خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت اول)

مقدمه:

کلی جون کندید تا زبون ایتالیایی یاد بگیرید. کتاب خوندید، کلاس رفتین و هزارتا کار دیگه. حالا چی؟ اگه برین ایتالیا دیگه همه چی حله و مشکلی ندارین؟

یه خانمی دوستش میره ایتالیا. اونم هوس می‌کنه برای دیدنش بره. اما دوستش میگه بهتره قبل از سفر به ایتالیا، یه کمی زبانشو تقویت کنه. این خانم شروع به خوندن ایتالیایی می‌کنه و روز به روز علاقه اش به این La bella lingua بیشتر و بیشتر میشه. تا اینکه بعد از پنج سال می‌بینه، برای اینکه مثل یه ایتالیایی سلیس و رون صحبت کنه، چاره ای نداره جز اینه که یه سفر بره ایتالیا.

تحت این عنوان، منبعد شاهد خاطرات و مشکلاتی که این خانم تو ایتالیا پیدا میکنه، خواهید بود. امیدوارم با خوندن این سری داستان‌ها، وقتی گذرتون به ایتالیا افتاد با مشکلات کمتری روبرو بشین.

معانی لغات ایتالیایی رو که تو این داستان‌ها میاد رو تا آخر داستان‌ها معنی نمی‌کنم. اگه خیلی کنجکاو شدین از دیکشنری استفاده کنید یا سعی کنید از متن داستان معنیشو حدس بزنید. این طوری لغت و معنی اون بهتر تو ذهنتون موندگار میشه!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *