روز جهانی حیوانات

امروز ۴ اکتبر مصادف با روز مقدس سنت فرانسیس آسیزی قدیس ایتالیایی و روز جهانی حیواناته.

روز جهانی حیوانات برای نخستین بار از سوی هاینریش تسیمرمان، نویسنده آلمانی و ناشر نشریه «مرد و سگ» مطرح شد. او نخستین روز جهانی حیوانات را در ۲۴ مارس سال ۱۹۲۵ در سالن اسپرت‌پالاس در شهر برلین آلمان برگزار کرد که در این مراسم بیشتر از ۵۰۰۰ نفر شرکت کرده بودند. این رویداد در اصل برای روز ۴ اکتبر برابر با روز جشن سنت فرانسیس آسیزی، عاشق طبیعت و قدیس حامی حیوانات و محیط زیست برنامه‌ریزی شده بود اما به خاطر اینکه سالن برگزاری در آن روز قابل دسترس نبود، در ۲۴ مارس برگزار شد. در سال ۱۹۲۹ این رویداد برای نخستین بار به روز ۴ اکتبر منتقل شد.

هاینریش تسیمرمان در سال ۱۹۳۱ در کنگره بین‌المللی حفاظت از حیوانات در فلورانس ایتالیا طرح پیشنهادی خودش رو برای نام‌گذاری ۴ اکتبر به عنوان روز جهانی حیوانات ارائه داد که  به عنوان یک قطعنامه پذیرفته شد.

هدف از نامگذاری یک روز به نام روز جهانی حیوانات توجه به موجودات زنده و تلاش برای بهتر کردن شرایط زندگی اون ها در سراسر جهانه.

سنت فرانسیس آسیزی کی بود؟

سنت فرانسیس آسیزی قدیس ایتالیایی

فرانسیس آسیزی در قرن دوازدهم در ایتالیا به دنیا اومد. پدرش تاجری مرفه بود و خودش هم چند سالی تجارت کرد اما چون خانواده با کارهای خیرخواهانه اون موافق نبودند خونه رو ترک کرد. فرانسیس کم کم به شخصی مشهور در عالم مسیحیت تبدیل شد.

در سال ۱۲۱۳ فرانسیس به همراه قدیسه کلارا جمعیت کلاراییان را برای پیروان زن فرقه‌اش به وجود آورد. در شروع دوران اوج فرقه فرانسیسکن‌ها بود که فرانسیس تصمیم عجیبی گرفت. در سال ۱۲۱۹  به سفری چندین ماهه به فلسطین رفت تا برای جنگجویان مسیحی جنگ‌های صلیبی موعظه کنه. اما بعد از بازگشت از سفر با اختلافات جدی در فرقه‌اش مواجه شد. این اتفاق موجب شد که فرانسیس آسیزیایی در مجمعی که در سال ۱۲۲۱ تشکیل شد با بلند نظری از رهبری فرقه‌اش کناره بگیره و تا آخر عمر به موعظه بپردازه.

در روایات اومده که در دو سال پایانی عمرش آثار زخم‌هایی شبیه زخم‌های عیسی مسیح در زمان به صلیب کشیده شدن، روی بدنش ظاهر شد .(این پدیده  به استیگماتا مشهوره و قبلا در موردش مفصل صحبت کردیم) فرانسیس آسیزی در سال ۱۲۲۶ در سن چهل و چهار سالگی درگذشت. تأثیر اندیشه اون روی مسیحیت تا جایی بود که بر خلاف سنت قدیمی کلیسا، به فاصله حدود دو سال بعد از مرگش از طرف واتیکان به عنوان قدیس شناخته شد.

فرانسیس آسیزی شیفته همه موجودات جان‌دار و بی جان در بستر طبیعت بود. به قدری مجذوب آتش بود که از خاموش کردن شمع اکراه داشت و نسبت به هر موجود زنده‌ای یک نوع همبستگی و نزدیکی احساس می‌کرد. پرندگان رو خواهران خود، حیوانات چهارپا و تن آدمی رو برادر خود و آسمان و زمین را مادر خود می‌نامید. او همیشه با حکومت روم برای جلوگیری از کشتار پرندگان در جدال بود و به همین خاطر به فرانسیس لقب حامی طبیعت دادن.