تو دهن گرگ یا تو … نهنگ!!!

تو دهن گرگ یا تو … نهنگ!!!

 تو دهن گرگ یا تو … نهنگ!!!

in bucca al lupo

همونطور که قبلا اشاره کردیم اصطلاح in bocca al lupo (در دهان گرگ) تقریبا معادل Buona fortuna هست و به عنوان آرزوی موفقیت و خوشبختی واسه کسی به کار میره، با این تفاوت که شما با Buona fortuna واسه کسی که می‌خواد امتحان، آزمایش یا مصاحبه ای انجام بده، آرزوی موفقیت نمی‌کنید. تو این موارد از in bucca al lupo استفاده میشه.

حالا به نظرتون این جمله رو چطور ترجمه کنیم:

– In Culo Alla Balena.

– Speriamo che non caghi.

– تو ..ون نهنگ!

– امیدوارم خرابکاری نکنه!

In Culo Alla Balena در واقع اصطلاح دیگه ایه که بین جونوای ایتالیایی رایجه و به عنوان آرزوی موفقیت به کار میره که البته خیلی خودمونی تر و در عین حال بی ادبانه تره و مواظب باشید تو محافل رسمی از اون استفاده نکنید .

با تشکر از پیروز عزیز بابت معرفی این اصطلاح جالب

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت دوم)

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت دوم)

اینم هفت لغت ایتالیایی برای هفته دوم .

1-Scuola

مدرسه

Hanno inaugurato la nuova scuola.

آن‌ها مدرسه جدید را افتتاح کرده اند.


2-Inadoperabile

بی استفاده، غیر قابل تعمیر
Questo ombrello è ormai inadoperabile.

این چتر اکنون بلا استفاده است.

3-Neve

برف
La neve ha bloccato molti paesi.

برف بسیاری از روستا ها را پوشانده

4-Autostrada

اتوبان

Le automobili si incanalarono verso l’autostrada.

اتومبیل‌ها به سمت اتوبان هدایت می‌شوند.

5-Oggi

امروز
Ho avuto solo oggi la tua lettera.

نامه تو را تنها امروز گرفتم.

6-Condimento

چاشنی و ادویه و مطبوع کننده

L’olio è un condimento essenziale dell’insalata.
روغن چاشنی اساسی سالاد است.

7-Esclusione

اخراج، استثناء
La tua esclusione dagli esami è ben giustificata.

اخراج تو از امتحان کاملا درست است.

ایتالیایی یا … ؟!!!

ایتالیایی یا … ؟!!!

ایتالیایی یا … ؟!!!

ایتالیایی

اگه از یه خارجی بپرسید ایرانیا به چه زبونی حرف می‌زنن، طبیعتا میگه فارسی. اما مسلما شما می‌دونید که ایرانی‌ها در کنار فارسی، کردی، لری، ترکی و… هم حرف می‌زنن. تو ایتالیا هم یه همچین داستانیه.

اگه یه سفر برید ایتالیا و ایتالیایی هم بلد نباشید، هرکی که حرف بزنه ، فکر می‌کنید داره ایتالیایی صحبت می‌کنه! اما اینطور نیست. در کنار لهجه های مختلف، زبونای مختلفی هم تو ایتالیا صحبت میشه.

بیشتر مناطق ایتالیا، تلفظ، لهجه و گاهی اوقات زبون خودشونو دارن که طی قرن‌ها توسعه پیدا کرده و موندگار شده.

این پست رو بخونید تا بفهمید، کجاها ایتالیایی صحبت میشه؟، چند نفر ایتالیایی حرف می‌زنن؟، چه زبونایی تو ایتالیا وجود داره و گویشهای اصلی چیه؟

بیشتر بخوانید

غزلیات پترارک (قسمت هفتم)

غزلیات پترارک (قسمت هفتم)

غزلیات پترارک (قسمت هفتم)

پتراک

Lassare il velo o per sole o per ombra,

donna, non vi vid’io

poi che in me conosceste il gran desio

ch’ogni altra voglia d’entr’al cor mi sgombra.

در آفتاب یا سایه، نقاب را از چهره کنار بزن،

بانو، شما را ندیده ام.

اشتیاق شدید مرا می‌دانی،

می‌دانی که هر میل دیگری در قلبم از میان رفته.

Mentr’io portava i be’ pensier’ celati,

ch’ànno la mente desïando morta,

vidivi di pietate ornare il volto;

ma poi ch’Amor di me vi fece accorta,

از آنجاییک ه افکار عاشقانه را پنهان کرده بودم،

تمام امیالم مرده بود.

با افسوس چهره زیبای تورا دیدم،

اما وقتی عشق مرا بیدار کرد،

fuor i biondi capelli allor velati,

et l’amoroso sguardo in sé raccolto.

Quel ch’i’ piú desiava in voi m’è tolto:

موهای طلایی پوشیده شده بود

و آن برق عشق جمع شده بود.

چیزی که بیشترین اشتیاقم در تو بود از من گرفته شده بود.

sí mi governa il velo

che per mia morte, et al caldo et al gielo,

de’ be’ vostr’occhi il dolce lume adombra.

نقاب مرا

از مرگ، گرما و سرما محافظت کرد.

و به نور شیرین چشمانت سایه انداخت.

غزلیات پترارک (قسمت ششم)

غزلیات پترارک (قسمت ششم)

غزلیات پترارک (قسمت ششم)

پتراک

Io son sí stanco sotto ‘l fascio antico

de le mie colpe et de l’usanza ria

ch’i’ temo forte di mancar tra via,

et di cader in man del mio nemico.

خسته هستم زیر بار مسئولیت های کهنه،

از خطاهای خود و روش گناه آلودم،

که شدیدا می‌ترسم مرا در راه به اشتباه وادارد،

و به دست دشمن بسپارد.

Ben venne a dilivrarmi un grande amico

per somma et ineffabil cortesia;

poi volò fuor de la veduta mia,

sí ch’a mirarlo indarno m’affatico.

دوست بزرگی برای نجاتم آمد،

با تواضع و مهربانی غیرقابل وصف.

سپس به دوردست‌ها رفت، دور از دید من،

تلاش زیادی برای دیدنش کردم، اما بیهوده بود.

 Ma la sua voce anchor qua giú rimbomba:

O voi che travagliate, ecco ‘l camino;

venite a me, se ‘l passo altri non serra.

اما صدایش هنوز اینجا طنین انداز است:

شمایی که رنج می‌کشید،…

به سمت من بیایید، اگر کسی راه را نبسته.

Qual gratia, qual amore, o qual destino

mi darà penne in guisa di colomba,

ch’i’ mi riposi, et levimi da terra?

چه مرحمتی، چه عشقی و چه سرنوشتی،

به من بال و پر یک فاخته را خواهد داد،

تا زمین را ترک کنم و استراحتی کنم؟

 

غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

 

پترارک

S’amor non è, che dunque è quel ch’io sento?

Ma s’egli è amor, perdio, che cosa et quale?

Se bona, onde l’effecto aspro mortale?

Se ria, onde sí dolce ogni tormento?

اگر عشق نیست، پس این چه حسی است که دارم؟

اما اگر عشق است، خدایا، این دیگر چیست؟

اگر خوب است، چرا اثری تلخ و کشنده دارد؟

اگر بد است، چرا تمام دردهایش شیرین است؟

S’a mia voglia ardo, onde ‘l pianto e lamento?

S’a mal mio grado, il lamentar che vale?

O viva morte, o dilectoso male,

come puoi tanto in me, s’io no ‘l consento?

اگر مایلم بسوزم، پس چرا اشک و ناله؟

اگر بدم، ناله زاری چه سود؟

اه زندگی مرگبار، آه شرارت شیرین،

چطور می‎توانی درونم باشی، اگر راضی نباشم؟

Et s’io ‘l consento, a gran torto mi doglio.

Fra sí contrari vènti in frale barca

mi trovo in alto mar senza governo,

و اگر راضیم، اشتباها به مصیبت افتاده ام.

بین باد مخالفی در قایقی نحیف،

میان دریایی عمیق، بدون سکان مانده ام.

بیشتر بخوانید

غزل‌های پترارک (قسمت چهارم)

غزل‌های پترارک (قسمت چهارم)

غزل‌های پترارک (قسمت چهارم) 

پترارک

Benedetto sia ‘l giorno, et ‘l mese, et l’anno,
et la stagione, e ‘l tempo, et l’ora, e ‘l punto,
e ‘l bel paese, e ‘l loco ov’io fui giunto
da’duo begli occhi che legato m’anno;

مبارک باد آن روز، آن ماه و آن سال،

آن فصل، زمان، ساعت و لحظه،

آن سرزمین زیبا و مکانی که من

مفتون آن دو چشم زیبا، که مرا اسیر کرد شدم.

et benedetto il primo dolce affanno
ch’i’ ebbi ad esser con Amor congiunto,
et l’arco, et le saette ond’i’ fui punto,
et le piaghe che ‘nfin al cor mi vanno.

بیشتر بخوانید

غزل های پترارک (قسمت سوم)

غزل های پترارک (قسمت سوم)

پرواز به بالاتر از آرزوها

فعلا افتادم تو نخ غزل‌های قشنگ فرانچسکو پترارک. چون کسی هنوز به من نگفته چرا با ترجمه های مزخرفت، گند میزنی تو اشعار قشنگ شاعرای ایتالیایی، یه غزل دیگه از فرانچسکو پترارک رو براتون ترجمه می‌کنم . اگه بازم کسی صداش درنیومد یه چندتا دیگه هم ترجمه می‌کنم .

پترارک
پترارک

Quando fra l’altre donne ad ora ad ora
Amor vien nel bel viso di costei,
quanto ciascuna è men bella di lei
tanto cresce ‘l desio che m’innamora.

هنگامی که میان بانوان دیگر، حالا و دوباره

عشق روی چهره زیبایش ظاهر شد،

چقدر دیگران کمتر از او زیبا به نظر آمدند.

بیشتر از آنچه میخواستم عشق درونم رشد یافت.

بیشتر بخوانید

پارک پینوکیو

پارک پینوکیو

Parco di Pinocchio

پارک پینوکیو
پارک پینوکیو

وقتی دارید از شهر فلورانس دیدن می‌کنید، بهتره به شهر لوککا (Lucca) هم برید. چون تو 17 کیلومتری اونجا تو روستای کوللودی (Collodi) جای بسیار زیبایی واسه گشت و گذار وجود داره. یعنی تو 60 کیلومتری فلورانس .

 

پارک پینوکیو
پارک پینوکیو

به راستی چه جایی مناسب تر از روستای کوللودی، می‌تونه جایگاه پارک پینوکیو (Il Parco di Pinocchio a Collodi) باشه؟

بیشتر بخوانید

غزل های پترارک (قسمت دوم)

firenze-petrarcaدر مورد فرانچسکو پترارک (Francesco Petrarca 1304-1374) قبلا با هم صحبت کرده بودیم. غزلهای پترارک بسیار زیبا هستند. قبلا یکی از غزل‌هاشو براتون ترجمه کرده بودم. امروز هم توجهتون رو به یکی دیگه از این غزل‌ها یا به قولی سونات‌های زیبا جلب می‌کنم .

 

petrarcaPace non trovo, e non ho da far guerra,

E temo, e spero, ed ardo, e son un ghiaccio:

E volo sopra ‘l cielo, e giaccio in terra;

E nulla stringo, e tutto ‘l mondo abbraccio.

صلحی نمی‌بینم، قصد جنگ نيز ندارم.

می‌ترسم ولی امید دارم. می‌سوزم ولی یخ می‌بندم.

در آسمان پرواز می‌کنم اما در زمین بی حرکت مانده ام.

چیزی در درست ندارم اما دنیا را در آغوش گرفته ام.

بیشتر بخوانید