درس سی و هشتم

Trentottesima Lezione

Può darsi…

Il signore è tedesco o svizzero? Mi domanda la cameriera?

No, sono francese, perchè?

Perchè abbiamo già dei tedeschi e svizzeri in casa.

E dei francesi, non ce ne sono?

Ce n’era uno, ma è andato via l’altro ieri.

Intanto siamo giunti al numero nove.

La stanza è pulita e ben ammobiliata, tasto il letto, che mi pare abbastanza soffice.

Apro la finestra: dà su un gran cortile, circondato da case altissime, ed ombreggiato da grandi alberi.

Mi piace.

Domando: – Qual’  è il prezzo della Camera?

Dieci lire.

Va bene, la prendo.

Il signore resta qualche tempo?

Non lo so ancora, può darsi ch’io resti una settimana.

Le porto subito il bagaglio in camera, qui è il bottone del campanello, se ha bisogno di qualche cosa.

Grazia, mi porti sopra la valigia.

 

درس سی و هشتم

شاید…

پیشخدمت از من می‌پرسد: آقا آلمانی است یا سوئیسی؟

نه، فرانسوی هستم، چطور مگه؟

برای اینکه چند آلمانی و سوئیسی در مهمان‌خانه داریم.

از فرانسویان، کسی از آنان نیست؟

یکی از آنان بود، اما پریروز بیرون رفته است.

در این موقع به اطاق شماره نه رسیده ایم.

اطاق تمیز است و خوب مبله شده، تخت‌خواب را دست می‌کشم، که به اندازه کافی نرم به نظر می‌رسد.

پنجره را باز می‌کنم: به حیاط بزرگی باز می‌شود، احاطه شده از خانه های بلند، و پوشیده از درختان بزرگ.

می‌پسندم.

می‌پرسم: – کرایه اطاق چقدر است؟

ده لیره.

خوب است، آن را میگ‌یرم.

آقا چند وقت می‌مانند؟

هنوز نمی‌دانم، شاید یک هفته بمانم.

من همین الان بار و اثاث شما را به اطاق می‌آورم، این دگمه زنگ است، اگر به چیزی احتیاج داشتید.

ممنون، چمدان مرا بالا بیاورید.

 

ادامه دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *