برخورد با بی ادب ها در ایتالیا

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا

مواقعی پیش میاد که grazie tante جواب نمیده و باید با جملات این چنینی با بی ادبا برخورد کرد:

Ma Lei cafone ci è nato/nata, o ci è diventato/diventata?

شما از بچگی بی ادب بودید یا تازه گیا بی ادب شدید؟

 

بعدش هم با یه Sparisca! (گم شو!) یا La smetta! La prego di smettere! (تمومش کن! خواهش می‌کنم تمومش کن!) بسته به طرفتون ردش کنید بره .

به خوندن ادامه بدید تا اگه یه نفر تو صف fermata del autobus (ایستگاه اتوبوس) پرید جلوتون بتونید بهش بگید:

Scusi, ma in fila c’ero prima io!

ببخشید، اما من اول صف بودم!

یا

Guardi che la fila inizia lì, non qui.

نگاه کن صف اونجا شروع میشه نه اینجا.

برخورد با بی ادب ها در ایتالیا - ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

ایتالیایی ها برخلاف بقیه اروپایی ها و آمریکایی ها، خودمونی هستند و زیاد مقید به حفظ فاصله با شما نیستند. سوار یه اتوبوس شهری بشید تا منظورمو بفهمید. میشه گفت تو این زمینه زیاد با ایرانی ها تفاوتی ندارن .

اگه تو این موقعیتا یه نفر زیادی خودشو به شما چسبونده بود می‌تونید بگید:

Scusi, ma è proprio necessario che Lei si trovi così vicino/vicina?

ببخشید، واقعا لازمه که شما اینقدر نزدیک باشید؟

Read more

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

 

« …همه چیز از یه جلسه دوستانه تو تابستون ۲۰۰۴ شروع شد. ما داشتیم نقشه می‌کشیدیم یه بار باز کنیم. تا اینکه یه نفر گفت: ” اگه از ما پیتزو (pizzo) خواستن چیکار کنیم؟” … »

پیتزو اسمیه که سیسیلیا واسه باجگیری انتخاب کردن. این سیستمیه که مافیا برای مالیات گرفتن از کاسبا و تحت کنترل دراوردن منطقه خودش داره.

روز بعد پالرمو با دیوارها، تیرهای برق و باجه تلفنایی از خواب بیدار شد که با این اعلامیه ها پوشیده شده بود:

Addiopizzo یا « خداحافظ باج گیرای مافیا »

 

Un intero poplo che paga il pezzo, È UN POPLO SENZA DIGNITÀ

تمام مردمی که باج میدن، مردم پستی هستن!

برعکس اون چیزی که انتظار می‌رفت، به نظر می‌رسید که شهر بیدار شده و عکس العمل نشون میده. دور بچه هایی که شب اول اعلامیه ها رو چسبونده بودن، یواش یواش جوانانی جمع شدن که همون عقیده رو داشتن: …تا وقتیکه یه نفر هنوز باج میده، ما آزاد نیستیم. چون اگه نونوا باج بده، منم وقتی نون می‌خرم دارم به مافیا پول میدم، بنابراین خودمو به مافیا تسلیم کردم…

و اینطور بود که Comittee Addiopizzo (کمیته خداحافظ باج گیری) بوجود اومد.»

متنی که بالا خوندید، داستان تولد کمیته مبارزه با باجگیری مافیا تو پالرمو بود. از اون اولین اعلامیه تا حالا تغییرات زیادی اتفاق افتاده. اونا حالا دارن تمام مردمو جمع میکنن که به خاطر مبارزه با مافیا خرید هاشونو تنها از فروشگاههایی انجام بدن که به مافیایی‌ها باج نمیدن .

اگه خواستید بیشتر با فعالیت این گروه آشنا بشید یه سر به سایتشون بزنید . 

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت دوم)

تمریناتی برای مکالمه (یک روز ماهیگیری – قسمت دوم)

یک روز ماهیگیری – قسمت دوم

پدر و پسر اول صبح شنبه به دریاچه رسیدن، اونا وسایل ماهیگیریشونو از ماشین برمیدارن و قایقو میفرستن تو آب…

تمریناتی برای مکالمه - یک روز ماهیگیری - وبسایت ایتالیا و آموزش زبان ایتالیایی

 

 

 

Una giornata di pesca (2)

 

Figlio: Allora, papà, cosa abbiamo dimenticato questa volta?

پسر: بسیار خوب، پدر، این دفعه چه چیزی رو فراموش کردیم؟

Read more

جنوب بزرگ (Grande Sud)

جنوب بزرگ (Grande Sud)

ائوجنیو بنناتو (Eugenio Bennato) - ایتالیا و زبان ایتالیایی

Grande Sud (جنوب بزرگ) اسم ترانه قشنگیه که ائوجنیو بنناتو (Eugenio Bennato) تو سن رموی امسال خونده.

این ترانه گذشته از متن مشکلش، قسمتهائیش هم به زبون جنوب ایتالیا خونده شده که از معنیش سر درنیوردم و ترجمه اش نکردم. موضوعش مربوط به مردم جنوب ایتالیاس که با کشتی، به کشورهای دیگه بلاخص آمریکا مهاجرت کردن و فرهنگ و زبون خودشونم تو قلباشون بردن.

Read more

آموزش ایتالیایی در ۱۶ درس (قسمت یازدهم)

Tredicesima lezione:

Prestazioni di servizio

۲۲۷٫ Potrebbe ripararmelo?

۲۲۸٫ Potrebbe riempirmelo?

۲۲۹٫ Potrebbe spedirmelo all’ospedale?

۲۳۰٫ Potrebbe cambiarmelo?

۲۳۱٫ Potrebbe riservarmelo?

۲۳۲٫ Potrebbe annotarlo?

۲۳۳٫ Vorrei farlo pulire

۲۳۴٫ Vorrei farlo lavare

۲۳۵٫ Vorrei spedirlo all’estero

۲۳۶٫ Vorrei telefonare

۲۳۷٫ Come devo fare per telefonare?

۲۳۸٫ Come devo fare per telegrafare?

۲۳۹٫ Come devo fare per cambiare valuta?

۲۴۰٫ Potrei avere lenzuola pulite?

۲۴۱٫ Potrei avere asciugamani puliti?

۲۴۲٫ Potrei avere una salvietta pulita?

۲۴۳٫ Potrei noleggiare una sedia a sdraio?

۲۴۴٫ Potrei noleggiare un ombrellone?

۲۴۵٫ Si spicci!

۲۴۶٫ La chiave della mia camera, per favore

۲۴۷٫ Mi tagli I capelli, per favore

۲۴۸٫ Non troppo corti, per favore

۲۴۹٫ La barba, per favore

۲۵۰٫ Mi lavi i capelli, per favore

۲۵۱٫ Mi lavi la testa e mi faccia una messa in piega, per favore

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت یازدهم)

Disordine
بی نظمی، به هم ریختگی

Nella stanza c’era un gran disordine.
اطاق به هم ریخته بود . (در اتاق یک بی نظمی بزرگی بود).

Frattura
شکستگی، خرد شدگی، پاره شدگی

Ha riportato la frattura della gamba destra.
پای راستش شکسته است. (در پای راستش شکستگی آورده است).

Sedia
صندلی

Mi porti una sedia.
میروی برایم یک صندلی بیاوری.

Massimo
ماکزیمم، حداکثر، بیشترین

È il massimo che posso fare.
حداکثر کاریه که میتونم بکنم.

Ape
زنبور عسل

L’ape si posa sui fiori.
زنبور عسل روی گلها نشسته است.

Posta

پست، نامه، اداره پست
Porta queste lettere alla posta.
این نامه ها را به اداره پست ببر.

Guaio

بدشانسی، بدبختی، فاجعه
Mi è capitato un grosso guaio.
یه بدشانسی بزرگ داشتم.

آموزش ایتالیایی در ۱۶ درس (قسمت دهم)

 Dodicesima lezione:

Prima di comperare

۲۰۸٫ C’è di un altro colore?

۲۰۹٫ Rosso

۲۱۰٫ Azzurro

۲۱۱٫ Verde

۲۱۲٫ Giallo

۲۱۳٫ Marrone

۲۱۴٫ Arancio

۲۱۵٫ Chiaro

۲۱۶٫ Scuro

۲۱۷٫ Bianco

۲۱۸٫ Nero

۲۱۹٫ Cerco qualcosa

۲۲۰٫ Non so come si chiami

۲۲۱٫ Desidero solo guardare

۲۲۲٫ Cosa mi consiglia?

۲۲۳٫ Devo riflettere

۲۲۴٫ Verrò più tardi

۲۲۵٫ Sì, volontieri

۲۲۶٫ No, grazie

آموزش ایتالیایی در ۱۶ درس (قسمت نهم)

Undicesima lezione:

La suddivisione del tempo (2)

۱۸۵٫ Fra qualche minuto

۱۸۶٫ Fra qualche ora

۱۸۷٫ Fra qualche giorno

۱۸۸٫ Oggi

۱۸۹٫ Domani

۱۹۰٫ Dopodomani

۱۹۱٫ La settimana prossima

۱۹۲٫ Sabato prossimo

۱۹۳٫ Il mese prossimo

۱۹۴٫ L’anno prossimo

۱۹۵٫ Fra poco

۱۹۶٫ Presto

۱۹۷٫ Tardi

۱۹۸٫ In quanti siete là?

۱۹۹٫ Quando siete arrivati?

۲۰۰٫ Qualche minuto fa

۲۰۱٫ Qualche ora fa

۲۰۲٫ Qualche giorno fa

۲۰۳٫ Ieri

۲۰۴٫ La settimana scorsa

۲۰۵٫ Il mese scorso

۲۰۶٫ Sabato scorso

۲۰۷٫ L’anno scorso

ترانه اول منتخب سن رمو ۲۰۰۸ در گروه جوانان

ترانه اول منتخب سن رمو ۲۰۰۸ در گروه جوانان

Sonohra

لوکا (Luca) و دیگو فاینللو (Diego Fainello) دو برادر ۲۲ و ۲۵ ساله، متولد ورونا (Verona) هستند که گروه سونورا (Sonohra) رو تشکیل دادن. بسته به طرز تلفظ، سونورا چندتا معنی میده. اگه به صورت sono ora تلفظ بشه به معنی « صدای حالا » و اگه Sonora تلفظ بشه به معنی «صدادار و طنین انداز» هست.

این دو برادر تو یه خانواده هنرمند بزرگ شدن. اونا میگن: « ما با هنر بزرگ شدیم، پدربزرگمون ویلونیست حرفه ای بود. مادر خواننده و پدر عکاس. ما همیشه به ترانه های سالهای شصت و هفتاد گوش میکردیم. به ترانه های بلوز دهه پنجاه و به بعضی از ترانه های دهه هشتاد. تو دهسال اخیر ما ترانه های خواننده هایی مثل بریان آدامز، بن جوی، بی بی کینگ، دایر استریز و برادران بلوز، حتی آهنگهایی واسه رقص مثل ” بچه ها – “Children از رابرت مایلزو، تو جمع یا واسه خودمون اجرا میکردیم تا اینکه امسال تصمیم گرفتیم اولین آلبوممون Liberi da sempre رو منتشر کنیم.»

خب ظاهرا شروع بدی نداشتن و با این سابقه تونستن مقام اولی سن رموی ۲۰۰۸ رو کسب کنن. بهتره خودتون به ترانه «L’amore» گوش کنید و ببینید شایستگی مقام اول رو داشته یا نه .

Sonohra

Read more

میشه بهتون بگم “تو”؟

میشه بهتون بگم “تو”؟

tu، voi، Lei و Loro

تو زبون ایتالیایی به چهار روش می‌تونید طرف مقابلتونو خطاب کنید: tu، voi، Lei و Loro

Tu برای یه نفر و Voi واسه چند نفر از الفاظ خودمونی هستند که تو برخورد با اعضای خانواده، بچه ها و دوستان نزدیک به کار میره:

Tu, mamma. (مامانت)
Voi, ragazzi. (بچه هاتون)

Leiبرای یه نفر و Loro واسه چند نفر هم از الفاظ رسمی هستند که برای افراد غریبه، افرادی که زیاد باهاشون آشناییت نداریم، افراد مسن یا افراد صاحب مقام به کار میره. برای اینکه Lei و Loro رسمی با lei (او) و loro (آنها) قاطی نشه، موقع نوشتن حرف اولشونو با حروف بزرگ می‌نویسن:

Lei, professore, e anche Lei, signorina.

شما پروفسور و همچنین شما دوشیزه خانم.

Non Loro, signore e signori.
خانمها و آقایون، شما نه.

البته لازم به ذکره که این بزرگ نوشتن حرف اول Lei، حتی تو مکاتبات رسمی، داره یواش یواش از مد میافته!

Possiamo Darci del Tu?

ایتالیایی‌ها وقتی بعد از یه آشنایی می‌خوان حالت رسمی رو به حالت خودمونی تغییر بدن معمولا از جمله Possiamo Darci del Tu? یا به قول رضای عزیز از جمله Ci diamo del tu? استفاده می‌کنن که معنی تحت الفظییش میشه « میشه شما رو تو خطاب کنم؟» که خیلی به ندرت طرف میگه نه .

با این حال بعضی وقتها نیازی به مقدمه چینی نیست و شما از همون اول می‌تونید از الفاظ خودمونی استفاده کنید و به قول معروف سریع برید تو فاز dare del tu. مثلا در اشاره به بچه ها همیشه از لفظ ” تو ” استفاده میشه.

جونا همیشه با لفظ خودمونی باهم صحبت میکنن. اگه دانشجویی دوستشو با Lei طرف صحبت قرار بده، ممکنه به عنوان یه آدم مغرور و توخالی شناخته بشه! تو اغلب مشاغل هم همکارا از همون اول باهم خودمونی حرف می‌زنن