درس چهل و چهارم

Quarantaquattresima Lezione

 

Camera con pensione

L’inquilino: – Mi dispiace, signora, ma non andiamo d’ accordo, siamo intesi per una camera ammobiliata, con pensione, ed io, alla fine del mese, voglio la pensione,

Come mio Zio, che è colonnello a riposo.

 

Un mistero

Io mi domando come fanno in Inghilterra a capirsi fra loro!

Oh bella, si capiscono perchè parlano la stessa lingua!

Ma no, che c’entra!

Per esempio, mia cugina Giuletta ed io, quando vogliamo parlare in inglese fra noi, non ci comprendiamo affatto!

 

Desideri

Vorrei andare alla Banca d’Italia, e riscuotere un assegno di cinquemila lire.

E perchè non ci va?

Perchè non ho l’assegno.

 

درس چهل و چهارم

 

اطاق با پانسیون

مستاجر: – متاسفم خانم، گویا با هم توافق نداریم، ما روی یک اطاق مبله، با پانسیون توافق کردیم و من در پایان ماه پانسیون می‌خواهم.

مانند عمویم، که سرهنگ بازنشسته است.

 

یک راز

من از خود می‌پرسم در انگلستان برای فهمیدن همدیگر چه می‌کنند!

اوه خوب، می‌فهمند چون به یک (همان) زبان صحبت می‌کنند!

اما نه، چه ربطی دارد!

به عنوان مثال، دختر عمویم ژولیت و من، وقتی می‌خواهیم باهم انگلیسی حرف بزنیم، اصلا همدیگر را نمی‌فهمیم!

 

آرزوها

کاش می‌توانستم به بانک ایتالیا بروم، و یک چک پنج هزار لیری نقد کنم.

و چرا نمی‌روید؟

چون چک ندارم.

 

ادامه دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *