مشکل دسترسی به فایل‌ها و موزیک ها برطرف شده است.

Press ESC to close

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت نهم)

0 283

Xké nn c incontr dm? از همون ابتدایی که اومده بودم رم تا رون صحبت کردنو یاد بگیرم، من و موبایل ایتالیاییم رابطه بسیار نزدیکی داشتیم. بعضی روزها نزدیک‌ترین دوست من تو رم بود، تنها کسی که تو این دنیا می‌دونست من کجام، اون بود، اما بعضی روزها هم بزرگ‌ترین دشمنم می‌شد. همون روز اول اقامتم تو ایتالیا، رفتم و این telefonino رو خریدم. فروشنده می‌خواست مشخصات گوشی رو واسم توضیح بده، اما من پیش دستی کردمو و گفتم: – میشه بی زحمت سیم کارت رو برام بذارین توش. از…

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت هشتم)

0 328

اعداد ترسناک پیانیست به تشویق تماشاگرا تعظیم کرد، بعد صندلیشو کشید و کنار پیانو نشست. بعد از کمی تمرکز روی کلیدها صدای موسیقی همیشه دوست داشتنی بتهون رو تو فضا پخش کرد. من و دوستم مارتا محو انگشتاش بودیم که روی کیبورد دنبال هم مسابقه می‌دادن، بالا و پایین می‌رفتند و اون صدای گوشنواز رو تولید می‌کردن. (یاد فیلم 1900 افتادم، عجب فیلمیه…) . وقتی طنین صدای آخرین نت محو شد، ما هم کنار تماشاچی های دیگه بلند شدیمو شروع کردیم به شدت دست زدن و تشویق کردن. اون شب…

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت هفتم)

0 332

یاد گرفتن خوش و بش تمام روزهای هفته قبل بارونی بود. هر روز یکسره بارون میومد. رفتم سراغ ماریو، نگهبان ساختمون. بعد از سلام احوالپرسی به خودم جرئتی دادم و پرسیدم این بارون تمومی نداره؟ Finisce mai questa pioggia?… از یه ماه پیش که وارد رم شده بودم، سعی کرده بودم از ماریو دوری کنم. روز اولی که وارد رم شدم این portiere زمخت و در عین حال خوش برخورد کمکم کرده بود تا مارتا رو ببینم. مارتا دوست دوستم بود که قبول کرده بود تا زمانی که تو رم…

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت ششم)

0 284

درست کردن همبرگر اگه لیمو گیر بیارم، اولین کاری که می‌کنم باهاش لیموناد درست می‌کنم…! اون روز می‌خواستم برم گوشت چرخ کرده بگیرم تا همبرگر بپزم. آخه همبرگر چیزیه که نباید انتظار داشته باشم که تو ایتالیا بخورم. تو رم سرگرم خوب کردن زبون ایتالیاییم بودم. دستور زبان خونده بودم، همینطور کتاب‌های کلاسیکو و تو مکالمه های گروهی زیادی شرکت کرده بودم. دیگه موقعش بود بیام اینجا و حرف زدن یاد بگیرم. توی رم هر روز با صدای فروشنده هایی که بیرون خونه بساط می‌کردن از خواب بلند می‌شدم. صدای…

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت پنجم)

0 291

گردش همراه تور هوای یکشنبه بهاری بود. ابرهاى پف‌ کرده تو آسمون آبی، شبیه یه نقاشی زیبا بودن. بعد از مدت‌ها بارندگی خورشید بالاخره خودشو نشون داد. منم برای اینکه از این هوای خوب استفاده کنم از via Appia Antica رفتم تا catacomba های رم رو ببینم. این خیابون شاهراه طولانی رم باستان بوده که از داخل دیوارهای شهر رد می‌شده و تا دریای آدریاتیک می‌رفته. مسیحی‌های اولیه رو در امتداد این جاده دفن کردند چون قوانین رومی‌ها اجازه دفن اونا رو داخل شهر نمی‌داد. تصمیم گرفته بودم قدم زنان…

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت چهارم)

0 282

پیدا کردن بار خودم بارون از روی چترم سرازیر بود و منو اسیر خودش کرده بود. آب رو پیاده رو بالا اومده بود و کفشامو خیس می‌کرد. موزه هم که دیگه بسته بود. خوب باید چیکار می‌کردم؟ کاری رو کردم که اغلب رومی ها تو یه همچین لحظه ای انجام میدن. مثل یه مرغابی توی آب واسه خوردن یه قهوه به سمت بار شنا کردم. تو ایتالیا بارها و کافه ها باهمند. یعنی یه جایی برای خوردن قهوه، صبحونه، ناهار سریع یا یه نوشیدنی و غذای سرپایی همراه دوستان. بارهای ایتالیا…

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت سوم)

0 317

یاد گرفتن ایتالیایی یا یه چیز دیگه! حسابی قاطی کرده بودم. آخه واسه چی اومدم رم؟ اومدم زبون ایتالیایم بهتر بشه یا اینکه یه زبون دیگه یاد بگیرم. زبون romanaccio یا لهجه بد رومی‌ها ! بعد از پنج سال تمرین برای صحبت کردن مثل یه گوینده اخبار ایتالیایی، حالا تو این شهر جاویدان (لقب شهر رم) واسه سفارش دادن یه قهوه هم مشکل دارم. هر روز باید خودمو آماده روبرو شدن با زبونی کنم که لغاتی رو که تو کلاس یاد گرفتمو تف کرده بیرون و چیزای دیگه ای جاش گذاشته….

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت دوم)‏

0 428

 بی تجربگی حسابی دیونه شده بودم وقتی که سر رئیسم داد می‌زدم و ازش مرخصی می‌خواستم: من باید زبون ایتالیای رو روون یاد بگیرم. من باید برم ایتالیا! به آرومی به شوهرم فهموندم که: من نیاز دارم که برم اونجا. اونجا باشم. بیشتر از این نمی‌خوام کلاس برم. من فقط می‌خوام حرف بزنم. می‌دونستم وقتی برگردم می‌تونم به درستی صحبت کنم و با افتخار تو رزومه ام جلوی « مسلط به زبان‌های : » بنویسم : ایتالیایی 5 سال پیش بود. یه دوستی بهم پیشنهاد داد که بهتره قبل از…

Continue reading

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت اول)

0 361

مقدمه: کلی جون کندید تا زبون ایتالیایی یاد بگیرید. کتاب خوندید، کلاس رفتین و هزارتا کار دیگه. حالا چی؟ اگه برین ایتالیا دیگه همه چی حله و مشکلی ندارین؟ یه خانمی دوستش میره ایتالیا. اونم هوس می‌کنه برای دیدنش بره. اما دوستش میگه بهتره قبل از سفر به ایتالیا، یه کمی زبانشو تقویت کنه. این خانم شروع به خوندن ایتالیایی می‌کنه و روز به روز علاقه اش به این La bella lingua بیشتر و بیشتر میشه. تا اینکه بعد از پنج سال می‌بینه، برای اینکه مثل یه ایتالیایی سلیس و…

Continue reading