کتاب آموزش زبان ایتالیایی

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

کتاب آموزش زبان ایتالیایی

 

یاسمین، دوست عزیزمون، زحمت کشیدن، مطالب مربوط به آموزش زبان ایتالیایی، که تو این وبلاگ ارائه شده رو به صورت یه کتاب آموزش زبان ایتالیایی (E-book) جمع آوری کردن تا استفاده از اون برای دیگر دوستانمون ساده تر بشه.

با تشکر از زحمت این دوست عزیز، از شما دعوت می‌کنم این کتاب رو از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب

تمریناتی برای مکالمه ایتالیایی – یک روز ماهیگیری (قسمت آخر)

تمریناتی برای مکالمه ایتالیایی – یک روز ماهیگیری (قسمت آخر)

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

 

بعد از یک روز ماهیگیری، پدر و پسر به طرف خونه برمی‌گردن. اونا از تجربیات اون روزشون صحبت می‌کنن…

Una giornata di pesca (4)

 

Figlio: Papà, questa è stata una delle nostre migliori giornate di pesca. Incredibile, i pesci saltavano dentro la barca.

پسر: بابا، این یکی از بهترین روزای ماهیگیریمون بود. باورنکردنیه، ماهی‌ها می‌پریدن تو قایق.

 

Padre: Hai ragione. Sono andato in quel lago per oltre quarant’anni e non ho mai visto i pesci come oggi. Ho sentito che la regione o lo stato ha ripopolato i laghi, ragazzi questa volta hanno fatto veramente un bel lavoro. Forse, è stata l’abbondante pioggia di questa primavera?

پدر: حق داری، من بیشتر از چهل ساله به اون دریاچه میرم و هرگز ماهی‌ها رو شبیه امروز ندیده بودم. شنیده بودم، منطقه یا دولت دریاچه رو دوباره پر کرده، اما بچه ها این دفعه واقعا کار خوبی کردن. شاید، به خاطر فراوونی بارون بهار امسال باشه؟

 

Figlio: Potrebbe essere. Ad ogni modo, a me va bene così! Che giornata! Questa notte dormirò come un ghiro. Niente TV per me.

پسر: می‌تونه باشه. در هر صورت، واسم خیلی خوب بود! چه روزی بود! امشب مثل یه موش زمستون خواب می‌خوابم. تلوزیونی واسم نیست (تلوزیون هم نگاه نمیکنم).

 

Padre: Neanche la cena? Sono un pò affamato. Quei panini inzuppati non erano molto buoni.

پدر: شام هم نمی‌خوری؟ من کمی گرسنه ام. این ساندویچ های خیس خوب نبودن.

 

Figlio: Abbiamo appena passato alcuni chilometri fà una trattoria dove potevamo cenare.

پسر: الان چند کیلومتر از یه رستوران رد شدیم، جایی که می‌تونستیم شام بخوریم.

ادامه مطلب

هر روز یک لغت ایتالیایی (قسمت هفدهم)

Salute
سلامتی، بهزیستی
Il clima umido mi ha rovinato la salute.
آب و هوای مرطوب سلامتی منو از بین برده

Padronanza
استادی، فرماندهی
Lei ha padronanza dell’inglese.

اون تو انگلیسی استاده.

Nebbia
مه، بخار، غبار

La città era coperta dalla nebbia.

شهر از مه پوشیده شده.

Cominciare
شروع، آغاز

A che ora comincia il film?

چه ساعتی فیلم شروع میشه؟

Sbalordito
مبهوت، متحیر

Lo fissai sbalordito.

از حیرت خشکم زد.

Predica

موعظه، خطابه
Non farmi la predica.

واسم موعظه نخون.

Malattia
مریضی، ناخوشی

La malattia gli ha affilato il viso.

مریضی چهره اشو لاغر کرده.

 

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت شانزدهم)

Medesimo

همانند، یکسان، مشابه

Sono della medesima statura.
اونا هم قد هستند

Terra

زمین، کشور
Tirati su da terra che ti sporchi.
از زمین پاشو که کثیفت میکنه

Mazzata

شوک، ضربه سخت
La notizia fu per lui una mazzata.

اخبار بهش شوک وارد کرد

Comportamento

رفتار و سلوک
Il suo comportamento ci ha sdegnato.
رفتارش ما رو رنجوند

Escluso
محروم، مستثنی، بیرون مانده

Si sentiva escluso dalla società.
احساس کرد از جامعه رونده شده

Dire
گفتن

Non capisci ciò che voglio dire.
نمی‌فهمی چی میگم

Rumore

سر و صدا
Il rumore mi ha distratto.

سر و صدا دیونه امون کرد.

 

هر روز یک لغت ایتالیایی (قسمت پانزدهم)

Prima

قبلا، از قبل، اول
Prima non lo conoscevo.
من از قبل نمی‌شناختمش

Lecito

قانونی، مجاز
Pensa che tutto le sia lecito.
فکر می‌کنه اجازه داره هر کاری می‌خواد بکنه.

Fango
گل و لجن

Il sentiero era coperto di fango.

مسیر گل آلود بود.

Me

من، به من، خودم
Ho imparato l’inglese da me.
من انگلیسی رو خودم یاد گرفتم.

Quadro
تابلو نقاشی، تصویر و عکس

Contemplammo a lungo il quadro.
مدت زیادی به عکس خیره شده بودیم

Occasione

شانس، موقعیت، فرصت
Ebbi l’occasione di conoscerlo.
من شانس دیدنشو داشتم

Zero
صفر، هیچ

Il termometro segna zero gradi.
ترمومتر صفر درجه رو نشون میده

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت دوم)

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت دوم)

یک روز ماهیگیری – قسمت دوم

پدر و پسر اول صبح شنبه به دریاچه رسیدن، اونا وسایل ماهیگیریشونو از ماشین برمیدارن و قایقو میفرستن تو آب…

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

 

 

 

Una giornata di pesca (2)

 

Figlio: Allora, papà, cosa abbiamo dimenticato questa volta?

پسر: بسیار خوب، پدر، این دفعه چه چیزی رو فراموش کردیم؟

ادامه مطلب

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت سیزدهم)

Incontro
ملاقات، دیدن و رویارویی

Che felice incontro!

چقدر دیدنت لذت بخشه!

Ispirazione

الهام، ایده خوب، پیشنهاد
Mi venne l’ispirazione di andare da lui.

من ایده خوبی واسه به دیدن اون رفتن داشتم

Vestito

لباس
Quanto hai pagato quel vestito?

واسه اون لباس چقدر پول دادی؟

Freddo

سرد
Gli occhi mi pizzicano per il freddo.

چشام از سرما می‎سوزه.

Oramai

دیگه، حالا، الان
Oramai era troppo tardi.

دیگه خیلی دیره

Spettacolo

نمایش، ایفای نقش
Ti è piaciuto lo spettacolo?

از نمایش خوشت اومد؟

Ricreazione

تفریح و سرگرمی، بازآفرینی
Lo sport è una sana ricreazione.

ورزش سرگرمی خوبیه.

 

جدول ایتالیایی هفته ۶

جدول ایتالیایی هفته ۶

جدول شماره ۶

 به هیکلش نگاه نکنید، اونقدرها هم سخت نیست

جدول ایتالیایی - ایتالیا و زبان ایتالیایی

۱- اداره کردن و مدیریت

۲- همراه بودن (با)، مصاحبت کردن (با)

۳- پیشنهاد کردن، توصیه و سفارش کردن

۴- مخالف، معکوس، مقابل

۵- تفاوت و اختلاف

۶- دستیاری و همدستی

۷- چشمگیر و نمایشی، دراماتیک

۸- مالیخولیا

۹- گردآوری و جمع آوری، کامپایل و ترجمه

۱۰- استدلال

۱۱- نسبت دادن، اسناد کردن

۱۲- معامله و معاوضه ، مذاکرات و گفتگوها

ادامه مطلب

آموزش ایتالیایی در ۱۶ درس (قسمت دوازدهم)

Quarrordicesima lezione:

L’uso del telefono

۲۵۲٫ Vorrei telefonare

۲۵۳٫ All’estero

۲۵۴٫ Una comunicazione locale

۲۵۵٫ Potrebbe riferire, per favore…

۲۵۶٫ Le scrivo il numero

۲۵۷٫ È il numero…

۲۵۸٫ Il mio numero è il…

۲۵۹٫ Mi dia la guida, per favore!

۲۶۰٫ Non ho ancora la comunicazione

۲۶۱٫ La comunicazione è stata interrotta

۲۶۲٫ Un momento, per favore

۲۶۳٫ Chiamerò più tardi

۲۶۴٫ Potrebbe richiamare?

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت دوازدهم)

Incendio

آتش
L’incendio incenerì il granaio
آتش انبار رو به خاکستر تبدیل کرد.

Orologio
ساعت

Il mio orologio non cammina più
ساعت من دیگه کار نمیکنه

Alquanto
کمی، مقداری، مقدار مشخصی

Ne ho bevuto alquanto
کمی ازش خورده ام

Votazione
نمره، امتیاز

All’esame ha ottenuto un’ottima votazione
نمرات خوبی تو امتحان گرفت

Attenzione

توجه، مواظبت
Attenzione, è in arrivo il treno per Milano
توجه، قطار میلان داره میرسه

Tempo

زمان، روز، آب و هوا
Il tempo si è stabiliazzato
هواپایدار شده (آروم شده)

Entrata
ورودی

Una freccia indica l’entrata
یه فلش ورودی رو نشون میده