ایتالیایی یا … ؟!!!

ایتالیایی یا … ؟!!!

ایتالیایی یا … ؟!!!

ایتالیایی

اگه از یه خارجی بپرسید ایرانیا به چه زبونی حرف می‌زنن، طبیعتا میگه فارسی. اما مسلما شما می‌دونید که ایرانی‌ها در کنار فارسی، کردی، لری، ترکی و… هم حرف می‌زنن. تو ایتالیا هم یه همچین داستانیه.

اگه یه سفر برید ایتالیا و ایتالیایی هم بلد نباشید، هرکی که حرف بزنه ، فکر می‌کنید داره ایتالیایی صحبت می‌کنه! اما اینطور نیست. در کنار لهجه های مختلف، زبونای مختلفی هم تو ایتالیا صحبت میشه.

بیشتر مناطق ایتالیا، تلفظ، لهجه و گاهی اوقات زبون خودشونو دارن که طی قرن‌ها توسعه پیدا کرده و موندگار شده.

این پست رو بخونید تا بفهمید، کجاها ایتالیایی صحبت میشه؟، چند نفر ایتالیایی حرف می‌زنن؟، چه زبونایی تو ایتالیا وجود داره و گویشهای اصلی چیه؟

بیشتر بخوانید

مونته اتنا

مونته اتنا

Monte etna ( مونته آتنا )

مونته اتنا

بزرگترین آتشفشان فعال اروپا رو می‌تونید نزدیک ساحل شرقی سیسیل پیدا کنید. مونته اتنا یه منطقه 1600 کیلومتر مربعی رو پر کرده و ارتفاع بزرگترین قله کله قندیش که همیشه به علت گدازه های آتشفشانی متغیره، اواخر دهه 1990، 3323 متر گزارش شده.

گذشته از حدود 250 قله نوک تیز کوچکتر، این کوه دره ای به نام واله دل بووه (Valle del Bove) داره که 4800 متر پهناشه!

مونته اتنا

قله این کوهستان تو اغلب فصول سال با برف پوشیده شده. دامنه این کوهستان رو میشه به سه منطقه تقسیم کرد. منطقه حاصلخیز، جنگلی و بیابانی. تو منطقه حاصلخیز جمعیت زیادی زندگی می‌کنند و شهرها و روستاهای مختلفی توش ساخته شده، مثل کاتانیا (Catania)، آچیرئاله (Acireale) و نیکولوزی (Nicolosi).

بیشتر بخوانید

پارک پینوکیو

پارک پینوکیو

Parco di Pinocchio

پارک پینوکیو
پارک پینوکیو

وقتی دارید از شهر فلورانس دیدن می‌کنید، بهتره به شهر لوککا (Lucca) هم برید. چون تو 17 کیلومتری اونجا تو روستای کوللودی (Collodi) جای بسیار زیبایی واسه گشت و گذار وجود داره. یعنی تو 60 کیلومتری فلورانس .

 

پارک پینوکیو
پارک پینوکیو

به راستی چه جایی مناسب تر از روستای کوللودی، می‌تونه جایگاه پارک پینوکیو (Il Parco di Pinocchio a Collodi) باشه؟

بیشتر بخوانید

چی شد که یه سالمند ایتالیایی شدم؟

قبلا سلسله خاطراتی رو از خانم بونی اسمیت، تحت عنوان « خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا » خدمتتون تقدیم کرده بودم. امروز می‌خوام یه خاطره دیگه از ایشون نقل کنم به نام: 

Ridotto!
یا
چی شد که یه سالمند ایتالیایی شدم؟

  روزهای اولم تو رم، برنامه ریزی کرده بودم تا به دیدن موزه ها و کلیساهایی برم که همیشه دلم می‌خواست ببینم و نتونسته بودم. هر روزی که بارونی بود، می‌رفتم چندتا از این جورجاها رو ببینم تا هم چیزی یاد بگیرم هم شوق دیدن اونا رو تو خودم ارضا کنم .
 

نمایی از موزه ها و میدان کامپیدولیو

   اولین جایی‌که رفتم کامپیدولیو (Campidoglio) و دوتا موزه اش بود. جلوی بلیط فروشی به ایتالیایی گفتم که یه بلیط می‌خوام… بلیط دوتا موزه 10 یورو می‌شد، وقتی دیدم بلیط فروش 1.5 یورو به من پس داد، تعجب کردم. و وقتی ازش دلیلشو پرسیدم فقط گفت: “Ridotto”…

من می‌دونستم معنی این کلمه چی میشه. عرق سردی کردمو و بدنم لرزید. “Ridotto” ! اون فکر کرده بود من یه سالمند ایتالیاییم. سالمند ایتالیایی یعنی یه نفر بالای 65 سال !

لباسی که پوشیده بودم منو شبیه یه آدم برفی، با کت مشکی کرده بود. قبول داشتم که این لباس منو مسن تر نشون می‌داد اما نه دیگه 65 سال !

بیشتر بخوانید

سفرنامه جنوب ایتالیا

 


کتاب سفرنامه جنوب ایتالیا هم به کتابخونه وبلاگ اضافه شد. « سفرنامه جنوب ایتالیا » شامل تمام خاطراتی هست که تحت عنوان « خاطرات سفر در جنوب ایتالیا » به مرور تو این وبلاگ تقدیمتون شد، به علاوه لغت نامه ای شامل معانی لغات و جملات ایتالیایی بکار رفته در خاطرات.

در ضمن به خاطر مشکل فیلترینگ که بعضی از دوستان باهاش مواجه بودن همه کتابها و فایل‌های صوتیشو بردم تو یه جای دیگه  اپلود کردم.
امید که مورد توجه و استفادتون قرار بگیره.

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا (آخرین قسمت)

LUltimo Viaggio
به آمریکا خوش آمدید

روی نرده های کشتی خم شده بودم و به مجسمه ای که از دور توی بندر دیده می‌شد، نگاه می‌کردم. مجسمه آزادی از مجسمه مریم مقدس تو بندر بین راجو کالابریا (Raggio calabria) و سیسیل محکمتر و استوارتر به نظر می‌رسید.


سفر یکساله من تو ایتالیا تموم شده بود و داشتم به نیویورک برمی‌گشتم. احساس می‌کردم مجسمه ازادی، آغوشش رو برام باز کرده و میگه :
– تو نمی‌تونی اینجا mammone باشی!
یکسال پیش که سفرم تو ایتالیا رو شروع کرده بودم، فقط چندتا جمله و کلمه بلد بودم، با یه سری خاطرات و عقایدی که فکر می‌کردم ایتالیایی هستند.

بیشتر بخوانید

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا (قسمت دوازدهم)

نه تنها اسپاگتی بلکه…
روز انگلیسی در مدرسه ابتدایی توسکانی

با زندگی بین دیوارهای شهر فلورانس، خیلی آسون دنیای مدرن رو فراموش می‌کنید. واسه همین وقتی معلم ایتالیاییم ازم خواست تو « روز انگلیسی » مدرسه ابتدایی پسرش، یه سر به اونجا بزنم جا خوردم.
یعنی تو این شهر قرون وسطایی که پر از نقاشی‌های دیواری، کلیساها، روپوش‌های چرمی و دانشجوهای خارجیه، مدرسه ابتدایی هم هست؟ … خب حتما هست دیگه!
پاریتزیا (Patrizia) تو میدون ساوانورولا (Piazza Savanarola) منو سوار سیتروئنش کرد و به سرعت از خیابونای سنگ فرش شده به سمت خیابونای اسفات شده ای که به حومه شهر میرفتن برد. حومه Bella Tuscany فقط تاکستان و ویلا نیست، واقعا قشنگه.

ناحیه توسکانی

بیشتر بخوانید

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا (قسمت یازدهم)

Mammone
تو سیسیل هم همینطوره.

از شمال تا جنوب ایتالیا، سلسه مراتب مردم ایتالیا کاملا مشخصه. هرچی به سمت پایین این پوتین برید خوب …، پایین تر می‌رید!
برای ایتالیایی‌هایی که تو سرزمین اصلی زندگی می‌کنن، سیسیل یه دنیای دیگه اس. قوانین خودشو داره و البته زبون خودشو.
مادربزرگم اغلب مواقع زبون سیسیلی رو مسخره می‌کنه. موقعی‌ که با خواهر شوهرش که La Siciliana هست و یا همسایه دیوار به دیوارش که اونم یه سیسیلیه، نشسته ، با گفتن iddu و kiddu به جای lui‌ و lei اداشونو درمیاره.
– این ایتالیایی نیست. اونا ایتالیایی نیستند!
شکی نیست که سیسیل با الباقی ایتالیا خیلی فرق می‌کنه. سیسیلی‌ها ترکیبی از اقوام فنیقی، یونانی، رومی، بیزانسی، عرب، نورمن، آلمانی، اسپانیایی، فرانسوی، دوباره اسپانیایی، انگلیسی، یه بار دیگه اسپانیایی و در نهایت ایتالیایی هستند. با این حال آسونه که فرض کنیم اونا همون مورد آخر، یعنی ایتالیایی هستند.
دوستای فلورانسیم، سعی کرده بودن بهم بفهمونن که سیسیل یعنی مافیا، زمین لرزه و آتشفشان و از اینکه بعضی از مردم نسبت به ایتالیایی‌ها دید منفی دارن و اونا رو بداخلاق و پشمالو فرض می‌کنن، همیشه سیسیلی‌ها رو مقصر می‌دونن.
یکی از بچه ها که افتخار می‌کرد دوازده نسلش فلورانسیه، گفت که فرهنگ سیسیل هیچ نقطه اشتراکی با فرهنگ ایتالیا نداره. منم با طعنه بهش گفته بودم:
– خب، حداقل فکر کنم مردای سیسیل mammoni نیستن؟!
آخه طرفم مردی بود که تو کیفش به جای عکس fidanzato ده ساله اش، عکس مادرشو گذاشته بود.
اون با تعجب جواب داد:
– مردای ایتالیا مادراشونو دوست دارن. اما تو این کلمه رو از کجا یاد گرفتی؟
بنده خدا خبر نداشت که نه تنها کلمه mammoni، بلکه معنی پنهانش هم، بین ایتالیایی‌های ساکن آمریکا کاملا رایجه!

شهر تائورمینا (Taormina)

بیشتر بخوانید

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا ( قسمت دهم)

 نفرین کالابریایی
جلوگیری از Malocchio

بعد از اون بلایی که تو کالابریا سرمون اومد من تعلق خاطرم به جنوب ایتالیا رو از دست داده بودم و احساس می‌کردم تو سرزمین پدر بزرگم یه خارجی و غریبه تمام عیارم.
بدون ماشین، من و دوستام چاره ای جز حذف بازدید از شهر تاورنا (Taverna) رو نداشتیم. وقتی به ایستگاه قطار شهر کوزنتزا (Cosenza) رسیدیم، تصمیم گرفتیم سوار اولین قطاری که اومد بشیم. مهم نبود که کجا میره!
شش ساعت بعد ما تو رججوکالابریا (Reggio Calabria)، مرکز این ناحیه بودیم. شهری که به نظر میومد بلوک‌های بتونیش که روهم چیده شده، همین الانه که بریزه پایین!

شهر رججوکالابریا

بیشتر بخوانید

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا (قسمت نهم)

بوی گند تو کالابریا

بازداشت در Autostrada

وقتی وسط ماه فوریه (بهمن)، برهنه زیر آبشار آب تنی کردم، دچار بزرگترین اسپیفرو (Spiffero) زندگیم شدم! من و دوستام برای فرار از سرمای فلورانس به جنوب ایتالیا سفر کردیم. اولین توقف ما در ساتورنیا (Saturnia) تو مارمما (Maremma) بود که آب های معدنی و چشمه های آبگرم طبیعش، که درست کنار جاده هستند، خیلی معروفه. دوستای آمریکایی من که مثل ایتالیایی‌ها ترسی از بادخوردن و با موهای خیس بیرون رفتن نداشتن، با خوشحالی در حالی که در طول راه لباسشونو در می‌آوردن، به سمت آب جوشان و گوگردی دویدند. منم تصمیم گرفتم که بی‌خیال همه چی بشم، برم یه شیرجه بزنم و از فرصت بدست اومده لذت ببرم.

ساتورنیا

بیشتر بخوانید