هر روز یک لغت ایتالیایی (قسمت هفدهم)

Salute
سلامتی، بهزیستی
Il clima umido mi ha rovinato la salute.
آب و هوای مرطوب سلامتی منو از بین برده

Padronanza
استادی، فرماندهی
Lei ha padronanza dell’inglese.

اون تو انگلیسی استاده.

Nebbia
مه، بخار، غبار

La città era coperta dalla nebbia.

شهر از مه پوشیده شده.

Cominciare
شروع، آغاز

A che ora comincia il film?

چه ساعتی فیلم شروع میشه؟

Sbalordito
مبهوت، متحیر

Lo fissai sbalordito.

از حیرت خشکم زد.

Predica

موعظه، خطابه
Non farmi la predica.

واسم موعظه نخون.

Malattia
مریضی، ناخوشی

La malattia gli ha affilato il viso.

مریضی چهره اشو لاغر کرده.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *