افکار و گفتار-لوچیو باتیستی

افکار و گفتار-لوچیو باتیستی

افکار و گفتار

لوچیو باتیستی (Lucio battisti) یکی از خواننده های پرنفوذ ایتالیا تو زمینه پاپ و راک بود(1943-1998). موفق ترین کارهاش مال زمانیه که با جولیو راپتتی (Giulio rapetti- 1936) معروف به موگول (Mogol) ترانه نویس معروف ایتالیایی همکاری می‌کرد.

لوچیو باتیستی
لوچیو باتیستی


ترانه افکار و صحبت‌ها یکی از ترانه های به یاد موندنی این دوتاست. تو این ترانه موگول به زندگی واقعی خودش اشاره داره. زمان کودکی و جونیش. مثلا موقعی که به انگلستان میره و با یه خانواده یهودی زندگی می‌کنه، جاییک ه نزدیک راه آهن و سینما بوده.

اون این ترانه رو درست وقتی که از همسرش جدا میشه، نوشته. واسه همین تم اصلی ترانه مربوط به مسائل و مشکلاتیه که باعث میشه دوتا آدم عاشق نتونن باهم ارتباط برقرار کنن.

همون طور که از اسم ترانه هم پیداس، قسمتی مربوط به اون چیزیه که تو ذهن خواننده می‌گذره و قسمتی هم اون چیزیه که به زبون میاره که من با دو رنگ مختلف جداشون کردم و تو ترانه اصلی هم جداگانه و همزمان خونده میشه.

بیشتر بخوانید

ترانه ای از بدن بی بند و بار

ترانه ای از بدن بی بند و بار

( ترانه ای از بدن بی بند و بار) L’inno Del Corpo Sciolto

اگه دنبال یه ترانه با احساس و عاشقانه و رمانتیک می‌گردید، اصلا این پست رو نخونید که ابدا به درد شما نمی‌خوره .

این یه ترانه خنده دار، در عین حال کثیف و حال به هم زنیه که مدت‌ها پیش واسه خنده ترجمه اش کردم اما مردد بودم که از این جور ترانه ها هم براتون بذارم یا نه، تا اینکه گفتم بی‌خیال، بلاخره باید بدونید که ترانه های کوچه بازاری ایتالیایی چه جورین دیگه. ممکنه خوشتون بیاد ممکنه خوشتون نیاد، در ضمن به درد زیر 16 سال هم نمی‌خوره .

این یه ترانه معروف از روبرتو بنینیه که اولین بار تو تورهای توتو بنینی سال ۱۹۸۳ اجراش کرد. به الانش نگاه نکنید، اون موقع بنینی بیشتر به خاطر ترانه ها و سخنرانی‌های این‌چنینیش معروف بود .

اگه دوست داشتین ترجمه و آهنگ رو ازاینجا  بگیرید و از اینجا هم اجرای زنده اشو ببینید که جالب و خنده داره.

بیشتر بخوانید

شب‌های بد و سیاه

شب‌های بد و سیاه

Sere nere

اگه تیتزیانو فررو (Tiziano Ferro) به مفهوم اشعاری که می‌خونه کمی بیشتر اهمیت بده، بدون شک یکی از خواننده های محبوب من میشه، چون صداشو خیلی دوست دارم. اما فعلا ریتم ترانه براش مهمتره تا مفهوم ! با اینحال دو تا از ترانه های آرومشو که هر از چند گاهی گوش میدم رو براتون می‌ذارم که شما هم لذت شو ببرید .

 

Sere nere

Sere nere

Ripenserai agli angeli
Al caffè caldo svegliandoti
Mentre passa distratta la notizia di noi due

Dicono che mi servirà
Se non uccide fortifica
Mentre passa distratta la tua voce alla tv
Tra la radio e il telefono risuonerà il tuo addio

Di sere nere
Che non c’è tempo
Non c’è spazio
E mai nessuno capirà
Puoi rimanere
Perché fa male male
Male da morire
Senza te

Ripenserei che non sei qua
Ma mi distrae la pubblicità
Tra gli orari ed il traffico lavoro e tu ci sei
Tra il balcone e il citofono ti dedico i miei guai

Di sere nere…

Ho combattuto il silenzio parlandogli addosso
E levigato la tua assenza solo con le mie braccia
E più mi vorrai e meno mi vedrai
E meno mi vorrai e più sarò con te …
Lo giuro….

دوباره به فرشته ها فکر خواهی کرد.

از قهوه گرمی بیدار خواهی شد،

بی توجه به اخباری که در مورد ما پخش می‌شود.

به من می‌گویند که کمکم خواهد کرد،

و اگر مرا نکشد، قوی ترم خواهد کرد.

بی توجه به صدایت که از تلوزیون پخش می‌شود،

خداحافظیت بین رادیو و تلفن طنین انداز خواهد شد.

در شب های بد و سیاهی،

که زمانی نیست،

فضایی نیست،

و کسی که بخواهد بفهمد.

می‌توانی بمانی،

زیرا که بد است، بد.

از مرگ بدتر است،

بی تو بودن.

دوباره فکر خواهم کرد که اینجا نیستی،

اما آگهی ها مجال نمی‌دهد.

بین برنامه ها و ترافیک کاری مشغولم و تو آنجایی.

میان تراس و تلفن، مشکلاتم را به تو می‌گویم.

در شب‌های بد و سیاه…

توسط کلمات با سکوت مبارزه می‌کنم،

و نبودنت را با بازوانم تسکین می‌دهم.

بیشتر مرا خواهی خواست و کمتر مرا خواهی دید،

و کمتر مرا خواهی خواست و بیشتر با تو خواهم بود….

قسم می‌خورم….

بیشتر بخوانید

Scrivimi

Scrivimi

برایم بنویس  Scrivimi )

scrivimi
کریسمس 2005، رنزو آلبرو و روبرتو بنینی در حال اجرای این ترانه



Quando tu sei partita
M’hai donato una rosa
Oggi è triste sfiorita
Come questo mio cuore’
L’ho bagnata di pianto
Per ridarle la vita
Ma il tuo amore soltanto
La può far’ rifiorire’

وقتی که تو رفتی،

گل سرخی به من دادی که،

امروز پژمرده و غمگین است.

همانند این قلب من.

با اشک هایم آبیاریش کردم،

تا دوباره زنده اش کنم،

اما تنها عشق تو،

قادر است دوباره شکوفایش کند.

بیشتر بخوانید