Caruso

Caruso

کاروزو (Caruso)

Caruso

ترانه کاروزو (Caruso) ترانه زیباییه که با صدای خواننده‌های مختلفی شنیدمش اما به جرئت می‌تونم بگم که هیچکس نتونسته مثل پاوارتی این آهنگ رو قشنگ و پر احساس بخونه. از شما دعوت می‌کنم باهم به این ترانه، با صدای مرحوم لوچیانو پاوراتی (Luciano Pavarotti) گوش کنیم.

بیشتر بخوانید

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

غزلیات پترارک (قسمت آخر)

…Come ‘l sol volge le ‘nfiammate rote

per dar luogo a la notte, onde discende

dagli altissimi monti maggior l’ombra,

l’avaro zappador l’arme riprende,

هنگامی که خورشید چرخ آتشینش را می‌گرداند،

تا جایش را به شب بسپارد.

هنگامی که سایه های سیاهتر از قله های بلند پایین می‌آیند،

کشاورز طماع وسایلش را جمع می‌کند،

et con parole et con alpestri note

ogni gravezza del suo petto sgombra;

et poi la mensa ingombra

di povere vivande,

و با نوا و گفتار کوهستان،

هرگونه افسردگی از دلش زدوده می‌شود.

وسپس میز غذای

فقیرانه اش را آماده می‌کند.

simili a quelle ghiande,

le qua’ fuggendo tutto ‘l mondo honora.

Ma chi vuol si rallegri ad ora ad ora,

همانند آن میوه های بلوط،

که تمام دنیا با عزت از آن دوری کرد،

اما چه کسی گذاشت ساعت‌ها خوشحال باشند.

(اشاره به افسانه های یونانی و رومی، Golden age)

ch’i’ pur non ebbi anchor, non dirò lieta,

ma riposata un’hora,

né per volger di ciel né di pianeta….

از آن زمان تاکنون حتی یک ساعت هم آسایش نداشته ام،

به جای چرخش آسمان و سیاره ها،

از خوشحالی حرف نزن….

غزلیات پترارک (قسمت هفتم)

غزلیات پترارک (قسمت هفتم)

غزلیات پترارک (قسمت هفتم)

پتراک

Lassare il velo o per sole o per ombra,

donna, non vi vid’io

poi che in me conosceste il gran desio

ch’ogni altra voglia d’entr’al cor mi sgombra.

در آفتاب یا سایه، نقاب را از چهره کنار بزن،

بانو، شما را ندیده ام.

اشتیاق شدید مرا می‌دانی،

می‌دانی که هر میل دیگری در قلبم از میان رفته.

Mentr’io portava i be’ pensier’ celati,

ch’ànno la mente desïando morta,

vidivi di pietate ornare il volto;

ma poi ch’Amor di me vi fece accorta,

از آنجاییک ه افکار عاشقانه را پنهان کرده بودم،

تمام امیالم مرده بود.

با افسوس چهره زیبای تورا دیدم،

اما وقتی عشق مرا بیدار کرد،

fuor i biondi capelli allor velati,

et l’amoroso sguardo in sé raccolto.

Quel ch’i’ piú desiava in voi m’è tolto:

موهای طلایی پوشیده شده بود

و آن برق عشق جمع شده بود.

چیزی که بیشترین اشتیاقم در تو بود از من گرفته شده بود.

sí mi governa il velo

che per mia morte, et al caldo et al gielo,

de’ be’ vostr’occhi il dolce lume adombra.

نقاب مرا

از مرگ، گرما و سرما محافظت کرد.

و به نور شیرین چشمانت سایه انداخت.

غزلیات پترارک (قسمت ششم)

غزلیات پترارک (قسمت ششم)

غزلیات پترارک (قسمت ششم)

پتراک

Io son sí stanco sotto ‘l fascio antico

de le mie colpe et de l’usanza ria

ch’i’ temo forte di mancar tra via,

et di cader in man del mio nemico.

خسته هستم زیر بار مسئولیت های کهنه،

از خطاهای خود و روش گناه آلودم،

که شدیدا می‌ترسم مرا در راه به اشتباه وادارد،

و به دست دشمن بسپارد.

Ben venne a dilivrarmi un grande amico

per somma et ineffabil cortesia;

poi volò fuor de la veduta mia,

sí ch’a mirarlo indarno m’affatico.

دوست بزرگی برای نجاتم آمد،

با تواضع و مهربانی غیرقابل وصف.

سپس به دوردست‌ها رفت، دور از دید من،

تلاش زیادی برای دیدنش کردم، اما بیهوده بود.

 Ma la sua voce anchor qua giú rimbomba:

O voi che travagliate, ecco ‘l camino;

venite a me, se ‘l passo altri non serra.

اما صدایش هنوز اینجا طنین انداز است:

شمایی که رنج می‌کشید،…

به سمت من بیایید، اگر کسی راه را نبسته.

Qual gratia, qual amore, o qual destino

mi darà penne in guisa di colomba,

ch’i’ mi riposi, et levimi da terra?

چه مرحمتی، چه عشقی و چه سرنوشتی،

به من بال و پر یک فاخته را خواهد داد،

تا زمین را ترک کنم و استراحتی کنم؟

 

ایتالیایی‌هاچی میگن و چی نمیگن! (قسمت دوم)

ایتالیایی‌هاچی میگن و چی نمیگن! (قسمت دوم)

ایتالیایی‌ها چی میگن و چی نمیگن! (قسمت دوم)

ایتالیایی‌هاچی میگن و چی نمیگن!

فکر ایرانی، صحبت ایتالیایی

از یه ایرانی بخواهید رنگ‌های il tricolore italiano (پرچم سه رنگ ایتالیا) رو براتون بگه، معمولا جواب میده: قرمز ، سفید، سبز. چون ایرانی‌ها عادت کردن از راست به چپ بخونن. اما اگه از یه ایتالیایی رنگ پرچمشونو بپرسین میگه: verde, bianco, e rosso (سبز، سفید و قرمز)، یعنی از چپ به راست. شاید این موضوع به نظرتون زیاد مهم نیاد، اما فورا خارجی بودن شما رو آشکار می‌کنه!

صرف غذا در زندان کافه تریا!

وقتی هوا گرمه، مردم ترجیح میدن غذاشونو توی هوای آزاد، ایوان و تراس بخورن. تو این فصل‌ها یه بخش ویژه به نام al fresco هم می‌تونید تو قسمت آشپزی مجله های انگلیسی پیدا کنید. حتی رستوران‌هایی به نام Al Fresco هم تو آمریکا وجود داره!

با این فرضیات اگه برید شهر سی انای (siena)  ایتالیا و بخواهید غذاتونو تو ایوان رو به piazza del campo  بخورید و بگید غذا رو تو al fresco میخواید، مطمئنا با پوزخند طرف مواجه میشید!

al fresco معنی « تو سرما » میده و در واقع مثل اصطلاح « آب خنک » خودمون اشاره به زندان داره!

به جای استفاده از این کلمه شما باید از ” all’aperto ” یا ” all’aria aperta “یا حتی ” fuori ” استفاده کنید.

بیشتر بخوانید

غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

 

پترارک

S’amor non è, che dunque è quel ch’io sento?

Ma s’egli è amor, perdio, che cosa et quale?

Se bona, onde l’effecto aspro mortale?

Se ria, onde sí dolce ogni tormento?

اگر عشق نیست، پس این چه حسی است که دارم؟

اما اگر عشق است، خدایا، این دیگر چیست؟

اگر خوب است، چرا اثری تلخ و کشنده دارد؟

اگر بد است، چرا تمام دردهایش شیرین است؟

S’a mia voglia ardo, onde ‘l pianto e lamento?

S’a mal mio grado, il lamentar che vale?

O viva morte, o dilectoso male,

come puoi tanto in me, s’io no ‘l consento?

اگر مایلم بسوزم، پس چرا اشک و ناله؟

اگر بدم، ناله زاری چه سود؟

اه زندگی مرگبار، آه شرارت شیرین،

چطور می‎توانی درونم باشی، اگر راضی نباشم؟

Et s’io ‘l consento, a gran torto mi doglio.

Fra sí contrari vènti in frale barca

mi trovo in alto mar senza governo,

و اگر راضیم، اشتباها به مصیبت افتاده ام.

بین باد مخالفی در قایقی نحیف،

میان دریایی عمیق، بدون سکان مانده ام.

بیشتر بخوانید

غزل‌های پترارک (قسمت چهارم)

غزل‌های پترارک (قسمت چهارم)

غزل‌های پترارک (قسمت چهارم) 

پترارک

Benedetto sia ‘l giorno, et ‘l mese, et l’anno,
et la stagione, e ‘l tempo, et l’ora, e ‘l punto,
e ‘l bel paese, e ‘l loco ov’io fui giunto
da’duo begli occhi che legato m’anno;

مبارک باد آن روز، آن ماه و آن سال،

آن فصل، زمان، ساعت و لحظه،

آن سرزمین زیبا و مکانی که من

مفتون آن دو چشم زیبا، که مرا اسیر کرد شدم.

et benedetto il primo dolce affanno
ch’i’ ebbi ad esser con Amor congiunto,
et l’arco, et le saette ond’i’ fui punto,
et le piaghe che ‘nfin al cor mi vanno.

بیشتر بخوانید

غزل های پترارک (قسمت سوم)

غزل های پترارک (قسمت سوم)

پرواز به بالاتر از آرزوها

فعلا افتادم تو نخ غزل‌های قشنگ فرانچسکو پترارک. چون کسی هنوز به من نگفته چرا با ترجمه های مزخرفت، گند میزنی تو اشعار قشنگ شاعرای ایتالیایی، یه غزل دیگه از فرانچسکو پترارک رو براتون ترجمه می‌کنم . اگه بازم کسی صداش درنیومد یه چندتا دیگه هم ترجمه می‌کنم .

پترارک
پترارک

Quando fra l’altre donne ad ora ad ora
Amor vien nel bel viso di costei,
quanto ciascuna è men bella di lei
tanto cresce ‘l desio che m’innamora.

هنگامی که میان بانوان دیگر، حالا و دوباره

عشق روی چهره زیبایش ظاهر شد،

چقدر دیگران کمتر از او زیبا به نظر آمدند.

بیشتر از آنچه میخواستم عشق درونم رشد یافت.

بیشتر بخوانید

غزل های پترارک (قسمت دوم)

firenze-petrarcaدر مورد فرانچسکو پترارک (Francesco Petrarca 1304-1374) قبلا با هم صحبت کرده بودیم. غزلهای پترارک بسیار زیبا هستند. قبلا یکی از غزل‌هاشو براتون ترجمه کرده بودم. امروز هم توجهتون رو به یکی دیگه از این غزل‌ها یا به قولی سونات‌های زیبا جلب می‌کنم .

 

petrarcaPace non trovo, e non ho da far guerra,

E temo, e spero, ed ardo, e son un ghiaccio:

E volo sopra ‘l cielo, e giaccio in terra;

E nulla stringo, e tutto ‘l mondo abbraccio.

صلحی نمی‌بینم، قصد جنگ نيز ندارم.

می‌ترسم ولی امید دارم. می‌سوزم ولی یخ می‌بندم.

در آسمان پرواز می‌کنم اما در زمین بی حرکت مانده ام.

چیزی در درست ندارم اما دنیا را در آغوش گرفته ام.

بیشتر بخوانید

کلمات جالب ایتالیایی

کلمات جالب ایتالیایی

کلماتی  تو زبون ایتالیایی هستن که از لحاظ بعضی از خصیصه هایی که دارن جالب هستن. یاد گرفتن این کلمات می‌تونه هم تو حل کردن جداول و بازی‌های مبتنی بر کلمات کمکتون کنه و هم می‌تونید باهاش دوستاتونو سر کار بذارید.

بیایید باهم چندتا از این کلمات رو یه مروری بکنیم:

کلمات جالب ایتالیایی
کلمات جالب ایتالیایی

Aiuola (باغ گل)، این کلمه کوتاه پنج بخشه که جمعش AIUOLE با شش حرف کوتاه ترین کلمه ایتالیاییه که از تمام 5 حرف صدادار استفاده کرده!

 

Funamboleschi (بندبازی)، طولانی‌ترین کلمه که هیچ حرف تکراری نداره.

Calafatata (درز گیری و بتونه کردن)، کلمه ای با پنج حرف A. البته کلمات دیگه ای هم هستن که پنج تا A دارن مثلا: ASSATANATA (جن زده)، ACCAVALLATA (علامت گذاری شده با X)، SANTABARBARA (انبار باروت) و ACCALAPPIACANI (سگ جمع کن)

Effervescentemente (گازدار)، که هفت تا E داره.

Indivisibilissimi (غیر قابل تقسیم)، هشت تا I داره بدون اینکه حرف صدادار دیگه ای داشته باشه. INDIVISIBILI (تقسیم نشدنی) کلمه مشابه اش هست که همین خصیصه رو با شش تا I داره.

Contropropongono (متقابل)، کلمه ایه که بیشترین O رو داره.

Cuscussù (نوعی غذا) یا urubù (نوعی کرکس)، کلماتی هستند که بیشترین U رو دارن.

بیشتر بخوانید