درس سي و دوم

Trentaduesima Lezione

 

Accidenti!

L’orologio della stazione segna le dieci e trentacinque…

Ci sono ancora dieci minuti alla partenza del treno.

Non ho dunque d’affrettarmi.

Non ho bauli da spedire, viaggio con una sola valigia.

Prendo il biglietto, compro un giornale all’ edicola.

Il treno non è ancora arrivato.

Eccolo! sembra molto affollato.

Monto in una vettura di seconda classe, e cerco un posto.

I primi due scompartimenti sono pieni.

Nel terzo ci sono due posti liberi, ma non è scompartimento per fumatori.

Più avanti, ne vedo uno, ma è arcipieno di donne,

finalmente, ecco uno scompartimento vuoto.

Sto per rallegrarmi, quando leggo sulla porta l’iscrizione «Signore sole».

Accidenti! 

درس سي و دوم

 

مرده شورشو ببرن!

ساعت ديواري ايستگاه ده و سي و پنج دقيقه را نشان مي‌دهد…

هنوز ده دقيقه به حركت قطار مانده است.

بنابراين عجله اي ندارم.

صندوق‌هايي ندارم كه سفارشي كنم، با يك چمدان تنها مسافرت مي‌كنم.

بليط را مي‌گيرم، روزنامه اي از كيوسك مي‌خرم.

ترن هنوز نرسيده است.

بلاخره رسيد! پر از جمعيت به نظر مي‌رسد.

در يك واگن درجه دو سوار مي‌شوم، و دنبال جايي مي‌گردم.

دو كوپه اول پر هستند.

در سومي دو جاي خالي هست، اما كوپه استعمال دخانيات نيست.

كمي جلوتر يكي را مي‌بينم، اما پر از زن است،

در نهايت،  يك كوپه خالي مي‌بينم.

مي‌خواهم خوشحال شوم كه، نوشته روي درب رامي‌خوانم «مخصوص زنان».

مرده شورشو ببرن!

لغات و اصطلاحات

سي و دوم

Trentaduesimo

سي و دو

Trentadue

نشان مي‌دهد

Segna

نشان دادن

Segnare

به نظر مي‌رسد

Sembra

به نظر آمدن

Sembrare

دارم

Ho

داشتن

Avere

سفر مي‌كنم

Viaggio

سفر كردن

Viaggiare

مي‌گيرم

Prendo

گرفتن

Prendere

مي‌خرم

Compro

خريدن

Comprare

سوار ميشوم

Monto

سوار شدن

Montare

ميجويم – ميگردم

Cerco

گشتن – جستن

Cercare

مي‌بينم

Vedo

ديدن

Vedere

هستم

Sto

بودن

Stare

هستم – هستند

Sono

بودن

Essere

مي‌خوانم

Leggo

خواندن

Leggere

عجله كردن

Affrettarsi

سريع و تند كردن

Affrettare

خوشحال شدن

Rallegrarsi

شادمان كردن

Rallegrare

رسيده

Arrivato

رسيدن

Arrivàre

انباشته از جمعيت

Affollato

از جمعيت پر كردن

Affollare

خالي

Vuoto

خالي كردن

Vuotare

هستند

Ci sono

هست

C’è

با راه آهن ارسال كردن

Spedire per ferrovia

فرستادن

Spedire

مرده شورشو ببرد!

Accidenti!

حادثه – بدبختي

Accidente

كيوسك

Edicola

حركت – عزيمت

Partenza

چمدان

Valigia

صندوق – جامه دان

Baule

جا

Posto

واگن

Vettura

دودي – سيگاري

Fumatore

دود

Fumo

درب

Porta

كوپه سيگاري‌ها

Fumatori

زنان

Donne

زن

Donna

خانم‌ها

Signore

خانم

Signora

يك مرد تنها

Un solo uomo

تنها

Solo

در روز روشن

In pieni poteri

پر

Pieno

با اختيارات تام

Con pieni poteri

ماه تمام

Luna piena

خيلي پر

Arcipieno

با دست‌هاي پر

A mani piene

اشعار آزاد

Versi liberi

آزاد

Libero

اينك من – حاضرم!

Eccomi!

اين است – اينك!

Ecco

اينك تو !

Eccoti!

اينك آن! – اينهاش!

Eccolo

 

يك چمدان تنها

Una sola valigia

تسريع كردن – تند كردن

Affrettare

قدم و پا را تند كردن

Affrettare il passo

عجله كردن

Affrettarsi

در جواب دادن عجله مي‌كنم

Mi affretto a rispondere

عجله كن

Affrettati

بايد عجله كرد

Bisogna affrettarsi

خوشحال كردن

Rallegrare = Fare allegro

خوشحال شدن

Rallegrarsi

به كسي تبريك گفتن

Rallegrarsi con uno

به شما تبريك مي‌گويم

Mi rallegro con Lei

هست – وجود دارد

C’è = V’è , Ci sono = Vi sono

خبر تازه چه هست؟

Che c’è di nuovo?

چه خبر است؟ چه شده؟

Cosa c’è?

از ميلان تا رم چقدر راه است؟

Quanto c’è da Milano a Roma?

مرداني هستند كه …

Ci sono degli uomini che…

دو محل خالي وجود دارد.

Ci sono due posti liberi

بود – وجود داشت

C’èra = vi era

يكي بود يكي نبود – روزي بود و روزگاري بود

C’èra una volta

در شرف … بودن

Stare per…

مي‌روم كه خوشحال شوم…

Sto per rallegrarmi

Tavo per partire quando.

خريدن يك روزنامه از كيوسك

Comprare un giornale all’ edicola

توضيحات:

1. Accidenti! جزء اصوات است و خشم وناراحتي را مي‌رساند. Un incidente به معني تصادف و حادثه رانندگي است:

حادثه هوائي

Incidente Aviatorio

حادثه جاده ايي

Incidente stradale

حادثه راه آهن

Incidente ferroviario

2.

نشان دادن – معين كردن

Segnare

ياد دادن – تعليم دادن

Insegnare

علامت دادن – اشاره كردن

Fare un segno

چشمك زدن – با چشم اشاره كردن

Far segno cogli occhi

3. خانم Signora در جمع به خانمها Signore تبديل مي‌شود، از طرف ديگر Signore به معني آقا مي‌باشد. براي جلوگيري از اشتباه از كلمات اضافه استفاده مي‌شود. مثلا در درس ديدي كه روي درب Signore sole نوشته شده كه Sole جمع مونث Solo است، پس ميتوان فهميد كه Signore‌ هم در اينجا جمع مونث بوده و به معني خانم‌ها است.

خلاصه كلام اگه روي در دستشويي ديديد نوشته Signore فكر نكنيد توالت مردونه است و سرتون بندازيد بريد تو، چون ممكنه يه كتك مفصل بخوريد، دنبال دستشويي با نوشته Signori كه جمع مذكره بگرديد!

تمرين:

Dove si prendono I biglietti d’ingresso?

Alla biglietteria, o al distributore automatico, se ce n’è uno.

Aspetto un amico che viene da Roma col direttissimo.

Allora, ha ancora tempo! Il direttissimo è in ritardo di qualche minuto.

بليطهاي ورودي را از كجا مي‌گيرند؟

از گيشه بليط فروشي يا از دستگاه توزيع اتوماتيك اگر يكي از آن وجود داشته باشد.

من منتظر دوستي هستم كه از رم با قطار ويژه تندرو مي آيد.

در اين صورت هنوز وقت داريد! قطار سريع السير چند دقيقه تاخير دارد.

توضيحات:

 Ingresso‌به معني ورود و Biglietto d’ingresso به معني بليط اجازه ورود به محوطه به كار مي‌رود.

درب ورود

Porta d’ingresso

ورود آزاد است

Ingresso libero

ورود ممنوع

Vietato I’ingresso

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *