هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت ششم)

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت ششم)


Stipendio
حقوق و دستمزد
Arrotonda lo stipendio lavorando a casa.

با کار کردن تو خونه حقوقشو درمیاره.

Opera

اپرا، کار، کمک، وظیفه
Questa sera andiamo all’Opera.

امشب به اپرا میریم.

Vino

شراب
Il vino diventa aceto.

شراب سرکه شده.

Boccone

لقمه، تکه، ذره
Non c’è un boccone di pane in casa.

یه تیکه نون تو خونه نیست.

Clientela

مشتری، ارباب رجوع
Quel negozio ha una numerosa clientela.

این مغازه مشتریای زیادی داره.

Maestro

معلم، استاد

I bambini attorniarono il maestro.

بچه ها معلمشونو دوره کردن.

Anno

سال
La popolazione mondiale aumenta di anno in anno.

جمعیت دنیا سال به سال زیاد میشه.


 

و زمان می‌گذره…

و زمان می‌گذره…

و زمان می‌گذره…

Il tempo se ne va

می‌دونید که من اصلا دوست ندارم هی تند تند از چلنتانو ترانه ترجمه کنم، اما این محسن خان گیر داد و گفت این ترانه که مال چلنتانو نیست، توتو کوتونیو (Toto Cutugno) نوشته و چلنتانو فقط اجراش کرده. ما هم که بهانه اش جور شد زدیم تو خط ترجمه این ترانه .

خوب این ترانه یه کمی بدآموزی داره. اگه یه زمانی خواستید برید بیرون نه تنها به توصیه این ترانه جوراب‌های بلندتونو به کوتاه تبدیل نکنید، بلکه حواستون باشه چکمه اتونم بکنید زیر شلوار تا حکم تبرج شامل حالتون نشه .

بیشتر بخوانید

روز عشاق

روز عشاق

روز عشاق

عشاق معروف زیادی رو تو تاریخ ایتالیا می‌تونید پیدا کنید:

پائولو و فرانچسکا ناکام که تو کتاب کمدی الهی دانته داستانشون اومده، رومئو و ژولیت، دو عاشق جوان ورونائی (Verona) که مشهورترین کار شکسپیر هست و همچنین رنتزو و لوکا، تو داستان ازدواج وعده داده شده(I Promessi Sposi) نوشته آلساندرو مانتزونی (Alessandro Manzoni) در سال ۲۷- ۱۸۲۵، که بعد از گذروندن موانع و مشکلات زیاد موفق میشن باهم ازدواج کنن و…

با این همه داستان‌های عشقی و رمانتیک طبیعیه که ایتالیا سرزمین عاشقان (romance) نامیده بشه و روز ولنتاین با شور اشتیاق زیادی توش جشن گرفته بشه .

افسانه و واقعیت

گرچه ایتالیا سرزمین عشاقه، اما متاسفانه مشابه جشن‌هایی مثل هالوین (Halloween) و روزمادر، روز ولنتاین هم تبدیل به جشنی وارداتی از آمریکا شده. il giorno della festa degli innamorati تو ایتالیا مخصوص زوج‌ها و عاشقاس، بچه ها و اعضای خانواده تو این روز به هم هدیه نمیدن. اما تو سال‌های اخیر سوداگران آمریکایی که واردکننده شکلات‌ها، لباس‌ها، کارت‌های ولنتاین و محصولات دیگه ای که به نوعی مبلغ موضوعات جنسی هستند، بسیاری از رسم و رسومات رو تغییر دادن .

روز عشاق
بیشتر بخوانید

خدا رو بعدا می‌خرم!

خدا رو بعدا می‌خرم!

خدا رو بعدا می‌خرم!

سیلویو برلسکنی ثروتمندترین مرد ایتالیاست. تو ایتالیا رو هرچی دست بذارین، نشانه هایی از حضور برلسکنی در اون رو خواهید دید. همونطور که تو زندگینامه اش می‌تونید بخونید اون فرد بسیار جاه طلبیه که می‌خواد همه چی مال اون باشه. تجارت، سرگرمی، تلوزیون، فوتبال و…

سیلویو برلسکنی

دو سال پیش که یکی از دوستان (حامد) CD ترانه های بنینی رو بهم هدیه داد، ترانه E’ tutto mio (همه چی مال منه) نظرم رو جلب کرد و بعدها که اجرای زنده اشو تو فیلم توتو بنینی (Tutto Benigni 95-96) دیدم، بیشتر علاقمند شدم که از معنیش سر دربیارم. تلاش زیاد من تو اینترنت به دنبال متن این ترانه بی فایده بود. حتی تو یکی دو تا فروم ایتالیایی تقاضا کردم یکی متن این ترانه رو برام بنویسه، اما هیچ کس به خودش این زحمتو نداد و حداکثر یه خلاصه ای از مفهوم ترانه رو برام نوشتن .

ترانه‌های بنینی بیش از حد ایتالیاییه و پر از اصطلاحات محلی که در مقابل ترجمه مقاومت میکنن و برام جالب بود که می‌فهمیدم بعضی از خود ایتالیایی‌ها هم از این اصطلاحات سر در نمیارن .

آشنایی با سیلویا (Silvia) که از طرفدارای دوآتیشه بنینیه و قبلا خدمتتون معرفیش کردم، فرصت خوبی بود تا هرچی سوال در این مورد دارمو بپرسم.

نتیجه اینکه الان متن این ترانه ایتالیایی حاضر و آماده اس و خیلی از اصطلاحات عجیب و غریبشو هم سیلویا برام توضیح داده .

بیشتر بخوانید

مثل یه ایتالیایی فکر کن، مثل یه ایتالیایی حرف بزن!

مثل یه ایتالیایی فکر کن، مثل یه ایتالیایی حرف بزن!

مثل یه ایتالیایی فکر کن، مثل یه ایتالیایی حرف بزن!

پست اخیر وحید عزیز منو وادار کرد به جای نوشتن در مورد ولنتاین که موضوع داغ این روزاست اما همهتون کم و بیش داستانشو می‌دونید، بیام و در این مورد که نکته مهمی تو فراگیری زبون هست، با هم صحبت کنیم :

– اگه می‌خواید ایتالیایی یاد بگیرید، زبون مادریتونو فراموش کنید.

– اگه می‌خواید ایتالیایی بخونید، روزنامه های ایتالیایی رو بخونید.

– اگه می‌خواید مثل یه ایتالیایی حرف بزنید، مدتی برید ایتالیا و فقط ایتالیایی صحبت کنید.

خلاصه کلام اگه میخواید کاملا به ایتالیایی مسلط بشید، باید مثل یه ایتالیایی فکر کنید .

یادگیری ایتالیایی

۱- اگه هدفتون ایتالیایی صحبت کردنه، فارسی صحبت کردن با دوستانی که ایتالیایی بلدن، وقت تلف کردنه.

۲- مقایسه دستور زبان فارسی و ایتالیایی فایده ای نداره، هرچند اینکار منطقی به نظر میاد اما هر زبونی قواعد و شکل هایی داره که مخصوص خودشه که بعضی وقتها اصلا منطقی به نظر نمیاد. مثلا تو دستور زبان ایتالیایی زمان‌هایی وجود داره که اصلا مشابهش تو زبون فارسی نیست.

۳- ترجمه جملات تو ذهن قبل از صحبت و خوندن کار احمقانه ایه که هیچ وقت اجازه نمیده به طور طبیعی صحبت کنید و سریع عکس العمل نشون بدید.

۴- به جای کالبدشکافی قواعد و نکات گرامری، با یه ایتالیایی صحبت کنید، طرز حرف زدنشو تقلید کنید و سعی کنید ادای اونا رو دربیارید. فکر کنید یه هنرپیشه هستید که باید نقش یه ایتالیایی رو بازی کنه

بیشتر بخوانید

من نمی‌تونم ایتالیایی یاد بگیرم!!!

من نمی‌تونم ایتالیایی یاد بگیرم!!!

من نمی‌تونم ایتالیایی یاد بگیرم!!!

ببینم، می‌خواید ایتالیایی یاد بگیرید یا می‌خواید هی دلیل بیارید که چرا نمی‌تونید ایتالیایی یاد بگیرید؟ مثل همون دلایلی که اغلب واسه رژیم گرفتن، پس انداز کردن و درس خوندن و غیره میارید .

خب می‌تونید وقتتونو تلف کنید و هی بهونه بیارید که چرا نمی‌تونید کلمات ایتالیایی رو تلفظ کنید یا صرف افعال رو یاد بگیرید، اما بهتره این وقت و انرژی رو بذارید واسه یاد گرفتن این la bella lingua.

تو این پست می‌پردازیم به بهونه های رایجی که دوستان واسه یاد نگرفتن زبون ایتالیایی میارن .

ایتالیایی یاد بگیرم

ایتالیایی خیلی سخت تر از انگلیسیه!

کاملا اشتباهه. تحقیقات علمی نشون میده که زبون ایتالیایی خیلی ساده تر از انگلیسه.

خود آموز ایتالیایی

چیزی که اغلب ما فراموش می‌کنیم اینه که همه اولش ناشی بودن! به بچه ای فکر کنید که بهتر از هرکسی زبون مادریشو یاد می‌گیره. بچه ها میخندن و از حرف زدن لذت می‌برن، ترانه می‌خونن بدون اینکه نگران اشتباه حرف زدن باشن یا از شنیدن صدای خودشون ناراحت بشن.  شما چرا اینکارو نمی‌کنید؟

یه ضرب المثل ایتالیایی هست که میگه : Sbagliando s’impara، اشتباه کن تا یاد بگیری !

بیشتر بخوانید

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت چهارم)

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت چهارم)

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت چهارم)

Molla

فنر
È saltata la molla.

فنر شکسته است.

Mercato

فروشگاه
Le merci estere inondano il mercato.

کالاهای خارجی فروشگاه رو پر کردن

Gustare

چشیدن، لذت بردن
Con questo raffreddore non riesco a gustare nulla.

با این سرماخوردگی هیچی رو نمی‌تونم بچشم.

Marca

مارک
Questa è la migliore marca di tè.

این بهترین مارک چای هست.

Spugna
اسفنج، ابر

La spugna assorbe l’acqua.

اسفنج آب رو جذب می‌کنه.

Canto
ترانه

Il canto è solo eseguito dal coro.
این ترانه فقط توسط گروه کر اجرا میشه.

Albero

درخت

Lo appesero ad un albero.

اونو از یه درخت دار زدن

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

…Come ‘l sol volge le ‘nfiammate rote

per dar luogo a la notte, onde discende

dagli altissimi monti maggior l’ombra,

l’avaro zappador l’arme riprende,

هنگامی که خورشید چرخ آتشینش را می‌گرداند،

تا جایش را به شب بسپارد.

هنگامی که سایه های سیاهتر از قله های بلند پایین می‌آیند،

کشاورز طماع وسایلش را جمع می‌کند،

et con parole et con alpestri note

ogni gravezza del suo petto sgombra;

et poi la mensa ingombra

di povere vivande,

و با نوا و گفتار کوهستان،

هرگونه افسردگی از دلش زدوده می‌شود.

وسپس میز غذای

فقیرانه اش را آماده می‌کند.

simili a quelle ghiande,

le qua’ fuggendo tutto ‘l mondo honora.

Ma chi vuol si rallegri ad ora ad ora,

همانند آن میوه های بلوط،

که تمام دنیا با عزت از آن دوری کرد،

اما چه کسی گذاشت ساعت‌ها خوشحال باشند.

(اشاره به افسانه های یونانی و رومی، Golden age)

ch’i’ pur non ebbi anchor, non dirò lieta,

ma riposata un’hora,

né per volger di ciel né di pianeta….

از آن زمان تاکنون حتی یک ساعت هم آسایش نداشته ام،

به جای چرخش آسمان و سیاره ها،

از خوشحالی حرف نزن….

عید پاک به روایت انجیل یوحنا

عید پاک به روایت انجیل یوحنا

عید پاک به روایت انجیل یوحنا

دارم مطلبی در مورد آداب و رسوم مردم ایتالیا تو عید پاک تهیه می‌کنم. بهتر دیدم قبل از اون اشاره کنم که عید پاک، روز عروج عیسی مسیح به آسمون، از کجا اومده و چرا مسیحیا این روز رو جشن میگیرن.

راستش هیچ جا رو ندیدم که بهتر از انجیل یوحنا این مطلب رو توضیح داده باشه. پس همراه شما میریم به فصل نوزده انجیل یوحنا .

تو این فصل توضیح داده میشه که چطور عیسی مسیح به صلیب کشیده میشه و می‌میره، و سربازا برای اینکه از مرگش مطمئن بشن نیزه ای به پهلوی اون فرو می‌کنن.

 الباقی ماجرا رو که تو باب سی و هشت به بعد نوشته شده از روی انجیل می‌خونیم:

Giovanni 19

[38]Dopo questi fatti, Giuseppe d’Arimatèa, che era discepolo di Gesù, ma di nascosto per timore dei Giudei, chiese a Pilato di prendere il corpo di Gesù. Pilato lo concesse. Allora egli andò e prese il corpo di Gesù.

بعد از این عمل، یوسف آرمیاته، که به علت ترس از یهودیان، از پیروان پنهانی عیسی بود، از پیلاتو خواست جسد عیسی را بگیرد. پیلاتو اجازه داد. پس او آمد و جسد عیسی را گرفت.

 

[39]Vi andò anche Nicodèmo, quello che in precedenza era andato da lui di notte, e portò una mistura di mirra e di aloe di circa cento libbre.

نیکودمو هم که در ابتدا، شب نزد او آمده بود، تقریبا صد پوند (حدود سی کیلو) مخلوط مر و چوب عود (مواد خوشبو) آورد.

 

[40]Essi presero allora il corpo di Gesù, e lo avvolsero in bende insieme con oli aromatici, com’è usanza seppellire per i Giudei.

آنها جسد عیسی را گرفتند، و با روغن معطر در پارچه پیچیدند، مانند رسوم تدفین یهودیان.

 

[41]Ora, nel luogo dove era stato crocifisso, vi era un giardino e nel giardino un sepolcro nuovo, nel quale nessuno era stato ancora deposto.

حالا، در محلی که او مصلوب شده بود، باغ کوچکی بود و در باغ، قبر تازه ای بود که کسی در آن دفن نشده بود.

 

[42]Là dunque deposero Gesù, a motivo della Preparazione dei Giudei, poiché quel sepolcro era vicino.

چون شنبه یهودیان در پیش بود، از آنجایی که قبر نزدیک بود، عیسی را آنجا دفن کردند.

 

Giovanni 20 بیشتر بخوانید

آشنایی با معانی و کاربرد cioè، insomma، Magari و Mica

آشنایی با معانی و کاربرد cioè، insomma، Magari و Mica

آشنایی با معانی و کاربرد cioè، insomma، Magari و Mica

وقتی تو پست ایتالیایی ها چی میگن چی نمیگن  از این کلمات صحبت کردیم، دوستانی خواستن که در مورد این کلمات بیشتر توضیح بدیم. من چیزایی رو که از این کلمات می‌دونستم اینجا براتون نوشتم. اگه کسی اطلاعات بیشتری داشت، خوشحال میشم ما رو هم مطلع کنه .

 

 cioè، insomma، Magari و Mica

Magari

این کلمه تو مکالمات روزمره به منظورهای مختلفی استفاده میشه:

Magari c’è un altro motivo

شاید دلیل دیگه ای باشه.

Magari ci vediamo stasera e ne parliamo

ممکنه امشب همدیگه ببینیم و درباره اش صحبت کنیم.

Magari fosse vero!

ای کاش حقیقت داشت!

Lo aspetterò, magari dovessi rimanere qui un’intera giornata

منتظرش میمونم، حتی اگه مجبور بشم تمام روزو اینجا بمونم.

Magari potrebbe offendersi

ممکنه حتی بهش بر بخوره.

بیشتر بخوانید