تو دهن گرگ یا تو … نهنگ!!!

تو دهن گرگ یا تو … نهنگ!!!

 تو دهن گرگ یا تو … نهنگ!!!

in bucca al lupo

همونطور که قبلا اشاره کردیم اصطلاح in bocca al lupo (در دهان گرگ) تقریبا معادل Buona fortuna هست و به عنوان آرزوی موفقیت و خوشبختی واسه کسی به کار میره، با این تفاوت که شما با Buona fortuna واسه کسی که می‌خواد امتحان، آزمایش یا مصاحبه ای انجام بده، آرزوی موفقیت نمی‌کنید. تو این موارد از in bucca al lupo استفاده میشه.

حالا به نظرتون این جمله رو چطور ترجمه کنیم:

– In Culo Alla Balena.

– Speriamo che non caghi.

– تو ..ون نهنگ!

– امیدوارم خرابکاری نکنه!

In Culo Alla Balena در واقع اصطلاح دیگه ایه که بین جونوای ایتالیایی رایجه و به عنوان آرزوی موفقیت به کار میره که البته خیلی خودمونی تر و در عین حال بی ادبانه تره و مواظب باشید تو محافل رسمی از اون استفاده نکنید .

با تشکر از پیروز عزیز بابت معرفی این اصطلاح جالب

من نمی‌تونم ایتالیایی یاد بگیرم!!!

من نمی‌تونم ایتالیایی یاد بگیرم!!!

من نمی‌تونم ایتالیایی یاد بگیرم!!!

ببینم، می‌خواید ایتالیایی یاد بگیرید یا می‌خواید هی دلیل بیارید که چرا نمی‌تونید ایتالیایی یاد بگیرید؟ مثل همون دلایلی که اغلب واسه رژیم گرفتن، پس انداز کردن و درس خوندن و غیره میارید .

خب می‌تونید وقتتونو تلف کنید و هی بهونه بیارید که چرا نمی‌تونید کلمات ایتالیایی رو تلفظ کنید یا صرف افعال رو یاد بگیرید، اما بهتره این وقت و انرژی رو بذارید واسه یاد گرفتن این la bella lingua.

تو این پست می‌پردازیم به بهونه های رایجی که دوستان واسه یاد نگرفتن زبون ایتالیایی میارن .

ایتالیایی یاد بگیرم

ایتالیایی خیلی سخت تر از انگلیسیه!

کاملا اشتباهه. تحقیقات علمی نشون میده که زبون ایتالیایی خیلی ساده تر از انگلیسه.

خود آموز ایتالیایی

چیزی که اغلب ما فراموش می‌کنیم اینه که همه اولش ناشی بودن! به بچه ای فکر کنید که بهتر از هرکسی زبون مادریشو یاد می‌گیره. بچه ها میخندن و از حرف زدن لذت می‌برن، ترانه می‌خونن بدون اینکه نگران اشتباه حرف زدن باشن یا از شنیدن صدای خودشون ناراحت بشن.  شما چرا اینکارو نمی‌کنید؟

یه ضرب المثل ایتالیایی هست که میگه : Sbagliando s’impara، اشتباه کن تا یاد بگیری !

بیشتر بخوانید

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

…Come ‘l sol volge le ‘nfiammate rote

per dar luogo a la notte, onde discende

dagli altissimi monti maggior l’ombra,

l’avaro zappador l’arme riprende,

هنگامی که خورشید چرخ آتشینش را می‌گرداند،

تا جایش را به شب بسپارد.

هنگامی که سایه های سیاهتر از قله های بلند پایین می‌آیند،

کشاورز طماع وسایلش را جمع می‌کند،

et con parole et con alpestri note

ogni gravezza del suo petto sgombra;

et poi la mensa ingombra

di povere vivande,

و با نوا و گفتار کوهستان،

هرگونه افسردگی از دلش زدوده می‌شود.

وسپس میز غذای

فقیرانه اش را آماده می‌کند.

simili a quelle ghiande,

le qua’ fuggendo tutto ‘l mondo honora.

Ma chi vuol si rallegri ad ora ad ora,

همانند آن میوه های بلوط،

که تمام دنیا با عزت از آن دوری کرد،

اما چه کسی گذاشت ساعت‌ها خوشحال باشند.

(اشاره به افسانه های یونانی و رومی، Golden age)

ch’i’ pur non ebbi anchor, non dirò lieta,

ma riposata un’hora,

né per volger di ciel né di pianeta….

از آن زمان تاکنون حتی یک ساعت هم آسایش نداشته ام،

به جای چرخش آسمان و سیاره ها،

از خوشحالی حرف نزن….

کلمات جالب ایتالیایی

کلمات جالب ایتالیایی

کلماتی  تو زبون ایتالیایی هستن که از لحاظ بعضی از خصیصه هایی که دارن جالب هستن. یاد گرفتن این کلمات می‌تونه هم تو حل کردن جداول و بازی‌های مبتنی بر کلمات کمکتون کنه و هم می‌تونید باهاش دوستاتونو سر کار بذارید.

بیایید باهم چندتا از این کلمات رو یه مروری بکنیم:

کلمات جالب ایتالیایی
کلمات جالب ایتالیایی

Aiuola (باغ گل)، این کلمه کوتاه پنج بخشه که جمعش AIUOLE با شش حرف کوتاه ترین کلمه ایتالیاییه که از تمام 5 حرف صدادار استفاده کرده!

 

Funamboleschi (بندبازی)، طولانی‌ترین کلمه که هیچ حرف تکراری نداره.

Calafatata (درز گیری و بتونه کردن)، کلمه ای با پنج حرف A. البته کلمات دیگه ای هم هستن که پنج تا A دارن مثلا: ASSATANATA (جن زده)، ACCAVALLATA (علامت گذاری شده با X)، SANTABARBARA (انبار باروت) و ACCALAPPIACANI (سگ جمع کن)

Effervescentemente (گازدار)، که هفت تا E داره.

Indivisibilissimi (غیر قابل تقسیم)، هشت تا I داره بدون اینکه حرف صدادار دیگه ای داشته باشه. INDIVISIBILI (تقسیم نشدنی) کلمه مشابه اش هست که همین خصیصه رو با شش تا I داره.

Contropropongono (متقابل)، کلمه ایه که بیشترین O رو داره.

Cuscussù (نوعی غذا) یا urubù (نوعی کرکس)، کلماتی هستند که بیشترین U رو دارن.

بیشتر بخوانید

سرود آخر بهشت

 L’ultimo del Paradiso

 از سرودهای کمدی الهی دانته، زیاد براتون نوشتم. داستانهای سرود پنجم، بیست و ششم و سی و یکم کتاب دوزخ رو همراه با متن اصلی قبلا خوندید. تو این قسمت میریم سراغ سرود آخر بهشت، ببینیم که ماجرای دانته، پس از پشت سر گذاشتن این همه داستان و ملاقات با ارواح مختلف، تو آخرین سرود کتاب، یعنی سرود صدم، به کجا ختم میشه .
 


تو این سرود، بعد از دعاهای سن برناردو و شفاعت‌های مریم مقدس(س)، دانته موفق به دیدن خدا میشه. نور مطلقی که تمام نورهای دیگه تنها جزء کوچکی از اون هستند. تو این سرود دانته بارها تاکید می‌کنه که قلمش قادر به شرح صحنه هایی که شاهدش بوده نیست، با این‌حال به شرح زیر اونا رو توصیف می‌کنه .

 ترجمه اشعار متعلق به خانم فریده مهدوی دامغانیه و من برای طولانی نشدن مطلب فقط 87 بیت اول رو نوشتم. کل سرود 145 بیت هست. به همت ماریوی عزیز، انشاالله به زودی ترجمه سخنرانی روبرتو بنینی، درمورد این سرود رو هم، باهم خواهیم خوند .

بیشتر بخوانید

دوزخ و بهشت با روبرتو بنینی (قسمت اول)

 همونطور که می‌دونید روبرتو بنینی به دلیل تلاشش جهت معرفی دانته و کتاب کمدی الهی امسال نامزد جایزه ادبیات نوبل شده و برنده نهایی هم هفته آینده اعلام میشه .

  حدود یکسال هست که بنینی با یه تور سراسری به نام همه اش دانته (Tutto Dante) به شهرهای مختلف ایتالیا میره و تو برنامه هاش به تفسیر اشعار کمدی الهی می‌پردازه و اونا رو از حفظ می‌خونه.

 دلم می‌خواست به مناسبت نامزدی جایزه نوبل، یکی از سخنرانی های اخیر بنینی رو براتون ترجمه کنم، اما متاسفانه تا حالا فیلم کاملی از این سخنرانی‌ها منتشر نشده. تنها فیلم‌های کاملی که در این رابطه موجوده یکی مجموعه سخنرانی‌های بنینی تو دانشگاه‌های مختلف به نام Inferno e Paradiso مربوط به سال 200۱ و دومی هم Ultimo del Paradiso مربوطه به کریسمس سال 2002 هست.

بیشتر بخوانید

داستان‌های دکامرون (باز شکاری فدریگو)

باز شکاری فدریگو

درباره جووانی بوکاچو (Giovanni Boccaccio) و کتاب معروفش دکامرون (Il Decamerone) قبلا صحبتی کرده بودیم. از امروز قصد دارم، هر از چندگاهی یکی از داستان‌های این کتاب را معرفی کرده و از شما دعوت کنم تا به متن اصلی داستان، همراه با تلفظ آن توجه کنید. برای افتتاح از داستان زیبای باز شکاری فدریگو که نهمین داستانی است که در روز پنجم نقل می‌شود، آغاز می‌کنیم.

فدریگو دلی آلبریگی (Federigo degli Alberighi)، نجیب زاده فلورانسی، که در دلاوری و داشتن صفات برجسته، انگشت نمای ولایت توسکانی بود، عاشق بانوی زیبایی به نام مونا جووانا (monna Giovanna) می‌شود.

فدریگو برای جلب توجه او همه کاری می‌کند. از شرکت در مسابقات پهلوانی گرفته تا برگزاری جشن و میهمانی‌های باشکوه و بذل و بخشش هدایای فراوان. اما نه تنها این تلاش‌ها ثمری نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود فدریگو ثروت خود را از دست داده، فقیر و بی پول شود. به طوری‌که تنها یک باز شکاری کمیاب، از تمام ثروتش باقی می‌ماند. او که دیگر نمی‌توانست در شهر اقامت کند به یک کلبه روستایی کوچ می‌کند تا با فقر و تنگدستی زندگی کند.

روزی شوهر ثروتمند بانو جووانا که سخت بیمار بود، وصیت می‌کند که تمام اموالش پس از مرگ به پسرش و بعد از او به جووانا برسد و از دنیا می‌رود.

بیشتر بخوانید