کاربردهای رنگ سفید در اصطلاحات ایتالیایی

سفید رنگه عشقه! (کاربردهای رنگ سفید در اصطلاحات ایتالیایی)

 

کاربردهای رنگ سفید در اصطلاحات ایتالیایی

بین تموم رنگ های ایتالیایی، به نظر می‌رسه رنگ سفید که مجموع تمام رنگ هاست، بیشتر از رنگ های دیگه تو اصطلاحات روزمره مردم به کار میره. بیائید چندتا از این اصطلاحات رنگارنگ رو با هم مرور کنیم

 

Andare in bianco

به هیچ جایی نرسیدن و دور خود چرخیدن

Casa Bianca

کاخ سفید

Far vedere bianco per nero

فریب دادن و گمراه کردن

Magia Bianca

جادوی سفید. جادویی که نیت انجام دهنده اش خیر باشه.

Mangiare in bianco

فقط غذای سفید خوردن. مثل نون، پاستا، مرغ و برنج و پرهیز از غذاهای سرخ کردنی یا دیر هضم. معمولا به افرادی که مشکل هاضمه دارن این نوع رژیم توصیه میشه.

Matrimonio in bianco

عروسی سفید. به عروسی نیمه تموم گفته میشه یا حتی به یه ازدواج ناموفق

Morti bianche / Omicidi bianchi

مرگ سفید. به کارگرایی میگن که زندگیشونو به خاطر کارشون از دست دادن. مثلا در نتیجه یه جراحت یا کار تو شرایط خطرناک و نامطمئن.

Passare dal bianco al nero

از سفید به سیاه رفتن. منظور عوض کردن موضوع هست.

Passare una notte in bianco

شبی رو با بی خوابی گذروندن

Prendere bianco per nero

سفید رو سیاه گرفتن. یعنی موضوعی را اصلا متوجه نشدن

Settimana bianca

آخر هفته سفید. یه هفته برفی. بیشتر تو تفریگاه هایی که به خاطر بارندگی برف، اسکی تعطیل میشه به کار میره.

Scheda Bianca

برگ سفید. پرونده خالی (scheda nulla)، بیشتر برای رای سفید، زمان انتخابات به عنوان اعتراض به کار برده میشه.

pesce ماهی

چای ماهی یا چای هلو و یا… ؟!

« یه بار من و همسرم به یه رستوران تو ونیز رفتیم. وقتی سفارش چای هلو دادم، پیشخدمت زد زیر خنده: 

Un pesce – o – una pesca?

 یعنی ما pesche نداریم؟… آه مثل اینکه این جمع pesca (هلو) میشه!

راستش از اون موقع دیگه می‌ترسم برم رستوران سفارش ماهی بدم یا پاستا با pesche بخوام!

آخه من ازکجا بفهمم که این کلمات رو باید با ” ش ” تلفظ کنم یا با ” ک ” ؟!»…

Te alla pesca چای هلو

این دوستمون Te alla pesca (ته آللا پسکا) می‌خواست نه Te alla pesce (ته آللا پششه)! اما نمی‌دونست که اشتباه تو تلفظ sca با sce مثل تلفظ “ک” به جای “ش” هست که ممکنه معنی جمله رو کاملا تغییر بده!

تازه این دوستمون شانس اورده که تو شمال ایتالیا بوده چون اگه تو جنوب pesca (هلو) رو به جای “پسکا”، ” پششا – pescia ” تلفظ کنید، خیلی خیلی خیلی بد میشه.

تو جنوب ایتالیا کلمه pesce گذشته از ماهی به قسمت خصوصی بدن آقایون هم گفته میشه، اما شما می‌تونید همیشه وانمود کنید که اون معنی “ماهی” مد نظرتون بوده نه چیز دیگه. اما وقتی این کلمه مونث میشه (pescia) هیچ عذری قابل قبول نیست چون هیچ معنی دیگه ای به جز بخش خصوصی بدن خانوما نداره!

ادامه مطلب

کتاب رته Rete 2

کتاب Rete! 2

کتاب رته Rete 2

 

جلد دوم کتاب رته، “Rete! 2 “Corso multimediale d’italiano per stranieri که یکی  از کتاب های خیلی خوب  برای یادگیری زبان شیرین و زیبای ایتالیاییه.

مجموعه کتاب های !Rete  شامل آموزش لغات، گرامر و فونتیک زبان ایتالیایی بوده و جلد ۲ این کتاب همراه با فایل‌های صوتی اون رو می‌تونید از همین جا دانلود کنید.

ادامه مطلب

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

تمریناتی برای مکالمه ایتالیایی – یک روز ماهیگیری (قسمت آخر)

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

 

بعد از یک روز ماهیگیری، پدر و پسر به طرف خونه برمی‌گردن. اونا از تجربیات اون روزشون صحبت می‌کنن…

Una giornata di pesca (4)

 

Figlio: Papà, questa è stata una delle nostre migliori giornate di pesca. Incredibile, i pesci saltavano dentro la barca.

پسر: بابا، این یکی از بهترین روزای ماهیگیریمون بود. باورنکردنیه، ماهی‌ها می‌پریدن تو قایق.

 

Padre: Hai ragione. Sono andato in quel lago per oltre quarant’anni e non ho mai visto i pesci come oggi. Ho sentito che la regione o lo stato ha ripopolato i laghi, ragazzi questa volta hanno fatto veramente un bel lavoro. Forse, è stata l’abbondante pioggia di questa primavera?

پدر: حق داری، من بیشتر از چهل ساله به اون دریاچه میرم و هرگز ماهی‌ها رو شبیه امروز ندیده بودم. شنیده بودم، منطقه یا دولت دریاچه رو دوباره پر کرده، اما بچه ها این دفعه واقعا کار خوبی کردن. شاید، به خاطر فراوونی بارون بهار امسال باشه؟

 

Figlio: Potrebbe essere. Ad ogni modo, a me va bene così! Che giornata! Questa notte dormirò come un ghiro. Niente TV per me.

پسر: می‌تونه باشه. در هر صورت، واسم خیلی خوب بود! چه روزی بود! امشب مثل یه موش زمستون خواب می‌خوابم. تلوزیونی واسم نیست (تلوزیون هم نگاه نمیکنم).

 

Padre: Neanche la cena? Sono un pò affamato. Quei panini inzuppati non erano molto buoni.

پدر: شام هم نمی‌خوری؟ من کمی گرسنه ام. این ساندویچ های خیس خوب نبودن.

 

Figlio: Abbiamo appena passato alcuni chilometri fà una trattoria dove potevamo cenare.

پسر: الان چند کیلومتر از یه رستوران رد شدیم، جایی که می‌تونستیم شام بخوریم.

ادامه مطلب

کتاب اسپرسو 3 Espresso - ایتالیا و زبان ایتالیایی

کتاب اسپرسو Espresso 3

کتاب اسپرسو 3 Espresso - ایتالیا و زبان ایتالیایی

 

جلد سوم از سری کتاب های Espresso که از بهترین منابع یادگیری زبان ایتالیایی و منبع اصلی یادگیری زبان ایتالیایی برای شرکت در امتحان سفارت ایتالیا (مدرسه ایتالیایی تهران) و اخذ ویزای تحصیلی بوده است.
جلد سوم (Espresso 3) از این مجموعه کتاب ها رو رایگان براتون قرار میدم. در ضمن فایل های صوتی این کتاب هم از پایین این صفحه قابل دانلود هست.

در صورتی که فایل ها پسورد داشتند از lalingua.ir استفاده کنید.

این قسمت فقط توسط اعضا قابل مشاهده است.

لطفا با نام کاربری خود وارد شوید تا بتوانید این قسمت را ببینید. در صورتی که حساب کاربری ندارید از بخش عضویت یک حساب کاربری ایجاد کنید. عضویت کاملا رایگان است.

اگر برای دانلود فایل ها دچار مشکل شدید با ما تماس بگیرید:

تلگرام : lalingua_admin@     اینستاگرام : lalingua.ir@    ایمیل: italiano@lalingua.ir

 

هر روز یک لغت ایتالیایی (قسمت هفدهم)

Salute
سلامتی، بهزیستی
Il clima umido mi ha rovinato la salute.
آب و هوای مرطوب سلامتی منو از بین برده

Padronanza
استادی، فرماندهی
Lei ha padronanza dell’inglese.

اون تو انگلیسی استاده.

Nebbia
مه، بخار، غبار

La città era coperta dalla nebbia.

شهر از مه پوشیده شده.

Cominciare
شروع، آغاز

A che ora comincia il film?

چه ساعتی فیلم شروع میشه؟

Sbalordito
مبهوت، متحیر

Lo fissai sbalordito.

از حیرت خشکم زد.

Predica

موعظه، خطابه
Non farmi la predica.

واسم موعظه نخون.

Malattia
مریضی، ناخوشی

La malattia gli ha affilato il viso.

مریضی چهره اشو لاغر کرده.

 

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت شانزدهم)

Medesimo

همانند، یکسان، مشابه

Sono della medesima statura.
اونا هم قد هستند

Terra

زمین، کشور
Tirati su da terra che ti sporchi.
از زمین پاشو که کثیفت میکنه

Mazzata

شوک، ضربه سخت
La notizia fu per lui una mazzata.

اخبار بهش شوک وارد کرد

Comportamento

رفتار و سلوک
Il suo comportamento ci ha sdegnato.
رفتارش ما رو رنجوند

Escluso
محروم، مستثنی، بیرون مانده

Si sentiva escluso dalla società.
احساس کرد از جامعه رونده شده

Dire
گفتن

Non capisci ciò che voglio dire.
نمی‌فهمی چی میگم

Rumore

سر و صدا
Il rumore mi ha distratto.

سر و صدا دیونه امون کرد.

 

هر روز یک لغت ایتالیایی (قسمت پانزدهم)

Prima

قبلا، از قبل، اول
Prima non lo conoscevo.
من از قبل نمی‌شناختمش

Lecito

قانونی، مجاز
Pensa che tutto le sia lecito.
فکر می‌کنه اجازه داره هر کاری می‌خواد بکنه.

Fango
گل و لجن

Il sentiero era coperto di fango.

مسیر گل آلود بود.

Me

من، به من، خودم
Ho imparato l’inglese da me.
من انگلیسی رو خودم یاد گرفتم.

Quadro
تابلو نقاشی، تصویر و عکس

Contemplammo a lungo il quadro.
مدت زیادی به عکس خیره شده بودیم

Occasione

شانس، موقعیت، فرصت
Ebbi l’occasione di conoscerlo.
من شانس دیدنشو داشتم

Zero
صفر، هیچ

Il termometro segna zero gradi.
ترمومتر صفر درجه رو نشون میده

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت دوم)

یک روز ماهیگیری – قسمت دوم

پدر و پسر اول صبح شنبه به دریاچه رسیدن، اونا وسایل ماهیگیریشونو از ماشین برمیدارن و قایقو میفرستن تو آب…

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

 

 

 

Una giornata di pesca (2)

 

Figlio: Allora, papà, cosa abbiamo dimenticato questa volta?

پسر: بسیار خوب، پدر، این دفعه چه چیزی رو فراموش کردیم؟

ادامه مطلب

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت سیزدهم)

Incontro
ملاقات، دیدن و رویارویی

Che felice incontro!

چقدر دیدنت لذت بخشه!

Ispirazione

الهام، ایده خوب، پیشنهاد
Mi venne l’ispirazione di andare da lui.

من ایده خوبی واسه به دیدن اون رفتن داشتم

Vestito

لباس
Quanto hai pagato quel vestito?

واسه اون لباس چقدر پول دادی؟

Freddo

سرد
Gli occhi mi pizzicano per il freddo.

چشام از سرما می‎سوزه.

Oramai

دیگه، حالا، الان
Oramai era troppo tardi.

دیگه خیلی دیره

Spettacolo

نمایش، ایفای نقش
Ti è piaciuto lo spettacolo?

از نمایش خوشت اومد؟

Ricreazione

تفریح و سرگرمی، بازآفرینی
Lo sport è una sana ricreazione.

ورزش سرگرمی خوبیه.