راز گل سرخ

راز گل سرخ

Stat rosa pristina nomine
nomina nuda tenemus
گل سرخ دیروز برای اسمش رنج کشید
ما حامل اسامی پوچ هستیم

امبرتو اکو(Umberto eco) استاد دانشگاه، شخصیت علمی و روشنفکر معروف ایتالیا، بیش از ۴۰ کتاب علمی و فلسفی نوشته که تنها ۵ تا از اونا رمان هستند، اما همین ۵ تا باعث شده که اغلب مردم اونو به عنوان داستان نویس بشناسن!

Il Nome Della Rosa

نام گل سرخ  (Il Nome Della Rosa ) اسم اولین رمان اونه که به دلیل پیچیدگی و سنگینی داستان، ناشرین فکر نمی‌کردن چندان مورد توجه قرار بگیره، اما با فروش بیش از ۱۵ میلیون نسخه از این کتاب در دنیا، عقیده اونا در مورد ذائقه خوانندگان تغییر کرد .


امبرتو اکو این بار در قالب یک داستان اسرار آمیز پلیسی، بحث‌های علمی، فلسفی خودشو مطرح می‌کنه.

برادر ویلیام(William)  با شاگردش آدسو (Adso) راهبه هایی هستند که در سال ۱۳۲۷، برای یک کنفرانس مذهبی به صومعه قرن چهاردهمی تو ایتالیا میرن. قتلی در اونجا اتفاق افتاده و با رسیدن اونا این قتل‌های بی‌رحمانه ادامه پیدا می‌کنه. راهبه ها فکر می‌کنن آخر زمان رسیده!  برادر ویلیام که علاقه زیادی به کشف معما داره، متوجه میشه که تمام قربانیان این قتل‌های اسرار آمیز، به یک کتاب خطی یونانی که در دل صومعه پنهان شده، مرتبطن و قاتل هرکسی رو که به نحوی به وجود این کتاب پی می‌بره از میون برمی‌داره. در این بین مفتش دیگه ای از راه می‌رسه و کشفیات ویلیام رو به سخره می‌گیره و اونو به گردن افراد مرتد و شریر می‌ندازه…

بیشتر بخوانید

مروری بر سینمای ایتالیا با مارتین اسکورسیزی (قسمت چهارم)

در فیلم پاییزان برای معرفی هر اپیزود از یک نقشه استفاده میشه. اپیزود سیسیل قسمت اول این فیلمه و مسلمه که این قسمت واسه خانواده من خیلی مهم بود و هر کی که تو اتاق بود، کاملا دقت می‌کرد.

«شما کی هستید؟ چی میخواید؟…. اونا آمریکائین!»

یادم میاد، صدای این زنی که تو زمینه داد می‌زد، تاثیر زیادی روی افراد مسن اتاق داشت. آخه اون دقیقا با همون لهجه ای اونا صحبت می‌کرد.
سربازا اومده بودن که بجنگن اما آلمانا رفته بودن. بجاش اونا افراد محلی رو پیدا کردن. وقتی اون سرباز آمریکایی شروع به ایتالیایی حرف زدن کرد، لهجه اش شبیه عموی من بود، آخه اونم سیسیلی – آمریکایی بود. البته عموم خیلی بهتر از اون صحبت می‌کرد.

تنها کسی که حاضر میشه به سربازا کمک کنه تا از میدون مین آلمانا عبور کنن، دختری به اسم کارملاست… چون اون هر روز به دنبال پدر و برادرش که تو دریا گم شده بودن به صخره های لب ساحل می‌رفت.
وقتی اون به جوخه کمک کرد تا به سلامتی از میدون مین عبور کنن با سربازی به نام “جو” که واسه دیده بانی باقی مونده بود، تنها شد. تو فیلم پائیزان “جو” های زیادی داریم.
جو ایتالیایی بلد نبود و کارملا هم انگلیسی نمی‌دونست. کارملا تا مطمئن نشده که “جو” آتیش سیگارشو قایم کرده، نمیذاره اون سیگار روشن کنه، چون مطمئنه که آلمانا هنوز همون نزدیکی‌ها هستن.

«بیا کارملا، لبخند بزن،ما باید چند ساعت اینجا بمونیم. نگاه کن پائیزان، اسپاگتی، بامبی، مانجا…موسولینی…، حالا تو بگو ببینم انگلیسیت از ایتالیایی من بهتره یا نه…»

اونا غرق صحبتن، کاملا بی خیال

«می‌دونی، ما یه باغ داریم، مادرم توش گوجه فرنگی می‌کاره، من و خواهرم یه طناب به دوتا درخت گلابی بستیم تا تاب بازی کنیم، نگاه کن، همینجا…»

اونا بی‌خیال تر میشن، و وقتی جو فندکشو روشن می‌کنه تا اون بهتر عکسو ببینه… (صدای شلیک)… آلمانا نور رو می‌بینن و شلیک می‌کنن. “جو” بدجوری زخمی میشه…. کارملا دریچه رو می‌بنده تا اونو از آلمانا پنهان کنه.

وقتی آلمانا سر میرسن اون سعی می‌کنه اونا رو اغفال کنه. نشون میده که ترسیده و از اومدن اونا خوشحاله. اما بلاخره از موقعیت استفاده می‌کنه و به سمت “جو” میره… اما میبینه که دوست تازه اش مرده…
کارملا اسلحه جو رو بر می‌داره و به سمت آلمانیها شلیک می‌کنه… با صدای اسلحه جو آمریکایی‌ها واسه کمک برمی‌گردن اما جسد جو رو پیدا میکنن… اونا فکر می‌کنن کارملا اونو کشته اما خبر ندارن که اونم مرده…
آلمانا کارملا رو کشته ان و رو صخره ها پرت کردن. آمریکایی‌ها هیچوقت نمی‌فهمن که اون جونشو به خاطر اونا فدا کرده… اما ما می‌دونیم…

 فعلا ادامه دارد…

 

مروری بر سینمای ایتالیا با مارتین اسکورسیزی (قسمت سوم)

 پاییزان – Paisà / Paisan 1946 ساخته روبرتو روسلینی در شش اپیزود:

۱- سیسیل: نیروهای آمریکایی تازه وارد ایتالیا شده‌اند. یک سرباز آمریکایی و یک دختر محلی که تازه باهم آشنا شده اند، هر دو کشته می‌شوند.

۲- ناپل: پسر بچه ای پوتین های یک سرباز سیاه پوست آمریکایی را می‌دزدد. سرباز به دنبال او می‌رود، اما وقتی زندگی فلاکت وار پسرک را می‌بیند، از پوتین هایش صرف نظر می‌کند.

۳- رم: سربازان آمریکایی وارد رم می‌شوند. یکی از آنها با دخترک ولگردی برخورد می‌کند بی آنکه به یاد آورد او همان دختر معصوم و ساده ای است که سال‌ها قبل دیده بود.

۴- فلورانس: یک پرستار آمریکایی به دنبال محبوب پارتیزانش می‌گردد اما پس از جستجوی فراوان درمی‌یابد که وی کشته شده است.

۵- صومعه: سه روحانی آمریکایی از یک دیر دیدار می‌کنند. دیرنشینان وقتی می‌فهمند که تنها یکی از آنها کاتولیک است، برای هدایتشان دعا می‌کنند.

۶- دره پو: پارتیزان‌ها و سربازان متفقین تا پای مرگ در برابر فاشیست‌ها و متحدانش می‌جنگند.

Paisàکلمه ای محاوره ای به معنای دوست و هم وطن است که در آن زمان ایتالیایی‌ها به سربازان آمریکایی می‌گفتند. بیشتر بخوانید

مروری بر سینمای ایتالیا با مارتین اسکورسیزی (قسمت دوم)

پدر بزرگ و مادر بزرگم از مهاجرین سیسیل بودن و فقط بلد بودن سیسیلی حرف بزنن. اونا حتی هیچ وقت سیتی زن آمریکا هم نشدن. به سختی انگلیسی حرف می‌زدن یا می‌نوشتن.
خونواده پدرم اهل روستایی تو پالرمو بود و خونواده مادرم هم اهل یه روستای دیگه… پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری و مادریم، سیسیل رو ترک کردن و هیچ وقت برنگشتن، اما رسم و رسومای خودشونو زنده نگه داشته بودن… هرچند حالا اونا تو اینجا، خیابون الیزابت نیویورک دور هم جمع شده بودن، اما فاصله رو حفظ کرده بودن، چون اونا فرهنگ و رسوم متفاوتی داشتن…
ساختمون خیابون الیزابت شماره ۲۵۳، جاییه که من توش بزرگ شدم. خیابون الیزابت، سیسل واقعی بود و هر ساختمون یه روستای متفاوت. در حقیقت سال‌ها طول کشید تا بین ساختمونای مختلف ازدواجی صورت بگیره…
خیابان الیزابت نیویورک در سال ۱۹۱۲

بیشتر بخوانید

مروری بر سینمای ایتالیا با مارتین اسکورسیزی (قسمت اول)


این یه تلوزیون ۱۶ اینچ RCA هست. همون مدلی که پدرم اواخر دهه چهل خریده بود. اولین فیلم‌های ایتالیایی رو که یادم میاد روی این صفحه کوچیک تماشا کردم. خونواده اطرافم بودن، تو یه اتاق زیبا مثل همینجا.
حالا من آمریکائیم. وقتی خواستم شروع به فیلمسازی بکنم، طبیعتا فکر کردم جام تو هالیوده. منظورم اینه که اگه شما تو آمریکا فیلم می‌سازید، اون محلی ایکه آمریکایی‌ها توش فیم می‌سازن.

بیشتر بخوانید

Avanti

در هتل‌های ایتالیا پیشخدمت‌ها برای ورود به اتاق شما می‌گویند:? Permesso

شما هم اگر بخواهید وارد شوند، پاسخ می‌دهید: Avanti.

اما با دیدن این فیلم می‌فهمید بهتر است قبل از گفتن Avanti کمی فکرکنید!


وندل آرم بروستر (جک لمون) تاجر موفقی در بالتیمور است که در سفرش به جزیره ایشیا (Ischia) به طور اتفاقی به پارملا پیگت (جولیت میلز) مغازه دار انگلیسی برخورد می‌کند. آن دو برای تحویل گرفتن اجساد پدر و مادرشان که در تصادف اتومبیل کشته شده اند، به ایتالیا آمده اند.

بیشتر بخوانید

Roman Holiday

تعطیلات رومی

پرنسس آن به دنبال یک تور تبلیغاتی در اروپا، به شهر رم می‌رسد. او که از زندگی یکنواخت و تحت کنترل شده اش به ستوه آمده، شبانه از قصر سلطنتی می‌گریزد، اما به علت آمپول آرام بخشی که تزریق کرده، به زودی کنار یکی از خیابان‌های رم به خواب می‌رود. جو برادلی که خبرنگار یک روزنامه آمریکایی در رم است او را پیدا می‌کند و به آپارتمانش می‌برد. به زودی وی به هویت پرنسس پی می‌برد و سعی می‌کند از شانسی که به او روی کرده حداکثر استفاده را ببرد…

فیلم تعطیلات رومی ساخته ویلیام وایلر (William Wyler) در سال ۱۹۵۳ می‌باشد که در آن بازیگرانی مانند گرگوری پک (Gregory Peck) و آدری هپ برن (Audrey Hepburn ) نقش دارند.

این فیلم موفق به دریافت سه جایزه اسکار شده است و اولین فیلم آمریکایی است که تماما در ایتالیا ساخته شده است.

بیشتر بخوانید

زیر آفتاب توسکانی

زیر آفتاب توسکانی

Sotto il sole della Toscana

Under the Tuscan Sun


زندگی هزاران فرصت به تو می‌دهد… تنها کاری که تو بایست انجام دهی، انتخاب یکی از آنهاست.

به دنبال طلاقی ناگهانی، فرانسیس، نویسنده و منتقد آمریکایی روحیه خود را از دست می‌دهد. دوستانش که نگران او هستند، ترتیبی می‌دهند که او برای گردش و تجدید روحیه همراه یک نور مسافرتی به ناحیه زیبای توسکانی ایتالیا سفر کند.

بیشتر بخوانید

Roberto Benigni

Roberto Benigni

روبرتو بنینی

‏۱۹۵۲-‏

میتونم به جرئت بگم که بیشتر از نیمی از اونچه که از زبون ایتالیایی یاد گرفتم رو مدیون کمدین حراف، ‏پر ‏جنب و جوش و پر انرژی ایتالیایی هستم که اسمش میون کمدین‌های مشهور آمریکایی گم شده و خیلی‌ها اونو ‏‏نمی‌شناسن، یعنی «روبرتو بنینی (‏Roberto‏ ‏Benigni‏)».‏


روبرتو بنینی گذشته از اون که کارگردان و بازیگر موفقیه، قدرت بیان فوق العاده ای داره و خوبیش به اینه که با ‏لهجه استاندارد ایتالیایی صحبت میکنه.‏

بیشتر بخوانید

اسکالا

اسکالا

La Scala


اسکالا نام تالار معروف اپرای میلان است، که در ایتالیا تئاترو آلا اسکالا (Teatro alla Scala) خوانده می شود. پس از آتش سوزی تئاتر دوکها در سال ۱۷۷۶، این تالار به دستور ماریا ترزا (Maria Theresa) همسر دوک اعظم اطریش ساخته شد.


این مکان قبلا کلیسایی بود به نام سانتا ماریا دلا اسکالا (Santa Maria della Scala) که توسط یکی از اعضای خوانوده اسکالا، فرمانده سابق ورونا ساخته شده بود.
تالار جدید اپرا در سوم آگوست ۱۷۷۸ با نمایشی به نام معرفی اروپا (L’Europa Riconosciuta ) اثر آنتونیو سالیری (Antonio Salieri) گشایش یافت. ساختمان در سال ۱۸۶۷ بازسازی شد و در سال ۱۹۲۱ کاملا مدرنیزه شد. بارها در جنگ جهانی دوم خسارت دید، تا اینکه در سال ۱۹۴۶ بازسازی و گشایش مجدد یافت.
این تالار گنجایش نشستن ۳۶۰۰ نفر را دارد و همچنین شامل یک تئاتر ثانوی به نام اسکالای کوچک (Piccola Scala) است که به عنوان موزه اپرا استفاده می شود. بسیاری از مشاهیر جهان اولین اجرای خود را در اسکالا تجربه کرده اند.

بیشتر بخوانید