پیدا کردن سپیده دم در شبانگاه

پیدا کردن سپیده دم در شبانگاه

باتتیاتو

دو روز قبل (۲۳ مارس)، تولد فرانکو باتتیاتو (Franco Battiato) فیلمساز، آهنگساز، شاعر، خواننده و نقاش ایتالیایی بود. وقتی پیروز عزیز که کلی به سر من و این وبلاگ حق داره میگه که از ایشون هم ترانه بذاریم، خب، نمیشه گفت نه .

ترانه های باتتیاتو، رویایی، احساسی، بحث انگیز و پیچیده هستند و بسیار وابسته به فرهنگ ملل، علی الخصوص شرقی که درک بعضی از اشعارش برای خود ایتالیایی ها هم سخته.

حقیقتش من چندان با این خواننده آشنایی نداشتم و این چند روزه چندتا از آهنگاشو گوش کردم که برام دلچسب بود. علی الحساب ترانه چشم انداز نوسکی رو براتون انتخاب کردم. ترجمه اش سخت بود، با اینحال امیدوارم تونسته باشم ترجمه قابل قبولی ارائه بدم. انشالا در آینده ترانه های دیگه ای هم ازش براتون می‌ذارم .

بیشتر بخوانید

دوست من

دوست من

برای امروز ترانه «دوست من Il Mio Amico » از آنا تتنجلو (Anna Tatangelo) رو در نظر گرفتم که تو سن رمو دوم شد.

 

آنا تتنجلو (Anna Tatangelo)

Il mio amico che non dorme mai di notte
دوست من که هرگز در شب نمی‌خوابد،


Resta sveglio fino a quando da mattina
تا هنگام صبح بیدار می‌ماند.


Con il viso stanco e ancora di po’
با چهره ای خسته و هنوز کمی


Di trucco lascia
آرایش، می‌رود.


I sogni chiusi dentro ad un cuscino
(با) رویاهایی که دربالشی بسته شده.


Il mio amico ha molta luce dentro gli occhi
دوست من نور زیادی در چشمانش دارد،


Per guardare chi non c’è
برای دیدن کسی که نیست.


Fa di tutto per assomigliarmi tanto vuole amare come me
همه کاری می‌کند تا شبیه من شود، می‌خواهد مانند من عاشق شود،


Ma poi si chiude dentro di sé
اما بعد درونش را می‌بندد.


Il mio amico s’incammina per la strada
دوست من در خیابان قدم می‌زند،


Fa un accenno e ti saluta col sorriso
توقفی می‌کند و با لبخندی به تو سلام می‌گوید.


Nel suo sguardo attento e un poco malizioso
در نگاه جذاب و کمی کینه توزش،


Per avvicinarsi trova mille scuse
برای نزدیکتر شدن هزاران عذر و دلیل پیدا می‌کند.


Il mio amico avvolto dentro l’amarezza
دوست من در تلخی می‌پیچد.


Mi fa tanta tenerezza
باعث می‌شود بیشتر دلسوزی کنم.


Anche quando nasce l’alba più sicura
حتی زمان مطمئنترین طلوع،


Poi di notte gli regala la paura
در شب می‌ترسد.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


L’amore non ha sesso
عشق جنسیت ندارد،


Il brivido è lo stesso
لرزش (دل) همان است،


O forse un po’ di più
یا شاید کمی قوی تر.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


Se il cuore batte forte
اگر قلبت قوی تر بزند،


Dà la vita a quella morte che vive dentro te…
به مرده ای که درونت هست، زندگی می‌دهد…


Il mio amico cerca un nuovo fidanzato
دوست من به دنبال نامزد جدیدی است.


Perché l’altro già da un pezzo l’ha tradito
زیرا دیگری مدتی است او را رها کرده.


Dorme spesso accanto a me dentro al mio letto
او اغلب درون تختم نزدیک من می‌خوابد،


E si lascia accarezzare come un gatto
و می‌خواهد مانند گربه دلجویی کند.


Il mio amico mi confida le sue cose
دوست من در مورد مسائلش به من اعتماد دارد،


Anche quelle che non sa
حتی آنهایی که نمی‌داند.


Poi mi guarda mentre spegne il suo sorriso
بعد در حالی که لبخندش محو شده به من نگاه می‌کند.


Spera sempre in quell’amore che non ha
همیشه به آن عشقی که ندارد امیدوار است.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


L’amore non ha sesso
عشق جنسیت ندارد،


Il brivido è lo stesso
لرزش (دل) همان است،


O forse un po’ di più
یا شاید کمی قوی تر.


Nel cammino dell’amore
در راه عشق


Scende sempre quel dolore dentro te
همیشه دردی که درونت است تسکین می‌یابد.


C’è chi ti guarda con disprezzo
کسی هست که با نفرت تو را نگاه می‌کند،


Perché ha il cuore di un pupazzo dentro
زیرا قلب عروسکی را در سینه دارد.


Se a chi dice che non sei normale
اگر به تو گفت که عادی نیستی،


Tu non piangere su quello che non sei
به خاطر چیزی که نیستی گریه نکن.


Lui non sa che pure tu sei
او نمی‌داند که تو،


Uguale a noi e che siamo figli dello stesso Dio
مانند مایی، که فرزندان یک خداییم.

Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشکلی هست،


Se ami un altro come te
اگر کس دیگری مثل تو را دوست بدارم.


Se il cuore batte forte
اگر قلبت قویتر بزند،

Dà la vita a quella morte che vive dentro te…
به مرده ای که درونت هست، زندگی می‌دهد…

آموزش ایتالیایی در ۱۶ درس (قسمت یازدهم)

Tredicesima lezione:

Prestazioni di servizio

۲۲۷٫ Potrebbe ripararmelo?

۲۲۸٫ Potrebbe riempirmelo?

۲۲۹٫ Potrebbe spedirmelo all’ospedale?

۲۳۰٫ Potrebbe cambiarmelo?

۲۳۱٫ Potrebbe riservarmelo?

۲۳۲٫ Potrebbe annotarlo?

۲۳۳٫ Vorrei farlo pulire

۲۳۴٫ Vorrei farlo lavare

۲۳۵٫ Vorrei spedirlo all’estero

۲۳۶٫ Vorrei telefonare

۲۳۷٫ Come devo fare per telefonare?

۲۳۸٫ Come devo fare per telegrafare?

۲۳۹٫ Come devo fare per cambiare valuta?

۲۴۰٫ Potrei avere lenzuola pulite?

۲۴۱٫ Potrei avere asciugamani puliti?

۲۴۲٫ Potrei avere una salvietta pulita?

۲۴۳٫ Potrei noleggiare una sedia a sdraio?

۲۴۴٫ Potrei noleggiare un ombrellone?

۲۴۵٫ Si spicci!

۲۴۶٫ La chiave della mia camera, per favore

۲۴۷٫ Mi tagli I capelli, per favore

۲۴۸٫ Non troppo corti, per favore

۲۴۹٫ La barba, per favore

۲۵۰٫ Mi lavi i capelli, per favore

۲۵۱٫ Mi lavi la testa e mi faccia una messa in piega, per favore

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت یازدهم)

Disordine
بی نظمی، به هم ریختگی

Nella stanza c’era un gran disordine.
اطاق به هم ریخته بود . (در اتاق یک بی نظمی بزرگی بود).

Frattura
شکستگی، خرد شدگی، پاره شدگی

Ha riportato la frattura della gamba destra.
پای راستش شکسته است. (در پای راستش شکستگی آورده است).

Sedia
صندلی

Mi porti una sedia.
میروی برایم یک صندلی بیاوری.

Massimo
ماکزیمم، حداکثر، بیشترین

È il massimo che posso fare.
حداکثر کاریه که میتونم بکنم.

Ape
زنبور عسل

L’ape si posa sui fiori.
زنبور عسل روی گلها نشسته است.

Posta

پست، نامه، اداره پست
Porta queste lettere alla posta.
این نامه ها را به اداره پست ببر.

Guaio

بدشانسی، بدبختی، فاجعه
Mi è capitato un grosso guaio.
یه بدشانسی بزرگ داشتم.

برای داشتن تو…

برای داشتن تو…

برای اینکه ترانه بی مزه قبلی زیادی صدر نشین نباشه و هی جلو چشمم نیاد، واسه تجدید روحیه خودم، میرم سراغ یه ترانه دوست داشتنی دیگه از آدریانو چلنتانو.

چلنتانو

چلنتانو اونقدر آهنگ‌های قشنگ داره که انتخاب یه دونه اش خیلی برام سخته، واسه همین چشممو می‌بندم و دست میذارم رو آهنگ… Per averti

Per averti

بیشتر بخوانید

ترانه منتخب سن رموی ۲۰۰۸ در بخش بزرگان

ترانه منتخب سن رموی ۲۰۰۸ در بخش بزرگان

ترانه اول بخش جوانان رو قبلا براتون گذاشتم، اینم ترانه اول گروه بزرگان . راستش اگه این ترانه اول نشده بود، چیز دیگه ای نداشت که توجه منو به خودش جلب کنه، بازم صد رحمت به ترانه آنا تتنجلو که دوم شد… اصلا به من چه، خودتون به ترانه « ضربه صاعقه Colpo Di Fulmine » از جیو دی توننو و لولا پونچه (Giò Di Tonno & Lola Ponce) گوش کنید و قضاوتش هم با خودتون .


Giò Di Tonno & Lola Ponce
بیشتر بخوانید

آموزش ایتالیایی در ۱۶ درس (قسمت دهم)

 Dodicesima lezione:

Prima di comperare

۲۰۸٫ C’è di un altro colore?

۲۰۹٫ Rosso

۲۱۰٫ Azzurro

۲۱۱٫ Verde

۲۱۲٫ Giallo

۲۱۳٫ Marrone

۲۱۴٫ Arancio

۲۱۵٫ Chiaro

۲۱۶٫ Scuro

۲۱۷٫ Bianco

۲۱۸٫ Nero

۲۱۹٫ Cerco qualcosa

۲۲۰٫ Non so come si chiami

۲۲۱٫ Desidero solo guardare

۲۲۲٫ Cosa mi consiglia?

۲۲۳٫ Devo riflettere

۲۲۴٫ Verrò più tardi

۲۲۵٫ Sì, volontieri

۲۲۶٫ No, grazie

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت دهم)

Sbagliare

خطا و اشتباه کردن

Potrei sbagliare

ممکنه اشتباه کنم

Accettare

قبول کردن، پذیرفتن

Non mi ridurrò mai ad accettare compromessi

من هرگز با قبول مصالحه خودمو کوچیک نمی‌کنم.

Prezzo

ارزش و بها، قیمت

Ci accomoderemo sul prezzo

روی قیمت باهم کنار میایم

Anima

روح، قلب

Ha messo tutta l’anima in questo lavoro

تمام وجودشو رو این کار گذاشته

Bambino

نوزاد و بچه کوچک

Il bambino non cammina ancora

بچه هنوز راه نمیره

Colonna

ستون، پایه، نقطه اتکا

Quel giovane è la colonna della famiglia

اون مرد جون تکیه گاه خانواده اشه

Credere

معتقد بودن، باور داشتن، فکر کردن

Inclino a credere alle tue parole

من به باور اون چیزی که میگی تمایل دارم


تو وطن هیچی نیست…هیچی!

تو وطن هیچی نیست…هیچی!

روبرتو بنینی

اگه فکر می‌کنید به مناسبت انتخابات این ترانه روبرتو بنینی رو انتصاب کردم… یا… به خودتون مربوطه، چون اصلا قصدم این نبود… .

ازتون دعوت می‌کنم با هم گوش کنیم به ترانه زیبای « در وطن» از روبرتو بنینی (Roberto Benigni) .

ایتالیا

بیشتر بخوانید

ترانه اول منتخب سن رمو ۲۰۰۸ در گروه جوانان

ترانه اول منتخب سن رمو ۲۰۰۸ در گروه جوانان

Sonohra

لوکا (Luca) و دیگو فاینللو (Diego Fainello) دو برادر ۲۲ و ۲۵ ساله، متولد ورونا (Verona) هستند که گروه سونورا (Sonohra) رو تشکیل دادن. بسته به طرز تلفظ، سونورا چندتا معنی میده. اگه به صورت sono ora تلفظ بشه به معنی « صدای حالا » و اگه Sonora تلفظ بشه به معنی «صدادار و طنین انداز» هست.

این دو برادر تو یه خانواده هنرمند بزرگ شدن. اونا میگن: « ما با هنر بزرگ شدیم، پدربزرگمون ویلونیست حرفه ای بود. مادر خواننده و پدر عکاس. ما همیشه به ترانه های سالهای شصت و هفتاد گوش میکردیم. به ترانه های بلوز دهه پنجاه و به بعضی از ترانه های دهه هشتاد. تو دهسال اخیر ما ترانه های خواننده هایی مثل بریان آدامز، بن جوی، بی بی کینگ، دایر استریز و برادران بلوز، حتی آهنگهایی واسه رقص مثل ” بچه ها – “Children از رابرت مایلزو، تو جمع یا واسه خودمون اجرا میکردیم تا اینکه امسال تصمیم گرفتیم اولین آلبوممون Liberi da sempre رو منتشر کنیم.»

خب ظاهرا شروع بدی نداشتن و با این سابقه تونستن مقام اولی سن رموی ۲۰۰۸ رو کسب کنن. بهتره خودتون به ترانه «L’amore» گوش کنید و ببینید شایستگی مقام اول رو داشته یا نه .

Sonohra

بیشتر بخوانید