ولتروسکنی !!!

ولتروسکنی !!!

(این نوشته مربوط به سال ۲۰۰۸ است!)

چند روز دیگه (۱۳ و ۱۴ آوریل) ایتالیائیها میرن که از بین غول رسانه های ایتالیا و شهردار سابق، یکی رو انتخاب کنن. برلسکنی (Berlusconi) یا ولترونی (Veltroni)؟… جواب شاید ولتروسکنی (Veltrusconi) باشه!

Veltrusconi - ایتالیا و زبان ایتالیایی

ولتروسکنی واژه ایه که که اولین بار تابستون گذشته توسط یه گرافیست ایتالیایی استفاده شد. با نزدیک شدن  تاریخ انتخابات، این نو واژه به مرور نه تنها تو ایتالیا، بلکه به رسانه های بین المللی هم راه پیدا کرد.

Veltrusconi - ایتالیا و زبان ایتالیایی

چهره والتر ولترونی (Walter Veltroni) 52 ساله، شهردار سابق رم و کمونیستی که شبیه یه پروفسور چروکیده اس رو با سیلویو برلسکنی دست راستی، نخست وزیر سابق که اوایل تو کشتی های تفریحی آواز خونی می‌کرد و الان هم با جراحی های متعدد پلاستیک ، چهره ۷۱ ساله خودشو ۵۰ ساله کرده، ترکیب کنید، نتیجه اش میشه هیولایی به نام ولتروسکنی!  

Read more

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت سیزدهم)

Incontro
ملاقات، دیدن و رویارویی

Che felice incontro!

چقدر دیدنت لذت بخشه!

Ispirazione

الهام، ایده خوب، پیشنهاد
Mi venne l’ispirazione di andare da lui.

من ایده خوبی واسه به دیدن اون رفتن داشتم

Vestito

لباس
Quanto hai pagato quel vestito?

واسه اون لباس چقدر پول دادی؟

Freddo

سرد
Gli occhi mi pizzicano per il freddo.

چشام از سرما می‎سوزه.

Oramai

دیگه، حالا، الان
Oramai era troppo tardi.

دیگه خیلی دیره

Spettacolo

نمایش، ایفای نقش
Ti è piaciuto lo spettacolo?

از نمایش خوشت اومد؟

Ricreazione

تفریح و سرگرمی، بازآفرینی
Lo sport è una sana ricreazione.

ورزش سرگرمی خوبیه.

 

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت دهم)

Sbagliare

خطا و اشتباه کردن

Potrei sbagliare

ممکنه اشتباه کنم

Accettare

قبول کردن، پذیرفتن

Non mi ridurrò mai ad accettare compromessi

من هرگز با قبول مصالحه خودمو کوچیک نمی‌کنم.

Prezzo

ارزش و بها، قیمت

Ci accomoderemo sul prezzo

روی قیمت باهم کنار میایم

Anima

روح، قلب

Ha messo tutta l’anima in questo lavoro

تمام وجودشو رو این کار گذاشته

Bambino

نوزاد و بچه کوچک

Il bambino non cammina ancora

بچه هنوز راه نمیره

Colonna

ستون، پایه، نقطه اتکا

Quel giovane è la colonna della famiglia

اون مرد جون تکیه گاه خانواده اشه

Credere

معتقد بودن، باور داشتن، فکر کردن

Inclino a credere alle tue parole

من به باور اون چیزی که میگی تمایل دارم


هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت نهم)

Niente
هیچ چیز

Niente può fermarlo.
هیچ چیز نمی‌تونه متوقفش کنه

Racconto
داستانسرایی، گفتن، افسانه

Fammi un racconto del tuo viaggio.
از سفرت برام بگو

Fratello
برادر

Tuo fratello è un monello.
برادرت لوس و بداخلاقه

Squardo
نگاه، نظر اجمالی

Dai uno squardo a questa lettera.
بیا یه نگاهی به این نامه بنداز

Genio
نابغه، استعداد، نعمت و موهبت

Leonardo fu un genio.

لپوناردو یه نابغه بود

Tacere
ساکت و آروم بودن

Non sa tacere.
اون نمی‌تونه ساکت باشه

Vostro
مال شما

Domani andremo a trovare i vostri parenti.
فردا واسه دیدن فامیلاتون میریم

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت چهارم)

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت چهارم)

هر روز یک کلمه ایتالیایی (قسمت چهارم)

Molla

فنر
È saltata la molla.

فنر شکسته است.

Mercato

فروشگاه
Le merci estere inondano il mercato.

کالاهای خارجی فروشگاه رو پر کردن

Gustare

چشیدن، لذت بردن
Con questo raffreddore non riesco a gustare nulla.

با این سرماخوردگی هیچی رو نمی‌تونم بچشم.

Marca

مارک
Questa è la migliore marca di tè.

این بهترین مارک چای هست.

Spugna
اسفنج، ابر

La spugna assorbe l’acqua.

اسفنج آب رو جذب می‌کنه.

Canto
ترانه

Il canto è solo eseguito dal coro.
این ترانه فقط توسط گروه کر اجرا میشه.

Albero

درخت

Lo appesero ad un albero.

اونو از یه درخت دار زدن

ایتالیایی‌هاچی میگن و چی نمیگن! (قسمت دوم)

ایتالیایی‌هاچی میگن و چی نمیگن! (قسمت دوم)

ایتالیایی‌ها چی میگن و چی نمیگن! (قسمت دوم)

ایتالیایی‌هاچی میگن و چی نمیگن!

فکر ایرانی، صحبت ایتالیایی

از یه ایرانی بخواهید رنگ‌های il tricolore italiano (پرچم سه رنگ ایتالیا) رو براتون بگه، معمولا جواب میده: قرمز ، سفید، سبز. چون ایرانی‌ها عادت کردن از راست به چپ بخونن. اما اگه از یه ایتالیایی رنگ پرچمشونو بپرسین میگه: verde, bianco, e rosso (سبز، سفید و قرمز)، یعنی از چپ به راست. شاید این موضوع به نظرتون زیاد مهم نیاد، اما فورا خارجی بودن شما رو آشکار می‌کنه!

صرف غذا در زندان کافه تریا!

وقتی هوا گرمه، مردم ترجیح میدن غذاشونو توی هوای آزاد، ایوان و تراس بخورن. تو این فصل‌ها یه بخش ویژه به نام al fresco هم می‌تونید تو قسمت آشپزی مجله های انگلیسی پیدا کنید. حتی رستوران‌هایی به نام Al Fresco هم تو آمریکا وجود داره!

با این فرضیات اگه برید شهر سی انای (siena)  ایتالیا و بخواهید غذاتونو تو ایوان رو به piazza del campo  بخورید و بگید غذا رو تو al fresco میخواید، مطمئنا با پوزخند طرف مواجه میشید!

al fresco معنی « تو سرما » میده و در واقع مثل اصطلاح « آب خنک » خودمون اشاره به زندان داره!

به جای استفاده از این کلمه شما باید از ” all’aperto ” یا ” all’aria aperta “یا حتی ” fuori ” استفاده کنید.

Read more

بهشت و دوزخ با روبرتو بنینی (قسمت ششم)

 سرود آخر بهشت، از کتاب کمدی الهی، قبلا اینجا، خدمتتون تقدیم شد. حالا از تون دعوت می‌کنم در ادامه توضیحات روبرتو بنینی، در مورد این سرود رو که ماریوی عزیز زحمت ترجمه اشو کشیده رو هم باهم بخونیم. البته چون این قسمت کمی طولانیه، بخش بعدی اون که قسمت آخر این مجموعه سخنرانی‌ها هم به حساب میاد رو تو یه پست دیگه، براتون می‌نویسم. انشالا مورد استفادتون واقع بشه .

۴٫ Paradiso, Canto XXXIII

۴٫ بهشت، سرود سی و سه

Dante nell’ultimo canto del Paradiso ci vuol dire come è fatto Dio. La grandezza è che ce lo descrive. La cosa che fa venire male nel corpo e nell’anima è che Dante ci dice esattamente come è fatto Dio. Ci dice come è vestita la Madonna, che odore ha la Madonna! Ci dice in che rapporto stanno tutti i santi e tutti i beati del Paradiso e tutti noi. Vede negli occhi di Cristo i miei, i tuoi, i suoi, tutti i nostri occhi.Non è come quando si vede un film, dice: “Orca se alla fine non mi fanno vedere chi è…”.

Lui ce lo dice, dicendoci continuamente che non lo può dire, e alla fine ce lo descrive. E’ un regalo spettacolare. Ora voi sentite che cosa Dante ha pensato perché vuole che S.Bernardo dica alla Madonna, proprio come un avvocato – il famoso “doctor mellifluus”, S.Bernardo da Chiaravalle – come un avvocato gli dice Dante:

“Scusa glielo dici te alla Madonna se posso guardare Dio per un secondo? Fammelo vedere un secondo. Non è che sono cattivo, ma ormai son qui!” Come se gli dicesse: “Come fo’ a dirglielo io alla Madonna? Diglielo te”.

E S.Bernardo è come se uno dice:

“Va bene, guarda, c’è questo mio amico, ha fatto un viaggio, ora non te lo sto a raccontare, vorrebbe vede’ Dio un secondo.” Scusa è, ma è proprio per poterlo dire a tutti gli uomini che ne hanno bisogno, poi lui è uno che scrive bene, ci pensa lui guarda. Se glielo potessi far vedere, Madonna”. Ma alla Madonna lui gli deve dire quanto è bella. E’ come uno che è gentile con una donna, e gli dice: “Signora, lei è una persona straordinaria”. Ecco, uno lo direbbe così. Invece di dire è una persona straordinaria, S.Bernardo alla Madonna gli fa una captatio benevolentiae, che io stupiva, direbbe Gadda. Quando si leggono questi versi.

Read more

برادر عشق

Love’s Brother

نویسنده و کارگردان جان ساردی (Jon sardi)، محصول ۲۰۰۴ استرالیا


داستان دو برادر ایتالیایی در دهه ۱۹۵۰استرالیا.

آنجلو (Angelo) برادر بزرگتر، دارای شخصیتی ساکت، آرام و نامطمئن، در عوض جینو (Gino) برادر کوچکتر، بسیار اجتماعی و پرشور و نشاط است.

آنجلو به دنبال همسر، نامه های زیادی به دختران ایتالیایی می‌فرستد، اما هربار نامه و عکسش برگشت می‌خورد. با ناامیدی نامه ای برای رزتا (Rosetta)، دختری ایتالیایی، ارسال می‌کند، با این تفاوت که اینبار عکس برادرش را به جای خود می‌فرستد…


رزتا که عاشق عکس شده، راهی استرالیا می‌شود و البته بسیار متعجب می‌شود، وقتی میبیند آنجلو شبیه مرد داخل عکس نیست. او آشکارا مایل است که با جینو ازدواج کند، اما جینو دوست دختری به نام کوننی (Conny) دارد. گرچه جینو تلاش زیادی می‌کند تا رزتا را ندید بگیرد، اما…


یک فیلم داستانی، عاشقانه و شیرین که به همراه اعضای خانواده خود میتوانید از دیدن آن لذت ببرید.

خاطرات سفر در جنوب ایتالیا (آخرین قسمت)

LUltimo Viaggio
به آمریکا خوش آمدید

روی نرده های کشتی خم شده بودم و به مجسمه ای که از دور توی بندر دیده می‌شد، نگاه می‌کردم. مجسمه آزادی از مجسمه مریم مقدس تو بندر بین راجو کالابریا (Raggio calabria) و سیسیل محکمتر و استوارتر به نظر می‌رسید.


سفر یکساله من تو ایتالیا تموم شده بود و داشتم به نیویورک برمی‌گشتم. احساس می‌کردم مجسمه ازادی، آغوشش رو برام باز کرده و میگه :
– تو نمی‌تونی اینجا mammone باشی!
یکسال پیش که سفرم تو ایتالیا رو شروع کرده بودم، فقط چندتا جمله و کلمه بلد بودم، با یه سری خاطرات و عقایدی که فکر می‌کردم ایتالیایی هستند.

Read more

بیایید از امروز ایتالیایی صحبت کنیم

در پی استقبال شما از ارائه دوره های آموزش زبان ایتالیایی این بارLet’s Talk Italian Today را معرفی می‌کنم. البته بازدید کنندگان همیشگی این وبلاگ کم و بیش با این دوره آشنایی دارند. این دوره برای کسانی مناسب است که با زبان ایتالیایی آشنایی اولیه را پیدا کرده اند و در پی افزایش مهارت‌های صحبت کردن و شنیدن خود هستند.

این دوره ۱۶ قسمتی، چهار مکالمه چهار قسمتی را دنبال می‌کند. هر مکالمه توسط ایتالیایی زبان‌ها با سرعت نرمال ادا می‌شود، سپس بار دیگر با سرعت آهسته تکرار می‌شود و در نهایت یک‌بار دیگر این مکالمات با سرعت رایج ادا می‌شوند. به این ترتیب شما هر درس را حداقل سه بار با سرعت‌های مختلف خواهید شنید و میتوانید به نحوه صحبت‌ها و تاکیدهای تلفظات پی ببرید.

Read more