شب بخیر ایتالیا و… زبان ایتالیایی

شب بخیر ایتالیا و… زبان ایتالیایی

راستش خسته شدم… به کمی استراحت نیاز دارم. میخام یه مدت از اینترنت و دنیای مجازیش فاصله بگیرم. نمیدونم چقدر.  شاید چند روز، چند هفته، چند ماه یا…

برای خداحافظی از ایتالیا و این وبلاگ، این ترانه از لیگابوئه (Luciano Ligabue) بهترین شرح حال بود. حکایت روزهایی که باهم بودیم و در نهایت به اینجا رسیدیم . تقدیمش میکنم به تمام خوانندگان وبلاگ. همیشه شاد و همیشه خوش باشید.

 

Buonanotte All'italia ترانه شب بخیر ایتالیا - ایتالیا و زبان ایتالیایی

Read more

ترانه حالا دیگر به هیچکس اعتماد ندارم از تیتزیانو فرو

ترانه حالا دیگر به هیچکس اعتماد ندارم از تیتزیانو فرو

گروه موسیقی بلو - ایتالیا و زبان ایتالیایی

واسه امشب یه ترانه زیبا از گروه Blue که متن شعرشو تیتزیانو فرو (Tiziano Ferro) نوشته رو انتخاب کردم که امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

 

ترانه حالا دیگر به هیچکس اعتماد ندارم از تیتزیانو فرو - ایتالیا و زبان ایتالیایی

 

Read more

سرزمین مادری (ترانه ایتالیا از آندرا بوچلی)

سرزمین مادری (ترانه ایتالیا از آندرا بوچلی)

Andrea Bocelli - وب سایت ایتالیا و زبان ایتالیایی

ایتالیا، یه ترانه آروم از آندرا بوچلی (Andrea Bocelli) خواننده نابینایه که همراه با ترومپت کریس بوتتی (Chris Botti) در وصف سرزمین مادریش خونده. ویدئوی این ترانه دوست داشتنی و آرامش بخش رو می‌تونین از همین جا تماشا کنید .

Read more

مارگریتا

مارگریتا

 مارگریتا - ایتالیا و زبان ایتالیایی

ترانه مارگریتا از ریکاردو کوچچانته (Riccardo Cocciante) رو هم تقدیم می‎کنم به آوای عزیز .

 

 

 

Io non posso stare fermo
con le mani nelle mani,
tante cose devo fare
prima che venga domani…
E se lei già sta dormendo
io non posso riposare,
farò in modo che al risveglio
non mi possa più scordare.

نمی‎تونم وایستم

و دست رو دست بذارم

کارهای زیادی باید انجام بدم

قبل از اینکه فردا برسه..

و اگه اون خوابیده باشه

نمی‎تونم آروم بگیرم

کاری می‎کنم که وقتی دوباره بیدار بشه

نتونه منو فراموش کنه

Perché questa lunga notte
non sia nera più del nero,
fatti grande, dolce Luna,
e riempi il cielo intero…
E perché quel suo sorriso
possa ritornare ancora,
splendi Sole domattina
come non hai fatto ancora…

چونکه این شب بلند

سیاه تر از (رنگ) سیاه نیست

ماه شیرین، بزرگ شو

و همه آسمونو پر کن…

واسه اینکه اون لبخندش،

بتونه دوباره برگرده

آفتاب فردا بتاب و بدرخش

طوریکه تا حالا نبودی…

E per poi farle cantare
le canzoni che ha imparato,
io le costruirò un silenzio
che nessuno ha mai sentito…
Sveglierò tutti gli amanti
parlerò per ore ed ore,

واسه اینکه بعدا بخونن،

ترانه هایی که تو یاد گرفتی،

سکوتی درست کردم

که هیچکس قبلا تجربه نکرده…

همه عشاق رو بیدار خواهم کرد

برای ساعت ها حرف خواهم زد

abbracciamoci più forte
perché lei vuole l’amore.
Poi corriamo per le strade
e mettiamoci a ballare,
perché lei vuole la gioia,
perché lei odia il rancore,
poi con secchi di vernice
coloriamo tutti i muri,
case, vicoli e palazzi,
perché lei ama i colori,

محکم تر همدیگه رو بغل خواهیم کرد

چون اون عشق می‎خواد

بعد طرف خیابونا خواهیم دوید،

و شروع به رقص خواهیم کرد.

چون اون لذت می‎خواد

چون اون از خشم و غیض نفرت داره

بعد با سطل های رنگ

همه دیوارها رو رنگ می‎کنیم

خونه ها، کوچه ها و ساختمونا رو

چون اون رنگ ها رو دوست داره

raccogliamo tutti i fiori,
che può darci Primavera,
costruiamole una culla,
per amarci quando è sera.
Poi saliamo su nel cielo
e prendiamole una stella,

همه گلهایی رو

(که) بهار میتونه بده، می‎چینیم

تختی درست می‎کنیم

تا شب به هم عشق بورزیم

بعد میریم بالا تو آسمون

و یه ستاره می‎چینیم

perché Margherita è buona,
perché Margherita è bella,
perché Margherita è dolce,
perché Margherita è vera,
perché Margherita ama,
e lo fa una notte intera.
Perché Margherita è un sogno,
perché Margherita è sale,
perché Margherita è il vento,
e non sa che può far male,
perché Margherita è tutto,
ed è lei la mia pazzia.
Margherita, Margherita, Margherita, Margherita
Margherita adesso è mia,
Margherita è mia…

چون مارگریتا خوبه،

چون مارگریتا قشنگه،

چون مارگریتا شیرینه،

چون مارگریتا واقعیه،

چون مارگریتا دوست داره،

و همه شب انجامش میده

چون مارگریتا یه رویاست،

چون مارگریتا نمکه،

چون مارگریتا باده،

و نمی‎دونه که میتونه منو ناراحت کنه

چون مارگریتا همه چیزه،

و جنون منه.

مارگریتا، مارگریتا، مارگریتا، مارگریتا

مارگریتا حالا مال منه

مارگریتا مال منه

با تشکر از کمک وحید عزیز در اصلاح ترجمه برخی قسمتها

 

زیبای بدون روح (Bella senz’anima)

زیبای بدون روح (Bella senz’anima)

به تقاضای یاسمین عزیز رفتیم سراغ ترانه های ریکاردو کوچانته (Riccardo Cocciante). چندتا ترانه ازش گوش کردم که شعرهای قشنگی داشت. برای شروع ترانه « زیبای بی روح » رو انتخاب کردم، تا بعدها بریم سراغ ترانه های دیگه اش.

Riccardo Cocciante - ایتالیا و زبان ایتالیایی

Read more

جنوب بزرگ (Grande Sud)

جنوب بزرگ (Grande Sud)

ائوجنیو بنناتو (Eugenio Bennato) - ایتالیا و زبان ایتالیایی

Grande Sud (جنوب بزرگ) اسم ترانه قشنگیه که ائوجنیو بنناتو (Eugenio Bennato) تو سن رموی امسال خونده.

این ترانه گذشته از متن مشکلش، قسمتهائیش هم به زبون جنوب ایتالیا خونده شده که از معنیش سر درنیوردم و ترجمه اش نکردم. موضوعش مربوط به مردم جنوب ایتالیاس که با کشتی، به کشورهای دیگه بلاخص آمریکا مهاجرت کردن و فرهنگ و زبون خودشونم تو قلباشون بردن.

Read more

تنها من و تو

تنها من و تو

اینم ترانه تنها از آدریانو چلنتانو به درخواست محسن عزیز


چلنتانو

E’ inutile suonare qui non vi aprirà nessuno,

il mondo l’abbiam chiuso fuori con il suo casino.

una bugia coi tuoi, il frigo pieno e poi, un calcio alla tivù,
solo io, solo tu.

زنگ زدن اینجا فایده ای نداره، هیچکی درو باز نمی‌کنه،

ما دنیای بیرون رو با شلوغیاش بستیم.

یه دروغ به خانواده، یخچال پر و بعدش فوتبال تلوزیون،

تنها من، تنها تو.

E’ inutile chiamare non risponderà nessuno,

il telefono è volato fuori giù dal quarto piano,

era importante sai, pensare un poco a noi, non stiamo insieme mai,

ora sì, ora qui.

تلفن زندن فایده نداره، هیچکی جواب نمیده،

تلفن از طبقه چهارم پایین پرت شده،

واجب بود بدونی، کمی به هردومون فکر کنی، هیچوقت باهم نبودیم،

حالا چرا، حالا اینجا.

Soli la pelle come un vestito,
Soli mangiando un panino in due, io e te.
Soli le briciole nel letto,
Soli ma stretti un po’ di più solo io, solo tu

تنها، پوست مثل لباس (برهنه)،

تنها، باهم خوردن یه ساندویچ، من و تو.

تنها، خرده نونا تو تختخواب،

تنها، اما کمی بیشتر چسبیده (نزدیکتر)، تنها من، تنها تو.

Il mondo dietro ai vetri sembra un film senza sonoro,

e il tuo pudore amando rende il corpo tuo più vero.

sei bella quando vuoi, bambina, donna e poi,

non mi deludi mai è così che mi vai.

دنیای بیرون پنجره، مثل یه فیلم بدون صداست،

و فروتنیت موقع عشقبازی بدنتو واقعی تر می‌کنه.

زیبا هستی وقتی می‌خوای، بچه، بانو و بعدش،

منو هرگز گول نمیزنی، به این خاطره که برام عزیزی .

Soli lasciando la luce accesa,
Soli ma guarda nel cuore chi c’è, io e te.
Soli col tempo che si è fermato,
Soli però finalmente noi,
Solo noi, solo noi.

تنها، چراغو روشن گذاشتن،

تنها، اما تو قلب نگاه کن، من و تو هستیم.

تنها، با زمانی که متوقف شده،

تنها، اما نهایتا با هم،

تنها ما، تنها ما.

E’ inutile suonare qui non vi aprirà nessuno,

il mondo l’abbiam chiuso fuori con il suo casino.

una bugia coi tuoi, il frigo pieno e poi, un calcio alla tivù,
solo io, solo tu…

زنگ زدن اینجا فایده ای نداره، هیشگی درو باز نمی‌کنه،

ما دنیای بیرون رو با شلوغیاش بستیم.

یه دروغ به خانواده، یخچال پر و بعدش فوتبال تلوزیون،

تنها من، تنها تو…

پیدا کردن سپیده دم در شبانگاه

پیدا کردن سپیده دم در شبانگاه

باتتیاتو

دو روز قبل (۲۳ مارس)، تولد فرانکو باتتیاتو (Franco Battiato) فیلمساز، آهنگساز، شاعر، خواننده و نقاش ایتالیایی بود. وقتی پیروز عزیز که کلی به سر من و این وبلاگ حق داره میگه که از ایشون هم ترانه بذاریم، خب، نمیشه گفت نه .

ترانه های باتتیاتو، رویایی، احساسی، بحث انگیز و پیچیده هستند و بسیار وابسته به فرهنگ ملل، علی الخصوص شرقی که درک بعضی از اشعارش برای خود ایتالیایی ها هم سخته.

حقیقتش من چندان با این خواننده آشنایی نداشتم و این چند روزه چندتا از آهنگاشو گوش کردم که برام دلچسب بود. علی الحساب ترانه چشم انداز نوسکی رو براتون انتخاب کردم. ترجمه اش سخت بود، با اینحال امیدوارم تونسته باشم ترجمه قابل قبولی ارائه بدم. انشالا در آینده ترانه های دیگه ای هم ازش براتون می‌ذارم .

Read more

دوست من

دوست من

برای امروز ترانه «دوست من Il Mio Amico » از آنا تتنجلو (Anna Tatangelo) رو در نظر گرفتم که تو سن رمو دوم شد.

 

آنا تتنجلو (Anna Tatangelo)

Il mio amico che non dorme mai di notte
دوست من که هرگز در شب نمی‌خوابد،


Resta sveglio fino a quando da mattina
تا هنگام صبح بیدار می‌ماند.


Con il viso stanco e ancora di po’
با چهره ای خسته و هنوز کمی


Di trucco lascia
آرایش، می‌رود.


I sogni chiusi dentro ad un cuscino
(با) رویاهایی که دربالشی بسته شده.


Il mio amico ha molta luce dentro gli occhi
دوست من نور زیادی در چشمانش دارد،


Per guardare chi non c’è
برای دیدن کسی که نیست.


Fa di tutto per assomigliarmi tanto vuole amare come me
همه کاری می‌کند تا شبیه من شود، می‌خواهد مانند من عاشق شود،


Ma poi si chiude dentro di sé
اما بعد درونش را می‌بندد.


Il mio amico s’incammina per la strada
دوست من در خیابان قدم می‌زند،


Fa un accenno e ti saluta col sorriso
توقفی می‌کند و با لبخندی به تو سلام می‌گوید.


Nel suo sguardo attento e un poco malizioso
در نگاه جذاب و کمی کینه توزش،


Per avvicinarsi trova mille scuse
برای نزدیکتر شدن هزاران عذر و دلیل پیدا می‌کند.


Il mio amico avvolto dentro l’amarezza
دوست من در تلخی می‌پیچد.


Mi fa tanta tenerezza
باعث می‌شود بیشتر دلسوزی کنم.


Anche quando nasce l’alba più sicura
حتی زمان مطمئنترین طلوع،


Poi di notte gli regala la paura
در شب می‌ترسد.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


L’amore non ha sesso
عشق جنسیت ندارد،


Il brivido è lo stesso
لرزش (دل) همان است،


O forse un po’ di più
یا شاید کمی قوی تر.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


Se il cuore batte forte
اگر قلبت قوی تر بزند،


Dà la vita a quella morte che vive dentro te…
به مرده ای که درونت هست، زندگی می‌دهد…


Il mio amico cerca un nuovo fidanzato
دوست من به دنبال نامزد جدیدی است.


Perché l’altro già da un pezzo l’ha tradito
زیرا دیگری مدتی است او را رها کرده.


Dorme spesso accanto a me dentro al mio letto
او اغلب درون تختم نزدیک من می‌خوابد،


E si lascia accarezzare come un gatto
و می‌خواهد مانند گربه دلجویی کند.


Il mio amico mi confida le sue cose
دوست من در مورد مسائلش به من اعتماد دارد،


Anche quelle che non sa
حتی آنهایی که نمی‌داند.


Poi mi guarda mentre spegne il suo sorriso
بعد در حالی که لبخندش محو شده به من نگاه می‌کند.


Spera sempre in quell’amore che non ha
همیشه به آن عشقی که ندارد امیدوار است.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


L’amore non ha sesso
عشق جنسیت ندارد،


Il brivido è lo stesso
لرزش (دل) همان است،


O forse un po’ di più
یا شاید کمی قوی تر.


Nel cammino dell’amore
در راه عشق


Scende sempre quel dolore dentro te
همیشه دردی که درونت است تسکین می‌یابد.


C’è chi ti guarda con disprezzo
کسی هست که با نفرت تو را نگاه می‌کند،


Perché ha il cuore di un pupazzo dentro
زیرا قلب عروسکی را در سینه دارد.


Se a chi dice che non sei normale
اگر به تو گفت که عادی نیستی،


Tu non piangere su quello che non sei
به خاطر چیزی که نیستی گریه نکن.


Lui non sa che pure tu sei
او نمی‌داند که تو،


Uguale a noi e che siamo figli dello stesso Dio
مانند مایی، که فرزندان یک خداییم.

Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


Se il cuore batte forte
اگر قلبت قویتر بزند،

Dà la vita a quella morte che vive dentro te…
به مرده ای که درونت هست، زندگی می‌دهد…

برای داشتن تو…

برای داشتن تو…

برای اینکه ترانه بی مزه قبلی زیادی صدر نشین نباشه و هی جلو چشمم نیاد، واسه تجدید روحیه خودم، میرم سراغ یه ترانه دوست داشتنی دیگه از آدریانو چلنتانو.

چلنتانو

چلنتانو اونقدر آهنگ‌های قشنگ داره که انتخاب یه دونه اش خیلی برام سخته، واسه همین چشممو می‌بندم و دست میذارم رو آهنگ… Per averti

Per averti

Read more