دعای Padre nostro

دعای Padre nostro

دعای Padre nostro

از اونجایی كه داستان زندگی حضرت عیسی (ع)، كه از روی انجیل براتون نوشتم مورد توجه دوستان قرار گرفت، تصمیم گرفتم هر از چند گاهی بخش‌های معروفی از انجیل رو به مناسبت‌های مختلف، براتون بنویسم، چون فكر می كنم آشنایی با انجیل كمك زیادی به درك فرهنگ و آداب و رسوم مردم ایتالیا بكنه.

برای آشنایی بیشتر مختصرا اشاره میكنم كه انجیل دو بخشه: عهد قدیم و عهد جدید.

عهد قدیم در واقع همون تورات  به علاوه چند نوشته از پیامبران یهودی هاست و عهد جدید هم شامل چهار انجیل 
لوقا (
Luca)، متی (Matteo)، مرقس (Marco) و یوحنا (Giovanni) میشه که توسط حواریون حضرت عیسی (ع) نوشته شده به علاوه چند رساله و مکاشفات یوحنا.

دعای Padre nostro

اگه یه سر به اینجا بزنید میتونید متن انجیل  و بقیه کتابها رو به زبون فارسی بخونید. 

البته یه انجیل دیگه به نام برنابا (Barnaba) هم هست كه بیشتر از مسیحیا، مسلمونا قبولش دارن! چرا شو از اینجا بخونید.

تو این وبلاگ نمی‌خوایم وارد بحث‌های مذهبی بشیم. هدف فقط آشنایی با فرهنگ و زبون ایتالیایی هست و بس.

تو این پست كه مقدمه اش یه كمی طولانی شد می‌خوایم بریم سراغ دعای Padre nostro (پدر ما)، كه یكی از معروف‌ترین دعاهای مسیحی هاست. اگه هیچ جای دیگه این دعا رو نشنیده باشید، مطمئن باشید تو فیلم‌های سینمایی زیادی به گوشتون خورده.

بیشتر بخوانید

استیگماتا (چهارم)

 Padre Pio
پدر پیو

فرانچسکو فوریونه (Francesco Forgione) در 25 ماه می سال 1887 در دهکده کوچکی به نام پیه ترلچینا (Pietrelcina)، در جنوب ایتالیا به دنیا آمد. پدرش چوپان بود.
او در کلیسای سانتا آنا (Santa Anna) که روی دیوارهای قلعه ای مستقر بود، غسل تعمید داده شد، جایی‌که بعدها در آنجا خادم شد. این کلیسا بعدها توسط موسسه پدر پیوی آمریکا بازسازی شد. وی پسر دوم خانواده بود و سه خواهر دیگرش همگی از وی کوچک‌تر بودند. او از همان کودکی تصمیم به ریاضت کشی گرفته بود. زمانی که سنگی را به عنوان بالش در نظر گرفته بود و روی سنگ‌ها می‌خوابید، توسط مادرش سرزنش شد. او تا ده سالگی کشاورزی می‌کرد، پس از آن به چوپانی گله کوچکشان مشغول شد. این‌کارها باعث شد که از تحصیل باز بماند.

بیشتر بخوانید

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا (قسمت دوم)

 داستان «منی کوتی» (Manicotti) یا صحبت به لهجه جنوب ایتالیا
وقتی کلاس دوم ابتدایی بودم، از ما خواستن یه انشا در مورد غذای مورد علاقه امون بنویسیم. من منی کوتی رو خیلی دوست داشتم، اما نمی‌دونستم چطوری تلفظش کنم. واسه همین از معلمم پرسیدم:
– mannicutt رو چطوری تلفظ می‌کنید؟
اون درحالی که گیج شده بود و در عین حال علاقمند بود، گفت:
– چی؟ mannicutt دیگه چیه؟
– میدونید، mannicutt یه جور پاستاس که پر از پنیر و پوشیده از سسه.
من داشتم جزییات پختن اونو که از یه بچه هشت ساله بعید بود رو توضیح می‌دادم که اون یه دفعه خندید و فهمید چی میگم:
– آها، منظورت منی کوتیه ( manicotti) !

چرا من می‌گفتم (mann-ee-cot-ee)؟ !
این اولین خاطره من از تاکید روی حروف، که در واقع تاثیر صحبت‌های خانواده ایتالیاییم رو من بود، هست که به وضوح یادم مونده.

بیشتر بخوانید

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا (قسمت اول)

خانم دانیله اتری (Danielle Oteri)، از نسل دوم ایتالیایی – آمریکایی‌هاست که تو نیویورک زندگی می‌کنه. مثل اغلب ایتالیایی‌های دیگه اونم با فک و فامیل بزرگش کنار هم و تو یه خیابون زندگی می‌کرد، هرچند تا وقتی که برای یه دوره یک ماهه نقاشی به فلورانس نرفته بود، درست ایتالیایی‌ها رو نمیشناخت.
چند سال بعد از این سفر، اون برای گذروندن یه دروه یک ساله « تاریخ هنر » به ایتالیا برمی‌گرده. اون بیشتر تو جنوب ایتالیا سفر می‌کنه، جایی که مفتی سوار ماشینا میشه، با کاسبا چک و چونه میزنه، از malocchio دروی می‌کنه و یه عالمه sfogliatelle می‌خوره.
دانیله استاد تاریخ هنر هستش که تز خودش در زمینه رنسانس رو تو جنوب ایتالیا کامل کرده. اون اغلب تو صومعه ها درباره هنر و تاریخ قرون وسطایی سخنرانی می‌کنه. جدیدا هم کتابی در زمینه جشن‌های قدیسین ایتالیایی نوشته.
با این مقدمه، به مرور خاطراتی رو که دانیله از سفرش تو ایتالیا تعریف می‌کنه رو براتون می‌نویسم. این خاطرات بهتون کمک می‌کنه با فرهنگ و لهجه مردم جنوب ایتالیا که کمتر در موردش صحبت کردیم بیشتر آشنا بشید. امید که مورد توجه و استفادتون قرار بگیره.

جوتو دی بوندونه

Giotto di Bondone
1267 – 1337



جوتو مهمترین نقاش قرن چهارهم ایتالیاست که سبک نقاشی گوتیک و بیزانسی وی نقطه آغازین توسعه هنر غرب به شمار می‌رود.

مناره سبک گوتیک کلیسای جامع فلورانس، ساختمانی هفت طبقه از سنگ مرمر است که توسط جوتو طراحی شد و 12 سال بعد از مرگش ساخته شد. بسیاری از مجسمه‌ها و حکاکی‌های این ساختمان هم اکنون در موزه اپرای دومو
(Museo dell’Opera del Duomo) نگهداری می‌شود.

جوتو دی بوندونه در شهری نزدیک فلورانس متولد شد. اطلاعات زیادی از دوران کودکی وی در دسترس نیست. احتمالا قبل شروع حرفه ای که او را به رم، پادوا، آرتزو، ریمنی، آسیزی و ناپل (Rome, Padua, Arezzo, Rimini, Assisi, and Naples ) برد، مدتی در فلورانس کارآموزی کرده است.
بیشتر بخوانید

آموزش ایتالیایی از شرکت Global Access

Mastering Italian Travel Pack


این دوره مخصوص گردشگران و مسافران تجاری ایتالیاست. مکالمات روزمره همراه با متن آنها به صورت فایل PDF در CD‌ موجود است.

این دوره را می‌توان به چهار قسمت تقسیم کرد:

مکالمات روزمره: در چهار CD اولیه این مجموعه، آموزش کاربرد زبان، ساختمان جمله، دستور زبان به علاوه مکالمات مفید را به صورت رودر رو یا پشت تلفن، خواهید آموخت.

مکالمه: در چهار CD بعدی شما با بیش از 2500 واژه و عبارت دیگر آشنا خواهید شد. یادگیری اسامی، فعل‌ها، عبارات کوتاه و کلمات توصیفی در این قسمت قدرت شما را در استفاده از این زبان افزایش خواهد داد.

شنیدن و صحبت کردن: CD نهم این مجموعه در واقع همان دوره Let’s Talk Italian today است که قبلا معرفی کرده بودیم، البته مکالمه شام در بیرون در این دوره حذف شده است.

جایزه: CD دهم این مجموعه در واقع مروری است به درسهای پیشین، که می‌تواند به عنوان یک مرجع سریع مورد استفاده قرار بگیرد.

دانلود این مجموعه توسط تورنت

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت دوم)‏

 بی تجربگی

حسابی دیونه شده بودم وقتی که سر رئیسم داد می‌زدم و ازش مرخصی می‌خواستم:

من باید زبون ایتالیای رو روون یاد بگیرم. من باید برم ایتالیا!

به آرومی به شوهرم فهموندم که:

من نیاز دارم که برم اونجا. اونجا باشم. بیشتر از این نمی‌خوام کلاس برم. من فقط می‌خوام حرف بزنم.

می‌دونستم وقتی برگردم می‌تونم به درستی صحبت کنم و با افتخار تو رزومه ام جلوی « مسلط به زبان‌های : » بنویسم : ایتالیایی

5 سال پیش بود. یه دوستی بهم پیشنهاد داد که بهتره قبل از اینکه به ایتالیا برم یه کم ایتالیایی بخونم. هیچ‌ وقت فکر نمی‌کردم گفتن اولین buona sera تو مدرسه شبانه اشتیاق یادگیریمو شعله ور کنه و باعث بشه زندگیم عوض شه.

عشق من به این زبون شروع شد. « حروف اضافه » بعد از ظهرهای منو پر کرد و تعطیلات آخر هفته ام به دیدن فیلم‌های فلینی (Fellini) اختصاص پیدا کرد.

پنج سال رو با این عشق رو گذروندم، اما هنوز مثل یه تشنه ای که تو یه روز گرم تابستونی دنبال یه سراب میره، آواره بودم. هر چی نزدیکتر میشدم، هدف به نظرم دورتر می‌رسید.

توی آپارتمان دوست دوستم تو رم، یه اتاق اجاره کردم. دیروز چمدونامو از راه پله ها تا طبقه پنجم کشوندم. یه دختر تتو کرده که گیتار دستش بود و یه پسرجون با یه کیف چرمی دست دوخت، نگام میکردن. تو ساختمونی زندگی میکردم که نزدیک یکی از دانشگاه‌های رم بود.

وقتی که چمدونمو باز کردم و تو اتاق چیدم، با صابخونه جدیدم، رفتیم تا یه گشتی اطراف بزنیم. وقتی برای خرید یه ساندویچ توقف کردیم، مارتا به صاحب café گفت که هر panino رو با چی پر کنه. وقتی نوبت من شد، فقط بلد بودم اشاره کنم، حتی کلمات salami یا prosciutto رو هم نمی‌فهمدیم. تلفظ این دوتا کلمه تو این دنیای تند و سریع، با چیزیهایی که تو کلاس باهاشون آشنا شده بودم فرق داشت و من آمادگیشو نداشتم.

 

Salami

   بیشتر بخوانید