک باشید؟

ادامه مطلب

هر روز یک لغت ایتالیایی (قسمت هفدهم)

Salute
سلامتی، بهزیستی
Il clima umido mi ha rovinato la salute.
آب و هوای مرطوب سلامتی منو از بین برده

Padronanza
استادی، فرماندهی
Lei ha padronanza dell’inglese.

اون تو انگلیسی استاده.

Nebbia
مه، بخار، غبار

La città era coperta dalla nebbia.

شهر از مه پوشیده شده.

Cominciare
شروع، آغاز

A che ora comincia il film?

چه ساعتی فیلم شروع میشه؟

Sbalordito
مبهوت، متحیر

Lo fissai sbalordito.

از حیرت خشکم زد.

Predica

موعظه، خطابه
Non farmi la predica.

واسم موعظه نخون.

Malattia
مریضی، ناخوشی

La malattia gli ha affilato il viso.

مریضی چهره اشو لاغر کرده.

 

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت سوم)

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت سوم)

یک روز ماهیگیری (قسمت سوم) 

روی دریاچه، هوا خیلی عالیه و در همین حال پدر یه ماهی دیگه هم می‌گیره…

 

یک روز ماهیگیری - وب سایت ایتالیا و زبان ایتالیایی

 

Una giornata di pesca (3)

 

Padre: Accidenti! Non capita troppo spesso che ci stanchiamo a causa dei troppi pesci che abboccano! Che incredibile giornata!

پدر: اوه! اغلب زیاد پیش نمیاد که به خاطر گرفتن ماهی های زیاد خسته بشیم! چه روز عالی ایه!

 

Figlio: Sono d’accordo — questo lago è normalmente pieno di barche pigiate assieme come una scatola di sardine, ma oggi abbiamo quasi il posto solo per noi.

پسر: موافقم — این دریاچه معمولا پر از قایق‌هایی ایه که کنار هم مثل یه قوطیه ساردین ازدحام کردن، اما امروز تقریبا یه جا تنها واسه خودمون داریم.

 

Padre: Penso di avere bisogno di una sosta per fare un pranzettino. Mi è venuto un pò di appetito.

پدر: فکر کنم یه وقفه ای واسه یه ناهار کوچولو لازم دارم. داره کمی گرسنه ام میشه.

ادامه مطلب