Caruso

کاروزو (Caruso)

Caruso

ترانه کاروزو (Caruso) ترانه زیباییه که با صدای خواننده‌های مختلفی شنیدمش اما به جرئت می‌تونم بگم که هیچکس نتونسته مثل پاوارتی این آهنگ رو قشنگ و پر احساس بخونه. از شما دعوت می‌کنم باهم به این ترانه، با صدای مرحوم لوچیانو پاوراتی (Luciano Pavarotti) گوش کنیم.

دانلود ترانه و تماشای اجرای پاوارتی از این ترانه:

 


 

Qui dove il mare Luccica e tira forte il vento, su una vecchia terraza davanti al Golfo di Surriento, Un uomo abbraccia una ragazza dopo che aveva pianto, poi si shiarisce la voce e ricomincia il canto:

اینجا، جایی که دریا می‌درخشد و باد می‌وزد، روی یک عرشه قدیمی کنار خلیج سوررینتو ( نزدیک شهر ناپل)، مردی، دختری را در آغوش گرفته است بعد از اینکه گریه می‌کند، سپس صدایش را تازه کرده و ترانه را ادامه می‌دهد:

 

Te voglia bene assaise. Ma tanto tanto bene sai e una catena ormai che scioglie il sangue dint´e vene sai.

بسیار دوستت دارم. بسیار بسیار زیاد، خوب می‌دانی و می‌دانی حالا زنجیر وار خون درون رگها را ذوب می‌کند.


Vide le luci en mezzo al mare, pensó alle notti la in America. Ma erano solo le lampare e la bianca scia di una elica.

او چراغ‌هایی روی دریا دید، به شب های آمریکا فکر کرد. اما آنها فقط چراغ‌های ماهیگیران (در شب) بودند و مسیر سفید پشت کشتی.

 

Senti il dolore nella musica, si alzó dal pianoforte, ma quando vida la luna uscire da una nuvola, gli sembró piú dolce anche la morte.

از موسیقی احساس ناراحتی کرد و از کنار پیانو برخواست. اما وقتی دید ماه از پشت ابری پدیدار شد، مرگ هم برایش شیرین تر شد.

 


Guardó negli occhi la ragazza. Quegli occhi verdi come il mare. Poi all´improvviso usci una lacrima  e lui credette di affogare.

به چشمان دخترک نگاه کرد. آن چشم‌ها مانند دریا سبز بودند.سپس ناگهان اشکی چکید و فهمید که در حال غرق شدن است.

 

Te voglia bene assaise. Ma tanto tanto bene sai e una catena ormai che scioglie il sangue dint´e vene sai.

بسیار دوستت دارم. بسیار بسیار زیاد، خوب می‌دانی و می‌دانی حالا زنجیر وار خون درون رگها را ذوب می‌کند.

 

Potenza della lirica dove agni drama é un falso cha con un po´de trucco e con la mímica, puoi diventare un altro. Ma due occhi che ti guardano cosi vicini e vari, ti fan scordare le parole, confondono i pensieri.

با قدرت اپرا، جایی که هر تراژدی تنها یک فریب است همراه با کمی آرایش و نمایش، می‌توانی کسی دیگر باشی. اما دوچشمی که به تو نگاه می‌کنند، چنین نزدیک و واقعی، باعث می‌شود کلمات را فراموش کنی و افکارت مغشوش شود.


Cosi diventa tutto piccolo, anche le notti la in America. Ti volti e vadi la tua vita, como la scia di unélica. Ma si é la vita che finisce. Ma lui non ci pensó poi tantó, anzi si sentiva gía felice e ricominció il suo canto:

اینچنین هر چیزی کوچک می‌شود، حتی شب‌های آمریکا. به پشت می‌چرخی و به زندگیت نگاه می‌کنی، از میان مسیر سفید پشت کشتی. اما آن زندگی است که به پایان رسیده.  او دیگر به آن نمی‌اندیشد، بلعکس احساس خوشحالی می‌کند و ترانه اش را ادامه می‌دهد:

 

Te voglia bene assaise. Ma tanto tanto bene sai e una catena ormai che scioglie il sangue dint´e vene sai.

بسیار دوستت دارم. بسیار بسیار زیاد، خوب می‌دانی و میدانی حالا زنجیر وار خون درون رگها را ذوب می‌کند.

 

با تشکر از پیروز عزیز بابت تصحیح اشکالات موجود در متن و ارسال لینک ویدئو


پ.ن: لارا فابیان هم این ترانه رو خیلی با احساس و زیبا خونده. اجرای این ترانه با صداری لارا فابیان رو از اینجا دانلودکنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *