درس سی و یکم

 Trentunesima Lezione:

 

Non mi sorprende !

Cameriere mi può favorire l’orario delle ferrovie?

Sissignore, subito.

Il cameriere s’allontana, serve altri clienti.

Aspetto invano qualche minuto, si sarà scordato di me.

Lo chiamo di nuovo: – Cameriere ! L’orario…

Oh scusi signore ! Mi ero dimenticato.

Mi porta l’orario, io l’apro, e cerco, cerco,

ma non riesco a trovare ciò che voglio.

Al tavolino vicino, c’è un signore barbuto che, notando il mio imbarazzo,

Offer gentilmente d’aiutarmi.

Un buon treno per Pisa? Dice, prenda il diretto delle dieci e quarantacinque,

Cambi a Genova alle dodici e dieci, e sarà a Pisa verso le quindici.

N’è ben sicuro ? domando.

Ma come ! sono viaggiatore di commercio e conosco tutte le linee a menadito.

Del resto, glielo farò vedere nell’ orario !

Si mette a cercare nell’ orario, cerca ancora, cerca senza successo.

Strano, dice. Questo treno non lo trovo…

E non mi sorprende! esclama. È l’orario dell’ anno scorso.

درس سی و یکم

 

مرا متعجب نمی‌کند!

گارسون، می‌توانید راهنمای راه آهن را لطفا به من بدهید؟

بله اقا، همین الان.

گارسون دور می‌شود و به مشتری‌های دیگر خدمت می‌کند.

بیهوده چند دقیقه منتظر می‌شوم. لابد او مرا فراموش کرده است.

او را از نو صدا میزنم: – گارسون! دفتر راهنما! …

اوه معذرت میخواهم آقا!  فراموش کرده بودم.

او دفتر راهنما را پیش من میاورد، آنرا باز می‌کنم، جستجو می‌کنم، جستجو می‌کنم.

ولی موفق نمی‌شوم آنچه را که می‌خواهم پیدا کنم.

سر میز مجاور، آقای ریش داری است که وقتی حیرت و سرگردانی مرا ملاحظه می‌کند،

با محبت پیشنهاد می‌کند که به من کمک کند.

می‌گوید: یک ترن خوب برای پیزا؟  قطار تند رو ساعت ۱۰ و ۴۵ دقیقه را بگیرید.

قطار را ساعت ۱۲ و ده دقیقه در ژنو عوض کنید، و در حدود ساعت پانزده در پیزا خواهید بود.

میپرسم: آیا کاملا از آن مطمئن هستید؟

چطور؟ من مسافر تجاری هستم و نمام خطها را روی نوک انگشتهایم میشناسم.

وانگهی، من به شما آن را در دفتر راهنما نشان خواهم داد!

شروع می‌کند به گشتن در دفتر راهنما، بازهم می‌گردد، میگردد بدون نتیجه.

می‌گوید: عجب، این ترنرا پیدا نمی‌کنم.

و مرا متعجب نمی‌سازد! (وقتی) فریاد برمی‌آورد: این دفتر راهنمای سال گذشته است.

 

لغات و اصطلاحات:

سی و یکم

Trentunesimo

سی و یک

Trentuno

منتظر می‌شوم

Aspetto

منتظر شدن

Aspettare

صدا می‌زنم

Chiamo

صدا زدن

Chiamare

می‌پرسم

Domando

پرسیدن

Domandare

می‌شناسم

Conosco

شناختن

Conoscere

پیدا می‌کنم

Trovo

پیداکردن

Trovare

جستجو می‌کنم

Cerco

حستجوکردن

Cercare

هستم

Sono

بودن

Essere

می‌خواهم

Voglio

خواستن

Volere

باز می‌کنم

Apro

بازکردن

Aprire

موفق می‌شوم

Riesco

موفق شدن

Riuscire

بودم

Ero

بودن

Essere

خواهم کرد

Farò

کردن

Fare

نشان خواهم داد

Farò vedere

نشان دادن

Far vedere

می‌برد – می‌آورد

Porta

بدن – آوردن

portare

جستجو می‌کند

Cerca

جستجو کردن

Cercare

فریاد بر می‌آورد

Esclama

صدای تعجب… برآوردن

Esclamare

متعجب می‌کند

Sorprende

غافلگیر و متعجب کردن

Sorprendere

می‌گذارد

Mette

گذاشتن

Mettere

شروع می‌کند

Si mette

شروع کردن

Mettersi

هست

È

بودن

Essere

خدمت می‌کند

Serve

خدمت کردن

Servire

پیشنهاد می‌کند

Offre

تقدیم و پیشنهاد کردن

Offrire

می‌گوید

Dice

گفتن

Dire

خواهد بود

Sarà

بودن

Essere

ببخشید

Scusi

بخشیدن

Scusare

عوض کنید

Cambi

عوض کردن

Cambiare

بگیرید

Prenda

گرفتن

Prendere

بدهید (لطف کنید)

Favorisca

دادن (لطف کردن)

Favorire

دور شدن

Allontanarsi

دور کردن

Allontanare

فراموش شده

Scordato

فراموش کردن

Scordare

فراموش شده

Dimenticato

فراموش کردن

Dimenticare

ملاحظه کننده

Notando

توجه و ملاحظه کردن

Notare

کمک کردن به من

Aiutarmi

کمک کردن

Aiutare

 

 

 

 

 

 

 

Servire :

این گفتگو به چه درد می‌خورد؟

A che serve questo discorso ?

این به هیچ دردی نمی‌خورد

Questo non serve a nulla

 

 

 

 

 

 

 

Scusare:

کنجکاوی مرا ببخشید

Scusate la curiosità

سنش او را می‌بخشد

L’ età lo scusa

 

 

 

 

 

 

 

Portare :

بسته ای را بردن

Potare un fagotto

لباسی را پوشیدن

Portare un vestito

گیلاس را به لب بردن

Portarsi il bicchiere alle labbra

شما را به تئاتر می‌برم

Vi porto al teatro

این راه به رم ختم می‌شود.

Questa strada porta a Roma

تفنگی که دوهزار متر برد دارد

Fucile che porta due mila metri

این برایت خوشبختی خواهد آورد

Ciò ti porterà fortuna

چراغ را نزد من بیاورید

Portatemi il lume

یک گیلاس شراب برای من بیاور

Mi porti un bicchiere di vino

 

 

 

Mettere:

دیگر قدم به خانه او نخواهم گذاشت

Non ci metterò più il piede da lui

کت خود را پوشیدن

Mettersi la giacca

پول با سود می‌دهد

Mette denaro a frutto

در جریان … گذاشتن – مطلع کردن

Mettere al corrente di…

رمانی را به ایتالیایی ترجمه کردن

Mettere un romanzo in italiano

روخانه ایکه در دریا می‌ریزد

Fiume che mette in mare

فرض کنیم – گیریم که اینطور باشد

Mettiamo che sia così

شروع به آواز خواندن کردن

Mettersi a cantare

شروع به آواز خوانی کرد

Si mise a cantare

شروع به باریدن کرده است

S’è messo a piovere

 

 

 

Scordare:

فراموش کردن

Scordare=Scordarsi di…=Dimenticare

فراموشم نکن

Non ti scordar di me

 

 

 

Favorire:

تسهیل کردن – دادن (لطف کردن) – آمدن

Favorire

فراری را تسهیل کردن

Favorire un evasione

لطفا نظری بدهید – راهنمایی بفرمایید

Mi favorisca un consiglio

لطفا داخل شوید

Favorisca entrare

ما را سر فراز فرمایید- تشریف بیاورید

Favorisca da noi

لطفا بفرمایید (زمان تعارف غذا و میوه)

Vuol favorire

 

 

 

Notare:

توجه – ملاحظه کردن

Notare

خوب ملاحظه کنید که …

Notate bene che

 

 

ریش

Barba

ریشو – ریش دار

Barbato = Barbuto

ریش اصلاح کن (آرایشگر)

Barbiere

آرایشگاه – سلمانی

Barbieria

دفتر راهنمای راه آهن

Orario

پیشخدمت – گارسن (مذکر)

Cameriere

مشتری

Cliente

دقیقه

Minuto

میز

Tavola

میز کوچک

Tavolino

حیرت – سرگردانی – ناراحتی

Imbarazzo

ژنو

Genova

مسافر

Viaggiatore

تجارت

Commercio

خط

Linea

عمل – مانور

Mena

چیزی را کاملا دانستن و سر انگشت آماده داشتن

Sapere una cosa a menadito

طی شده – گذشته

Scorso – a

زمان گذشته – روزگار گذشته

Il tempo scorso

هفته گذشته

La settimana scorsa

مطمئن

Sicuro – a

آیا از آن کاملا مطمئن هستید؟

N’è (Ne è) ben sicuro?

بیهوده – بی نتیجه

Invano

تازه – نو

Nuovo – a

با لطف و محبت

Gentilmente

در حدود – نزدیک – مقارن

Verso

نزدیک غروب

Verso sera

در حدود ساعت هشت

Verso le sette

نشان خواهم داد

Farò vedere

به شما آن را نشان خواهم داد

Glielo faro vedere

به علاوه – وانگهی

Del resto

 

توضیحات:

۱٫ در جلوی ne, le, li, la, lo  ضمیر Gli به Glie تبدیل می‌شود.

به شما نشان خواهم داد

Glielo farò vedere

۲٫ A menadito به معنی به راهنمایی انگشت و Menare هم به مفهوم رهبری و اداره کردن است.

من کلیه خط‌ها را باشاره انگشت می‌شناسم

Conosco tutte le linee a menadito

۳٫

Partire:

Parlare :

 

من عزیمت می‌کنم

Io parto

من حرف می‌زنم

Io parlo

تو عزیمت می‌کنی

Tu parti

تو حرف می‌زنی

Tu parli

او عزیمت می‌کند

Egli parte

او حرف می‌زند

Egli parla

ما عزیمت می‌کنیم

Noi partiamo

ما حرف می‌زنیم

Noi parliamo

شما عزیمت می‌کنید

Voi partite

شما حرف می‌زنید

Voi parlate

ایشان عزیمت می‌کنند

Essi partano

ایشان حرف می‌زنند

Essi parlano

 

تمرین:

Un biglietto di seconda classe (Una seconda) per livorno.

Andata e ritorno?

Andata solo.

Ventitrè lire e sessanta centesimi.

(Do trenta lire).

No ha gli spiccioli? Non ho il reslo da darle.

(Frugo nelle mie tasche e trovo gli spiccioli).

 

یک بلیط درجه دو برای لیورن.

دو سره (رفت و برگشت)؟

یکسره (فقط برای رفت)

بیست و سه لیره و شصت سانتیم

(سی لیره می‌دهم)

آیا پول خرد ندارید؟ من بقه اش را ندارم به شما بدهم.

(در جیب‌هایم می‌گردم و پول خرد پیدا می‌کنم).

 

توضیحات:

La moneta به سکه و Gli spiccioli به پول خرد اطلاق می‌شود. برای باقی پول که باید برگردانده شود از Il resto استفاده میشود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *