معرفی وبلاگ بنینی برای نوبل

معرفی وبلاگ بنینی برای نوبل

Un Benigni da Nobel

دفعه قبل تونستیم جمله فارسی ” باهم تصمیم بگیریم ” رو وسط یه وبلاگ مطرح ایتالیایی جا بدیم. خوشحالم به اطلاع دوستان برسونم که این دفعه با این شعر از دانته تونستیم، ایران و زبون فارسی رو به وبلاگ‌های ایتالیایی معرفی کنیم :

عشق که قادر است معشوق را به دوست داشتن وادارد، باعث شد چنان لذتی ازو ببرم که هنوز هم در بند خود، اسیرم داشته و هرگز رهایم نخواهد ساخت .

مدتیه با سیلویا پیتتونی (Silvia Pittoni ) نویسنده وبلاگ Un Benigni da Nobel ارتباط برقرار کردم. اون از کشته، مرده های روبرتو بنینیه و این موضوع خوبی برای شروع صحبتهای ما بود. وقتی بهش نشون دادم که چطوری به کمک وحید یه سری از سخنرانی‌های روبرتو بنینی رو به فارسی ترجمه کردیم، واقعا کفش برید. تو ایمیلش برام نوشت:

Dante’s lectures of Roberto translated in Iran!! It’s incredible!!! I couldn’t believe to my eyes!!!

این موضوع باعث شد که به قول خودش کلی تو ویکی پدیا سرگردون بشه تا اطلاعاتی از ایران و زبون فارسی به دست بیاره. اون حتی منو جزو اعضای گروه خودشون که از بنینی می‌نویسن در آورد .

آخرین پستی که تو وبلاگش داده در حقیقت مربوط به ماست. از تون دعوت می‌کنم حتما به این پستش یه سر بزنید و نظری، مطلبی و حتی اگه شده یه تشکر کوچیک براش بذارید. شاید بقیه خوانندگان وبلاگش هم علاقمند بشن از ایران و زبون فارسی بیشتر بدونن .

سیلویا 19 سالشه و دانشجوی رشته حقوق تو دانشگاه فلورانسه و تو شهر آرتزو (شهر زندگی زیباست)، زندگی می‌کنه. انگلیسیش خیلی خوبه و هرچند این روزا سرش گرم امتحاناس اما با خوش روئی به سوالات شما پاسخ میده.

بهشت و دوزخ با روبرتو بنینی (قسمت آخر)

sustanze e accidenti e lor costume

جوهر و عرض و خاصیات آنها را دیدم

vede dentro tutto l’universo che è perpetuo, è contemporaneo a Dante, e dentro vede la sua figura. Cioè, nel secondo cerchio della Trinità, in quello del Cristo, Dante vede i suoi occhi, vede se stesso. Ecco l’immagine di Dio! Dentro a questa inintelligibilità – ecco l’ho detta esattamente, anche la parola lunga! E’ una cosa che fa uscire di senno, e non riesce a dirlo e non si dà pace e si tormenta. Finché alla fine Dio gli fa venire dentro la percezione di quello che ha visto. In questo canto c’è tutto il cammino dell’umanità. Non va letto solo teologicamente, ma anche corporalmente. Dobbiamo vedere Dante fisicamente con il suo corpo, con la sua puzza, con i suoi occhi, con i suoi nervi, con i suoi polsi, che sta lì, davanti a Dio e davanti alla Madonna.

می‌بینه که تموم دنیا همچنان استوار و پابرجاست و با دانته همزمانه و در وجودش چهره خودشو مشاهده می‌کنه.

دانته در دایره دوم همون دایره سه گانه پرستی (در مسحیت) چشماشو می‌بینه و در اصل خودشو می‌بینه.

ایناهاش اینم تصویر ایزد! درون این بی وضوحی (که به راحتی قابل مشاهده نیست) که حتی با کلماتی طولانی بیان شده، چیزیه که از یه عقل سلیم خارج میشه و چون موفق به بیانش نمیشه، در آرامش نیست و شکنجه اش میده، تا زمانی که خدا اجازه میده که درک درستی پیدا کنه از چیزی که دیده.

در این سرود تمام مسیر انسانیت به وضوح دیده میشه. نه فقط با علم الهیت، بلکه به صورت جسمانی و فیزیکی هم میشه درکش کرد.

بیشتر بخوانید

بهشت و دوزخ با روبرتو بنینی (قسمت ششم)

 سرود آخر بهشت، از کتاب کمدی الهی، قبلا اینجا، خدمتتون تقدیم شد. حالا از تون دعوت می‌کنم در ادامه توضیحات روبرتو بنینی، در مورد این سرود رو که ماریوی عزیز زحمت ترجمه اشو کشیده رو هم باهم بخونیم. البته چون این قسمت کمی طولانیه، بخش بعدی اون که قسمت آخر این مجموعه سخنرانی‌ها هم به حساب میاد رو تو یه پست دیگه، براتون می‌نویسم. انشالا مورد استفادتون واقع بشه .

4. Paradiso, Canto XXXIII

4. بهشت، سرود سی و سه

Dante nell’ultimo canto del Paradiso ci vuol dire come è fatto Dio. La grandezza è che ce lo descrive. La cosa che fa venire male nel corpo e nell’anima è che Dante ci dice esattamente come è fatto Dio. Ci dice come è vestita la Madonna, che odore ha la Madonna! Ci dice in che rapporto stanno tutti i santi e tutti i beati del Paradiso e tutti noi. Vede negli occhi di Cristo i miei, i tuoi, i suoi, tutti i nostri occhi.Non è come quando si vede un film, dice: “Orca se alla fine non mi fanno vedere chi è…”.

Lui ce lo dice, dicendoci continuamente che non lo può dire, e alla fine ce lo descrive. E’ un regalo spettacolare. Ora voi sentite che cosa Dante ha pensato perché vuole che S.Bernardo dica alla Madonna, proprio come un avvocato – il famoso “doctor mellifluus”, S.Bernardo da Chiaravalle – come un avvocato gli dice Dante:

“Scusa glielo dici te alla Madonna se posso guardare Dio per un secondo? Fammelo vedere un secondo. Non è che sono cattivo, ma ormai son qui!” Come se gli dicesse: “Come fo’ a dirglielo io alla Madonna? Diglielo te”.

E S.Bernardo è come se uno dice:

“Va bene, guarda, c’è questo mio amico, ha fatto un viaggio, ora non te lo sto a raccontare, vorrebbe vede’ Dio un secondo.” Scusa è, ma è proprio per poterlo dire a tutti gli uomini che ne hanno bisogno, poi lui è uno che scrive bene, ci pensa lui guarda. Se glielo potessi far vedere, Madonna”. Ma alla Madonna lui gli deve dire quanto è bella. E’ come uno che è gentile con una donna, e gli dice: “Signora, lei è una persona straordinaria”. Ecco, uno lo direbbe così. Invece di dire è una persona straordinaria, S.Bernardo alla Madonna gli fa una captatio benevolentiae, che io stupiva, direbbe Gadda. Quando si leggono questi versi.

بیشتر بخوانید

سرود آخر بهشت

 L’ultimo del Paradiso

 از سرودهای کمدی الهی دانته، زیاد براتون نوشتم. داستانهای سرود پنجم، بیست و ششم و سی و یکم کتاب دوزخ رو همراه با متن اصلی قبلا خوندید. تو این قسمت میریم سراغ سرود آخر بهشت، ببینیم که ماجرای دانته، پس از پشت سر گذاشتن این همه داستان و ملاقات با ارواح مختلف، تو آخرین سرود کتاب، یعنی سرود صدم، به کجا ختم میشه .
 


تو این سرود، بعد از دعاهای سن برناردو و شفاعت‌های مریم مقدس(س)، دانته موفق به دیدن خدا میشه. نور مطلقی که تمام نورهای دیگه تنها جزء کوچکی از اون هستند. تو این سرود دانته بارها تاکید می‌کنه که قلمش قادر به شرح صحنه هایی که شاهدش بوده نیست، با این‌حال به شرح زیر اونا رو توصیف می‌کنه .

 ترجمه اشعار متعلق به خانم فریده مهدوی دامغانیه و من برای طولانی نشدن مطلب فقط 87 بیت اول رو نوشتم. کل سرود 145 بیت هست. به همت ماریوی عزیز، انشاالله به زودی ترجمه سخنرانی روبرتو بنینی، درمورد این سرود رو هم، باهم خواهیم خوند .

بیشتر بخوانید

دوزخ و بهشت با روبرتو بنینی (5)

 توی قسمت‌های قبلی سخنرانی‌های روبرتو بنینی، درباره داستان‌های فرانچسکا و پائولو و اولیس رو از کتاب دوزخ کمدی الهی، با ترجمه ماریوی عزیز خوندیم. امروز هم به سراغ آخرین داستان از کتاب دوزخ میریم و توضیحات و دکلمه بنینی رو از داستان کنت اگولینو، که اتفاقا دکلمه مورد علاقه من هم هست، رو با هم می‌خونیم و گوش میدیم.

تصویر یکی از سخنرانی‌های اخیر روبرتو بنینی در تورهای Tutto Dante

بیشتر بخوانید

دوزخ و بهشت با روبرتو بنینی (قسمت چهارم)

  مقدمه:

تو قسمت‌های قبلی شاهد ترجمه ماریوی عزیز از سخنرانی روبرتو بنینی در مورد کمدی الهی و داستان فرانچسکا و پائولو بودید. در این قسمت به سراغ نقطه نظرات بنینی در مورد داستان اولیس میریم. پیشنهاد می‌کنم قبل از اون مطلبی رو که قبلا در مورد داستان اولیس نوشته بودم رو یه بار مرور کنید تا موضوع دستتون بیاد.

همون طور که تو قسمت اول این بحث توضیح دادم این مطالب از روی سخنرانی، ترجمه میشه و اگر می‌بینید، یه جاهایی جمله ها نصفه نیمه و ناتموم رها شده، بدونید که بنینی تو فیلم مربوطه اونا رو با حرکات سر و دستش کامل کرده، واسه همین یه بار دیگه پیشنهاد می‌کنم این متن رو کنار فیلمش ببینید .

نکته دیگه اینکه، ماریو واسه ترجمه این سخنرانی‌ها خیلی زحمت می‌کشه. به نظر شما این کار تونسته تا به حال تو بالا بردن اطلاعات عمومی و یادگیری جملات و اصطلاحات ایتالیایی کمکتون کنه؟… اگه موضوعی به نظرتون می‌رسه که می‌تونه این کار و تلاش رو جذاب تر کنه، دریغ نکنید و اونا رو یا تو قسمت نظرات مطرح کنید یا به من و ماریو اطلاع بدید، تا تو این دو سه قسمت باقیمونده، ازشون استفاده بشه . جا داره همینجا، از میتراگراف عزیز هم بابت اصلاحاتی که در ترجمه انجام دادن تشکر کنم.

 در ادامه ازتون دعوت می‌کنم باهم بریم، سخنرانی و دکلمه های بنینی رو گوش کنیم .


2- سرود بیست و ششم، اولیس

بیشتر بخوانید

دوزخ و بهشت با روبرتو بنینی (قسمت سوم)

 Ci dice che lui all’inizio non voleva fare questo viaggio ultramondano. Si trova in questa selva, ci sono le tre belve, che sono belle anche così come sono, senza metafore. Si trova una lonza, un leone e una lupa che li ferma. Uno c’ha paura. E’ una cosa spettacolare senza la metafora, l’allegoria, i segni. Ad un certo punto arriva Virgilio che è il suo poeta preferito. Le sue prime parole sono: “Pietà, miserere me”. C’ha paura, una paura tremenda e Virgilio lo deve convincere, gli dice che lui è stato insignito, che deve fare ‘sto viaggio, che deve scrivere… e lui non vuole andare in nessuna maniera, finché Virgilio lo convince. Lui decide di andare e dopo si riferma: “Non voglio venire”. Proprio non vuole andare. Finché Virgilio per convincerlo gli dice che è stato chiamato da Beatrice, Santa Lucia e la Madonna. Tre donne che lo chiamano e vogliono per forza che lui faccia questo viaggio. Quando Dante sente che tre donne l’hanno chiamato c’è quel… ve lo vorrei leggere perché c’è un… non è che la so proprio tutta tutta a memoria, ci sono dei versi che… Nel II canto c’è una delle similitudini più belle della Divina Commedia, quella dei fioretti, lui sentendo dire che tre donne lo chiamano dice:

به ما میگه که ابتدا دانته نمی‌خواسته این سفر ماوراء الطبیعه رو انجام بده. خودشو تو این جنگل پیدا می‌کنه، سه تا حیون درنده هستن، که قشنگیشون همونطوریه که باید باشن، بدون هرگونه استعاره ای. یه پلنگ، یه شیر و یه گرگ ماده ای که در اونجا متوقف شدند.


هرکسی می‌ترسه. یه چیز واقعا خارق العاده ایه. بدون هرگونه استعاره، کنایه و یا نشونه ای. در یه لحظه ویرجیل میاد که همون شاعر مورد علاقه اشه. (دانته) اولین کلماتش اینا هست: « رحم کن به من بی‌چاره بینوا ». که می‌ترسه، یه ترس بسیار وحشتناک و ویرجیل باید متقاعدش کنه. بهش میگه که او (دانته) مورد فخر و توجه قرار گرفته که باید این سفر رو انجام بده، که باید بنویسه… و او (دانته) به هیچ طریق نمی‌خواد که بره، تا اینکه ویرجیل متقاعدش می‌کنه. او (دانته) تصمیم می‌گیره که بره و بعد دوباره متوقف میشه. «نمی‌خوام بیام». دقیقا نمی‌خواد که بره. تا اینکه ویرجیل برای متقاعد کردنش بهش میگه که از طرف بئاتریس، سانتا لوچیا و مادونا (مریم مقدس) مورد خطاب واقع شده. سه زنی که صداش می‌کنن و می‌خوان که او این سفر رو انجام بده. وقتی دانته می‌شنوه که سه تا زن صداش کردن، اینو، اونو،…

بیشتر بخوانید

دوزخ و بهشت با روبرتو بنینی (قسمت دوم)

 مقدمه:

 مطالبی رو که در ادامه مشاهده خواهید کرد، ترجمه های ماریوی عزیز از سخنرانی‌های روبرتو بنینی در دانشگاه La Sapienza رم، دانشگاه پادوا و بولونیا هست که در مورد دانته و کمدی الهی ایراد شده.

من به درخواست مترجم، هیچ تغییری در جمله بندی و کلمات ندادم و تنها اونا رو از فینگلیش به فارسی تبدیل کردم. لازم به ذکره که درج این سخنرانی‌ها تو اینجا به معنی تایید عقاید گوینده نیست و تنها آشنایی با عقاید و صد البته یادگیری زبون ایتالیایی مورد نظر بوده. امیدوارم که مورد توجه و استفاده شما عزیزان قرار بگیره.


بیشتر بخوانید

دوزخ و بهشت با روبرتو بنینی (قسمت اول)

 همونطور که می‌دونید روبرتو بنینی به دلیل تلاشش جهت معرفی دانته و کتاب کمدی الهی امسال نامزد جایزه ادبیات نوبل شده و برنده نهایی هم هفته آینده اعلام میشه .

  حدود یکسال هست که بنینی با یه تور سراسری به نام همه اش دانته (Tutto Dante) به شهرهای مختلف ایتالیا میره و تو برنامه هاش به تفسیر اشعار کمدی الهی می‌پردازه و اونا رو از حفظ می‌خونه.

 دلم می‌خواست به مناسبت نامزدی جایزه نوبل، یکی از سخنرانی های اخیر بنینی رو براتون ترجمه کنم، اما متاسفانه تا حالا فیلم کاملی از این سخنرانی‌ها منتشر نشده. تنها فیلم‌های کاملی که در این رابطه موجوده یکی مجموعه سخنرانی‌های بنینی تو دانشگاه‌های مختلف به نام Inferno e Paradiso مربوط به سال 200۱ و دومی هم Ultimo del Paradiso مربوطه به کریسمس سال 2002 هست.

بیشتر بخوانید

Divine Comedy Package

کمدی الهی ( کتاب دوزخ )
پس از مدتی شب زنده داری بلاخره این کتاب هم آماده شد.
این کتاب برای دوستداران زبان و ادبیات ایتالیا تهیه شده است. برای کسانی که می‌خواهند لذت خواندن اشعار این کتاب مشهور را به زبان اصلی تجربه کنند. قبل از این کتاب، خواندن کتاب « دوزخ با دانته » را ، که در کتابخانه وبلاگ موجود است، را توصیه می‌کنم.
برای درک بهتر، خلاصه هر سرود به زبان فارسی در ابتدای هر بخش نوشته شده و در ادامه نیز متن اصلی به زبان ایتالیایی همراه با ترجمه تنگاتنگ انگلیسی آن آورده شده است.
اغلب عکسهای سیاه و سفید کتاب توسط گوستاو دوره (Gustave Dorè) ترسیم شده و ترجمه انگلیسی نیز متعلق به آلن مندلبائوم (Allen Mandelbaum) مشهورترین مترجم انگلیسی این کتاب میباشد.
CD ضمیمه، شامل 5 ساعت دکلمه تمام اشعار و خلاصه هر بخش، به زبان ایتالیایی است.
این کتاب را از اینجا دانلود کنید (حدود 6 مگابایت).
Inferno
دوزخ، برنامه مستند جالبی است درباره کتاب دوزخ دانته، که در آن ضمن صحبت با کارشناسان صحنه هایی از این کتاب نیز به تصویر کشیده شده است.

Inferno e Paradiso



این برنامه مستند دیگری است شامل مجموعه سخنرانی‌های روبرتو بنینی در دانشگاههای مختلف شامل دکلمه وتفسیر سرود پنجم، بیست و ششم، سی و دوم از کتاب دوزخ و آخرین سرود از کتاب بهشت. دکلمه هایی که در کتاب « دوزخ با دانته » شاهد آن بوده اید همگی از این فیلم استخراج شده اند. این برنامه به زبان ایتالیایی است و متن سخنرانی همراه با فیلم عرضه می‌شود.

Ultimo del Paradiso
این برنامه هم شامل دکلمه و تفسیر جالب روبرتو بنینی از آخرین سرود کتاب بهشت است که در کریسمس سال 2002 اجرا شده است. متن قسمت مربوط به کمدی الهی این برنامه نیز همراه فیلم عرضه می‌شود.