افکار و گفتار
لوچیو باتیستی (Lucio battisti) یکی از خواننده های پرنفوذ ایتالیا تو زمینه پاپ و راک بود(1943-1998). موفق ترین کارهاش مال زمانیه که با جولیو راپتتی (Giulio rapetti- 1936) معروف به موگول (Mogol) ترانه نویس معروف ایتالیایی همکاری میکرد.

لوچیو باتیستی
ترانه افکار و صحبتها یکی از ترانه های به یاد موندنی این دوتاست. تو این ترانه موگول به زندگی واقعی خودش اشاره داره. زمان کودکی و جونیش. مثلا موقعی که به انگلستان میره و با یه خانواده یهودی زندگی میکنه، جاییک ه نزدیک راه آهن و سینما بوده.
اون این ترانه رو درست وقتی که از همسرش جدا میشه، نوشته. واسه همین تم اصلی ترانه مربوط به مسائل و مشکلاتیه که باعث میشه دوتا آدم عاشق نتونن باهم ارتباط برقرار کنن.
همون طور که از اسم ترانه هم پیداس، قسمتی مربوط به اون چیزیه که تو ذهن خواننده میگذره و قسمتی هم اون چیزیه که به زبون میاره که من با دو رنگ مختلف جداشون کردم و تو ترانه اصلی هم جداگانه و همزمان خونده میشه.

لوچیو باتیستی و موگول
این ترانه زیبا رو ازاینجا بشنوید یا دانلود کنید:
و برای تماشاش هم به از اینجا اقدام کنید:
Pensieri e Parole
Che ne sai di un bambino che rubava
e soltanto nel buio giocava?
e del sole che trafigge i solai?
Che ne sai?
E di un mondo tutto chiuso in una via?
e di un cinema di periferia?
che ne sai della nostra ferrovia?
Che ne sai?
افکار و صحبتها
چی میدونی از بچه ای که دزدی میکرد،
و تنها تو تاریکی بازی میکرد؟
و از نور خورشیدی که از سقف نفوذ میکنه؟
چی میدونی؟
از دنیایی که تو یه خیابون خلاصه شده؟
و از سینمایی تو همون حول و حوش؟
از راه آهن ما چی میدونی؟
چی میدونی؟
Conosci me la mia lealtà
tu sai che oggi morirei per onestà.
Conosci me il nome mio
tu sola sai se è vero o no che credo in Dio.
منو میشناسی، وفاداریمو
میدونی که امروز واسه صداقتم میمیرم.
منو میشناسی، اسممو میدونی
اگه واقعا به خدا اعتقاد دارم یا نه، تنها تو میدونی.
Che ne sai tu di un campo di grano
poesia di un amore profano
la paura d’esser preso per mano?
Che ne sai
از یه مزرعه گندم چی میدونی
اشعاری از یک عشق عمیق
از ترس از گیر افتادن؟
چی میدونی؟
L’amore mio
che ne sai di un ragazzo perbene
è roccia ormai
che mostrava tutte quante le sue pene:
e sfida il tempo e sfida il vento e tu lo sai
la mia sincerità per rubare la sua verginità,
sì tu lo sai
Che ne sai?
عشق من
چی میدونی از یه پسر شریف
حالا یه صخره اس
که تمام درداشو نشون میده:
و مبارزه اش با زمان یا باد و تو میدونی
از صداقتم واسه دزدیدن دوشیزگی اون استفاده کردم،
آره اینو میدونی
چی میدونی؟
Davanti a me c’è un’altra vita
la nostra è già finita
e nuove notti e nuovi giorni.
Cara, vai o torni con me.
Davanti a te ci sono io.
Dammi forza mio Dio
O un altro uomo
Chiedo adesso perdono
E nuove notti e nuovi giorni
Cara, non odiarmi se puoi.
جلوی من یه زندگی دیگه اس
زندگی ما باهم قبلا به پایان رسیده
و شبها و روزهای جدیدی در پیش داریم
عزیزم با من میای یا برمیگردی.
جلوی تو من هستم
خدایا به من قدرت بده
یا مرد دیگه ایه
حالا ازت بخشش میخوام
شبها و روزهای جدیدی در پیش داریم
عزیزم اگه میتونی ازم نفرت نداشته باش
Conosci me
Che ne sai di un viaggio in Inghilterra?
quel che darei
che ne sai di un amore israelita?
perché negli altri ritrovassi gli occhi miei
di due occhi sbarrati che mi han detto
bugiardo è finita?
Che ne sai di un ragazzo che ti amava?
che parlava e niente sapeva?
eppur quel che diceva chissà
perché chissà?
si tu lo sai
adesso è verità.
منو میشناسی
از مسافرت به انگلستان چی میدونی؟
چی جرئت دارم بدم
از یه عشق یهودی چی میدونی؟
اینکه چشمامو رو صورت دیگران ببینی
از دو چشمی که گستاخانه به من میگن:
دروغگو، همه چی تموم شد ؟
از پسری که دوستت داره چی میدونی؟
کسی که حرف میزنه و هیچی نمیفهمه؟
با اینحال اون چیزی که میگه، کی،
کی میگه چرا؟
اینو میدونی
الان حقیقته.
Davanti a me c’è un’altra vita…
جلوی من یه زندگی دیگه اس…


