درس بیست و هفتم

:Ventisettesima Lezione

 

Per la Starda

Signorina, permette che le offra il mio braccio?

Mi dispiace, ma non darò il mio braccio,

Che a chi.. mi offrirà la sua mano.

 

Non suona il pianoforte

Tra la signora del primo piano e il signore del scondo:

Lei : Non si può più dormire,

Il suo cane non fa che abbaiare tutta la notte.

Lui (mortificato) : Ha ragione… Ci rimedierò…

(trionfante)  però deve riconoscere che il mio cane,

Di giorno non suona mai il pianoforte, mai, mai.

 

Dal rapporto di un caporale

Sono consegnati per Quattro giorni i soldati Bini e Verri,

Per essere venuti alle mani coi piedi.

 

Ecco maggio! (Canzone popolare Toscana)

Ecco Maggio, quel bel mese,

Che rallegra tutti i cuori,

Fa fiorir tutti gli alberi,

Ecco, Maggio dai bei fiori

.

درس بیست وهفتم

 

در کوچه (خیابان)

دوشیزه خانم، آیا اجازه می‌دهید بازویم را به شما بدهم؟

متاسفم، اما من بازویم را نمی‌دهم،

مگر به کسی که دستش را به من بدهد. (کنایه از ازدواج کردن)

 

او پیانو نمی‌زند

بین خانم طبقه اول و آقای طبقه دوم:

او (خانم) : دیگر نمیتوان خوابید،

سگ شما تمام شب بجز پارس کردن کاری نمی‌کند.

او (مرد- خجل) : حق با شماست… چاره ای برایش پیدا خواهم کرد…

(پیروزمندانه)  اما شما باید بدانید که سگ من،

در روز هرگز پیانو نمی‌زند، هرگز.

 

از گزارش یک سرجوخه

سربازان بینی و وری به مدت چهار روز توقیف هستند،

برای اینکه با پا دست به يقه شده اند.

 

در مورد ترجمه این لطیفه به توضیح حامد عزیز توجه کنید:

در باره اصطلاح Venire alle mani بايد توجه كني كه به معني گلاويز شدن و دعوا كردن است و نكته لطيفه هم اين است كه با اين كه كلمه دست در آن به كار رفته ميشه اين كار را با پا انجام داد! به همين خاطر بهتر است دست به يقه شدن ترجمه كني تا مفهوم منتقل شود.

اینک مه (ماه مه – ترانه عامیانه توسکانی)

اینک مه، این ماه زیبا،

که دلهای ما را شاد می کند،

تمام درختانرا می شکوفاند،

اینک، مه دارای گلهای زیبا


لغات و اصطلاحات:

اجازه دادن

Permettere

به من اجازه دهید که …

Mi Permetta di…

به تو اجازه می‌دهم که …

Mi Permetto di…

تقدیم کردن – عرضه کردن

Offrire

متاسف بودن – ناپسند آمدن

Dispiacere

اگر بدتان نمی‌آید

Se non le dispiace

از اینکه دیر کرده ام متاسفم

Mi dispiace d’ essere in ritardo

خواهم داد

darò

تقدیم خواهد کرد

Offrirà

زنگ زدن – نواختن

Suonare

زدن ناقوسها

Suonare le campane

پیانو زدن

Suonare il pianoforte

ویولن زدن

Suonare il violino

طبل زدن

Suonare il tamburo

توانستن

Potere

نمی‌توانم آن را باور کنم

Non posso crederlo

هر چی بتونم بهتر انجام میدم

Farò come potrò meglio

نمیتوانم بیایم

Non posso venire

میشه – امکانش هست

Può essere

نمیشه – امکانش نیست

Non può essere

چطور ممکنه راست باشه.

Come può essere che sia vero

می‌توان گفت

Si può dire

نمی‌توان خوابید

Non si può dormire

پارس کردن

Abbaiare

سگی که پارس کند، گاز نمی‌گیرد.

Can che abbaia non morde

علاج کردن – چاره اندیشیدن

Rimediare

شناختن – اعتراف کردن

Riconoscere

شخصی را شناختن

Riconoscere una persona

رنجاندن – خجلت زده کردن

Mortificare

سرخورده – خجل

Mortificato

توقیف کردن

Consegnare

توقیف شده

Consegnato

فتح کردن

Tronfare

فاتحانه – پیروزمندانه

Trionfarte

آمدن

Venire

آمده بودن

Essere venuto

دعوا کردن – دست به یقه شدن

Venire alle mani

دعوا کرده – کتک کاری کرده

Venuto alle mani

دعوا کرده بودن

Essere venuto alle mani

گل دادن – شکوفه کردن

Fiorire

گلهای رز گل داده اند

Le rose sono fiorite

شکوفاندن – به گل نشاندن

Far fiorire

بازو

Braccio

دست

Mano

دست راست

Mano dritta

با دستهای خودش

Colle sue proprie mani

سگ

Cane

سگ گرگی

Cane lupo

مثل سگ و گربه باهم بودن

Stare come cane e gatto

زندگی سگ داشتن

Fare una vita da cane

گزارش

Rapporto

گزارشی دادن

Fare un rapporto

سرجوخه

Caporale

پا

Piede

از سر تا پا

Da capo a’ piedi

پیاده – با پا

A piedi

ماه مه

Maggio

قلب – دل

Cuore

از ته قلب

Dal profondo del cuore

در دل شب

Nel cuor della notte

در دل زمستان

Nel cuor dell’ inverni

درخت

Albero

درخت میوه

Albero da futto

گل – شکوفه

Fiore

او (مونث)

Lei

او (مذکر)

Lui

با این وجود – معهذا – اما

Però

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *