کلمات جالب ایتالیایی

کلمات جالب ایتالیایی

کلماتی  تو زبون ایتالیایی هستن که از لحاظ بعضی از خصیصه هایی که دارن جالب هستن. یاد گرفتن این کلمات می‌تونه هم تو حل کردن جداول و بازی‌های مبتنی بر کلمات کمکتون کنه و هم می‌تونید باهاش دوستاتونو سر کار بذارید.

بیایید باهم چندتا از این کلمات رو یه مروری بکنیم:

کلمات جالب ایتالیایی
کلمات جالب ایتالیایی

Aiuola (باغ گل)، این کلمه کوتاه پنج بخشه که جمعش AIUOLE با شش حرف کوتاه ترین کلمه ایتالیاییه که از تمام ۵ حرف صدادار استفاده کرده!

 

Funamboleschi (بندبازی)، طولانی‌ترین کلمه که هیچ حرف تکراری نداره.

Calafatata (درز گیری و بتونه کردن)، کلمه ای با پنج حرف A. البته کلمات دیگه ای هم هستن که پنج تا A دارن مثلا: ASSATANATA (جن زده)، ACCAVALLATA (علامت گذاری شده با X)، SANTABARBARA (انبار باروت) و ACCALAPPIACANI (سگ جمع کن)

Effervescentemente (گازدار)، که هفت تا E داره.

Indivisibilissimi (غیر قابل تقسیم)، هشت تا I داره بدون اینکه حرف صدادار دیگه ای داشته باشه. INDIVISIBILI (تقسیم نشدنی) کلمه مشابه اش هست که همین خصیصه رو با شش تا I داره.

Contropropongono (متقابل)، کلمه ایه که بیشترین O رو داره.

Cuscussù (نوعی غذا) یا urubù (نوعی کرکس)، کلماتی هستند که بیشترین U رو دارن.

ادامه مطلب

جوک‌ های ایام کریسمس

جوک‌ های ایام کریسمس

بد نیست تو این ایام کریسمسی یه چند تا لطیفه مربوط به این روزا رو باهم بخونیم. جوک‌ های ایتالیایی اغلب واسه خودشون خنده داره و وقتی ترجمه اش می‌کنی تمام لطفش از بین میره. با این حال من سعی کردم چندتا به درد بخورشو براتون انتخاب کنم. امیدوارم بتونه یه لبخندی روی لباتون بشونه .

جوک‌ های ایام کریسمس

 

Siamo verso Natale, e il figlio del pastore sardo vorrebbe ricevere un regalo. Prende carta e penna e si mette a scrivere la letterina per Babbo Natale.

«Carro Babbo Nattale. Per il ggiorno della tua festa, vorrei riccevvere una biccicletta rrossa».

Arriva la mattina di Natale, il bambino va a vedere sotto l’albero e non trova nulla. Un po’ perplesso, si rimette al tavolo a scrivere un’altra letterina:

«Carra Beffana. Per il ggiorno della tua festa, vorrei riccevvere una biccicletta rrossa».

Arriva anche il giorno dell’Epifania, ma la bicicletta rossa non arriva. Allora guardandosi intorno, il bambino osserva il presepe, prende la statuina del bambino Gesù, se la mette in tasca e si rimette al tavolo a scrivere un’altra letterina.

«Carra Maddonna. Se vvuoi rivvedderre ttuoffiglio…».

جوک‌ های ایام کریسمس

نزدیک کریسمس هستیم و پسر چوپان ساردینی، می‌خواد که یه هدیه بگیره. کاغذ و قلم برمی‌داره که یه نامه واسه بابانوئل بنویسه.

« بابانوئل عزیز. واسه روز تعطیلیت، می‌خوام یه دوچرخه قرمز کادو بگیرم».

صبح کریسمس می‌رسه، اون بچه میره زیر درخت کریسمس رو نگاه می‌کنه و هیچی پیدا نمی‌کنه. کمی گیج میشه، میره سراغ میز و یه نامه دیگه می‌نویسه:

«بفانای عزیز. واسه روز تعطیلیت، می‌خوام یه دوچرخه قرمز کادو بگیرم».

روز اپیفانا (Epifania 6 ژانویه ) هم فرا می‌رسه، اما دوچرخه قرمز نمی‌رسه. بچه هه یه نگاهی به دور و برش می‌ندازه، چشمش به آخور میافته (presepe ماکت تولد مسیح تو اصطبل)، مجسمه عیسی کوچک رو برمیداره، می‌ذارتش تو پاکت و میره سر میز و یه نامه دیگه مینویسه:

« مریم مقدس عزیز، اگه می‌خوای دوباره پپسرتتو ببببینننی…..»

ادامه مطلب

بهشت و دوزخ با روبرتو بنینی (قسمت آخر)

sustanze e accidenti e lor costume

جوهر و عرض و خاصیات آنها را دیدم

vede dentro tutto l’universo che è perpetuo, è contemporaneo a Dante, e dentro vede la sua figura. Cioè, nel secondo cerchio della Trinità, in quello del Cristo, Dante vede i suoi occhi, vede se stesso. Ecco l’immagine di Dio! Dentro a questa inintelligibilità – ecco l’ho detta esattamente, anche la parola lunga! E’ una cosa che fa uscire di senno, e non riesce a dirlo e non si dà pace e si tormenta. Finché alla fine Dio gli fa venire dentro la percezione di quello che ha visto. In questo canto c’è tutto il cammino dell’umanità. Non va letto solo teologicamente, ma anche corporalmente. Dobbiamo vedere Dante fisicamente con il suo corpo, con la sua puzza, con i suoi occhi, con i suoi nervi, con i suoi polsi, che sta lì, davanti a Dio e davanti alla Madonna.

می‌بینه که تموم دنیا همچنان استوار و پابرجاست و با دانته همزمانه و در وجودش چهره خودشو مشاهده می‌کنه.

دانته در دایره دوم همون دایره سه گانه پرستی (در مسحیت) چشماشو می‌بینه و در اصل خودشو می‌بینه.

ایناهاش اینم تصویر ایزد! درون این بی وضوحی (که به راحتی قابل مشاهده نیست) که حتی با کلماتی طولانی بیان شده، چیزیه که از یه عقل سلیم خارج میشه و چون موفق به بیانش نمیشه، در آرامش نیست و شکنجه اش میده، تا زمانی که خدا اجازه میده که درک درستی پیدا کنه از چیزی که دیده.

در این سرود تمام مسیر انسانیت به وضوح دیده میشه. نه فقط با علم الهیت، بلکه به صورت جسمانی و فیزیکی هم میشه درکش کرد.

ادامه مطلب

فردا ممکنه خیلی دیر بشه…

 Domani potrebbe essere troppo tardi…

فردا ممکنه خیلی دیر بشهC’era una volta un ragazzo nato con una grave malattia… Una malattia di cui non si conosceva la cura… Aveva 17 anni, ma poteva morire in qualsiasi momento.. Visse sempre in casa sua, con l’assistenza di sua madre… Stanco di stare in casa, decise di uscire almeno una volta.. .Chiese il permesso a sua madre… Lei accettò… Camminando nel suo quartiere vide diversi negozi… Passando per un negozio di musica, guardando dalla vetrina, notò la presenza di una tenera ragazza della sua età… Fu amore a prima vista…

… یکی بود یکی نبود، پسری با بیماری سختی به دنیا اومد… هیچ کس از معالجه اش سر در نمی‌آورد… ۱۷ ساله بود، اما هر لحظه امکان مرگش بود… با مراقبت‌های مادرش تو خونش زندگی می‌کرد… خسته از موندن تو خونه، تصمیم گرفت که حداقل یه بار از خونه خارج بشه… از مادرش کسب اجازه کرد…او هم قبول کرد… در حال قدم زدن در محله اش، چشمش به مغازه های مختلفی خورد… در حال عبور از یه مغازه صوتی، نگاهی از ویترین به داخل کرد و متوجه حضور دختری جذاب به سن و سال خودش شد… در همون نگاه اول عاشقش شد…

ادامه مطلب

داستان‌های دکامرون (باز شکاری فدریگو)

باز شکاری فدریگو

درباره جووانی بوکاچو (Giovanni Boccaccio) و کتاب معروفش دکامرون (Il Decamerone) قبلا صحبتی کرده بودیم. از امروز قصد دارم، هر از چندگاهی یکی از داستان‌های این کتاب را معرفی کرده و از شما دعوت کنم تا به متن اصلی داستان، همراه با تلفظ آن توجه کنید. برای افتتاح از داستان زیبای باز شکاری فدریگو که نهمین داستانی است که در روز پنجم نقل می‌شود، آغاز می‌کنیم.

فدریگو دلی آلبریگی (Federigo degli Alberighi)، نجیب زاده فلورانسی، که در دلاوری و داشتن صفات برجسته، انگشت نمای ولایت توسکانی بود، عاشق بانوی زیبایی به نام مونا جووانا (monna Giovanna) می‌شود.

فدریگو برای جلب توجه او همه کاری می‌کند. از شرکت در مسابقات پهلوانی گرفته تا برگزاری جشن و میهمانی‌های باشکوه و بذل و بخشش هدایای فراوان. اما نه تنها این تلاش‌ها ثمری نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود فدریگو ثروت خود را از دست داده، فقیر و بی پول شود. به طوری‌که تنها یک باز شکاری کمیاب، از تمام ثروتش باقی می‌ماند. او که دیگر نمی‌توانست در شهر اقامت کند به یک کلبه روستایی کوچ می‌کند تا با فقر و تنگدستی زندگی کند.

روزی شوهر ثروتمند بانو جووانا که سخت بیمار بود، وصیت می‌کند که تمام اموالش پس از مرگ به پسرش و بعد از او به جووانا برسد و از دنیا می‌رود.

ادامه مطلب

سرود ملی ایتالیا

L’Inno di Mameli


نمی‌دونم چرا تو این مدت کسی بهم نگفته بود که در مورد سرود ملی ایتالیا هم صحبتی بکنیم! واسه همین به خودم گفتم که خب چرا تا حالا این کارو نکردم؟!
با یه گشت و گذار تو اینترنت یه چیزایی پیدا کردم. مثلا برای نمونه قسمتی از این سرود رو میتونین از اینجا دانلود کنید.
سرود ملی ایتالیا تو سال ۱۸۴۷ توسط میکله نوارو (Michele Novaro)، بر اساس اشعار شاعر جوونی به نام گوفردو ماملی (Goffredo Mameli) ساخته شده. واسه همین هم به نام L’Inno di Mameli (سرود ماملی) معروفه.

ادامه مطلب

نامه نگاری به سبک ایتالیایی

نوشتن نامه به دوستان و آشناها زیاد سخت نیست، با یه Ciao یا Caro/Cara … شروع می‌کنید و با عبارتی مثل A presto، A domani و … تمومش می‌کنید. اما امون از دست نامه ها و کاغذ بازی های اداری.

نوشتن نامه های رسمی به زبون فارسی دردسرهای خاص خودشو داره، حالا سختی نوشتن نامه های رسمی برای ادارجات ایتالیایی رو پیش خودتون تصور کنید.

البته اینارو نگفتم که ناامیدتون کنم، فقط خواستم بدونید، برای درخواست مدارک، مثل درخواست یه گذرنامه ایتالیایی، یا خیلی ساده، رزرو یه اتاق تو هتل، برای اینکه جوابی معقول دریافت کنید، باید نکاتی رو در نظر بگیرید.

تو موارد زیر اغلب نیاز به نوشتن نامه رسمی پیدا می‌کنید:

Richiesta di offerta درخواست اطلاعاتی مثل آدرس، گواهی، تائیدیه و …
Offerta ارائه چیزی مثل کاتالوگ
Conferimento dell’ordine تائید سفارش
Avviso di spedizione اعلام لیست پست شده
Reclami تنظیم شکایت‌نامه
Prenotazione (di viaggio, di albergo) رزرو کردن سفر یا هتل
Domanda di impiego تقاضای کار

ادامه مطلب

زبان و آداب و رسوم مردم ایتالیا

 



تقریبا ۶۰ میلیون ایتالیایی زبان در ایتالیا زندگی می‌کنند، نیم میلیون در سوئیس که یکی از چهار زبان رسمی آن ایتالیایی است و یک و نیم میلیون نفر هم در فرانسه و یوگسلاوی سابق.
به دنبال مهاجرت ایتالیایی ها، این زبان هم اکنون به طور وسیعی در آمریکا، کانادا، آرژانتین، برزیل و استرالیا نیز صحبت می‌شود. گرچه گویش های مختلفی از این زبان در مکالمات مردم شنیده می‌شود، اما ایتالیایی استاندارد، زبان رسمی مدارس، رسانه ها و ادبیات است. این گویش استاندارد از قرن سیزدهم و چهاردهم به دنبال آثار برجسته دانته (Dante) ، پترارکا (Petrarca) و بو کاچیو (Boccaccio) که به زبان فلورانسی آثار خود را می‌نوشتند، رایج شد. زبان استاندارد ایتالیایی امروزه ترکیبی از زبان لاتین و گویش‌های مختلف مردم است.

ادامه مطلب

کتابخانه وبلاگ

کتابخانه وبلاگ

 هر از چندگاهی، سعی می کنم مطالبی رو که تو وبلاگ مطرح میشه و تو یه زمینه هستند رو جمع و جور و در صورت نیاز تصحیح شون کنم و در قالب یه فایل PDF‌ تقدیم شما عزیزان کنم. این جوری خوندن و دنبال کردن مطالب ساده تر میشه. منبعد کتابهایی رو که به این شکل آماده شده رو همین جا خدمتتون معرفی می‌کنم. برای دیدن تازه ترین عناوین می‌تونید همیشه به اینجا سر بزنید.


خود آموز زبان ایتالیایی جلد اول شامل ۳۲ درس از ۵۰ درس ارائه شده در وبلاگ. تلفظ درس‌ها که سیروس عزیز زحمتشو کشیده .

کتابچه جیبی جملات کاربردی زبان ایتالیایی شامل دستور العملی برای ساخت یک کتاب جیبی کوچیک شامل جملات پر کاربرد ایتالیایی.

ادامه مطلب

خاطرات یادگیری زبان در ایتالیا (قسمت اول)

مقدمه:

کلی جون کندید تا زبون ایتالیایی یاد بگیرید. کتاب خوندید، کلاس رفتین و هزارتا کار دیگه. حالا چی؟ اگه برین ایتالیا دیگه همه چی حله و مشکلی ندارین؟

یه خانمی دوستش میره ایتالیا. اونم هوس می‌کنه برای دیدنش بره. اما دوستش میگه بهتره قبل از سفر به ایتالیا، یه کمی زبانشو تقویت کنه. این خانم شروع به خوندن ایتالیایی می‌کنه و روز به روز علاقه اش به این La bella lingua بیشتر و بیشتر میشه. تا اینکه بعد از پنج سال می‌بینه، برای اینکه مثل یه ایتالیایی سلیس و رون صحبت کنه، چاره ای نداره جز اینه که یه سفر بره ایتالیا.

تحت این عنوان، منبعد شاهد خاطرات و مشکلاتی که این خانم تو ایتالیا پیدا میکنه، خواهید بود. امیدوارم با خوندن این سری داستان‌ها، وقتی گذرتون به ایتالیا افتاد با مشکلات کمتری روبرو بشین.

معانی لغات ایتالیایی رو که تو این داستان‌ها میاد رو تا آخر داستان‌ها معنی نمی‌کنم. اگه خیلی کنجکاو شدین از دیکشنری استفاده کنید یا سعی کنید از متن داستان معنیشو حدس بزنید. این طوری لغت و معنی اون بهتر تو ذهنتون موندگار میشه!