Biagio Antonacci

ترانه عشق من باید بدانی

ببخشید که اینروزا آمار ترجمه ترانه بالا رفته. راستش تقاضای دوستان تو این زمینه زیاد شده و منم مجبورم یه جوری به تقاضاها جواب بدم.

« عشق من باید بدانی » ترانه ای از بیاجو آنتوناچی (Biagio Antonacci) تقدیم به ناصر عزیز.

 

Biagio Antonacci

 

Questo sono io
Tutta una vita per cercare di capire
il finto inverno misto al quasi eterno sole
cercare di capire se poi la fine è stato meglio rinunciare

این منم

تمام یک زندگی در جستجوی فهمیدن

زمستانی ساختگی مخلوط با خورشیدی بی پایان

سعی برای فهمیدن اینکه شاید در نهایت تسلیم شدن بهتر بود

Questo sono io
eppure inizio bene ma non so finire
rifaccio cose che dovevano servire
a non ricadere per non pagare più lo stesso errore…

این منم

خوب شروع کردم اما پایان را نمی‌دانم

کارهایی انجام داده ام تا

مجبور به دادن تاوان دوباره برای همان اشتباه نشوم…

ادامه مطلب

Gianna Nannini خواننده ایتالیایی

تو ایتالیا چه خبره…؟

«در ایتالیا» ترانه ای از فابری فیبرا (Fabri Fibra) که همراه با جانا نانینی (Gianna nannini) خونده و ترجمه اش به نظرم جالب اومد. پس بیایید بریم ببینیم تو ایتالیا چه خبرایی هست که کسی بهمون نمی‌گه؟!…

 

Fabri Fibra خواننده ایتالیایی Gianna Nannini خواننده ایتالیایی

 

 

Ci sono cose che nessuno ti dirà…
ci sono cose che nessuno ti darà…
sei nato e morto qua
sei nato e morto qua
nato nel paese delle mezza verità
dove fuggi?

چیزهایی هستند که هیچ کس بهت نمیگه…

چیزهایی هستند که هیچ کس بهت نمیده…

اینجا متولد شدی و می‌میری

اینجا متولد شدی و می‌میری

توی کشوری نیمه واقعی به دنیا اومدی

کجا فرار می‌کنی؟

ادامه مطلب

Laura pausini

ترانه من می خوانم از لائورا پائوزینی

Laura pausini

 

ترانه « من می خوانم » رو اولین بار ریکاردو کوچانته (Riccardo Cocciante) خوند، اما وقتی لائورا پائوزینی (Laura pausini) تو آلبوم ۲۰۰۶ خودش اونو بازخونی کرد، بیشتریا دیگه این ترانه رو متعلق به اون میدونن. در هر صورت مهم نیست، من هر دو نسخه این ترانه رو براتون میذارم و ترجمه اشو هم تقدیم میکنم به مهسای عزیز.

 

La nebbia che si posa la mattina
le pietre di un sentiero di collina

il falco che s’innalzerà
il primo raggio che verra`
la neve che si sciogliera` correndo al mare

l’impronta di una testa sul cuscino
i passi lenti e incerti di un bambino

lo sguardo di serenita`
la mano che si tendera`
la gioia di chi aspettera`

مه صبحگاهی

سنگ‌های راه باریک روی تپه

شاهینی که اوج می‌گیرد

اولین اشعه ای که می‌آید

برفی که آب می‌شود (و) به سمت دریا می‌رود

جای سری روی بالش

قدمهای آرام و نامطمئن یک کودک

نگاهی از آرامش

دستی که می‌خواهد دراز شود

لذت آنکه منتظر می‌ماند

ادامه مطلب