Mammoni یا مردان مادر دوست ایتالیایی

– من دوساله با یه مرد ایتالیایی دوست شدم. اون یه آپارتمان مستقل داره، هر وقت زنگ می‌زنم خونه نیست. اما همیشه می‌تونم انو تو خونه مادرش پیدا کنم. اون حتی شب‌ها هم اونجا می‌خوابه. آیا این واسه یه مرد ۴۴ ساله عادیه؟

– من با یه مرد ایتالیایی ازدواج کردم. ما تو خونه پدری اون زندگی می‌کنیم. اغلب اوقات پدر و مادرش بدون اینکه زحمت در زدن به خودشون بدن، به بهانه اینکه با پسرشون کار دارن وارد اطاق خواب ما میشن. یه بار به شوهرم گفتم که بهتره در اتاق رو قفل کنیم. اون طوری بهم نگاه کرد انگار از یه سیاره دیگه اومدم و گفت: ” اگه اتفاقی برای پدر و مادرم بیافته ما از کجا بفهمیم؟!”

اگه یه گشتی تو اینترنت بزنین نظیر این سوال و جوابا را رو زیاد می‌بینین و در نهایت به واژه ای می‌رسید به نام Mammoni.

بیشتر بخوانید

مروری بر سینمای ایتالیا با مارتین اسکورسیزی (قسمت دوم)

پدر بزرگ و مادر بزرگم از مهاجرین سیسیل بودن و فقط بلد بودن سیسیلی حرف بزنن. اونا حتی هیچ وقت سیتی زن آمریکا هم نشدن. به سختی انگلیسی حرف می‌زدن یا می‌نوشتن.
خونواده پدرم اهل روستایی تو پالرمو بود و خونواده مادرم هم اهل یه روستای دیگه… پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری و مادریم، سیسیل رو ترک کردن و هیچ وقت برنگشتن، اما رسم و رسومای خودشونو زنده نگه داشته بودن… هرچند حالا اونا تو اینجا، خیابون الیزابت نیویورک دور هم جمع شده بودن، اما فاصله رو حفظ کرده بودن، چون اونا فرهنگ و رسوم متفاوتی داشتن…
ساختمون خیابون الیزابت شماره ۲۵۳، جاییه که من توش بزرگ شدم. خیابون الیزابت، سیسل واقعی بود و هر ساختمون یه روستای متفاوت. در حقیقت سال‌ها طول کشید تا بین ساختمونای مختلف ازدواجی صورت بگیره…
خیابان الیزابت نیویورک در سال ۱۹۱۲

بیشتر بخوانید

مروری بر سینمای ایتالیا با مارتین اسکورسیزی (قسمت اول)


این یه تلوزیون ۱۶ اینچ RCA هست. همون مدلی که پدرم اواخر دهه چهل خریده بود. اولین فیلم‌های ایتالیایی رو که یادم میاد روی این صفحه کوچیک تماشا کردم. خونواده اطرافم بودن، تو یه اتاق زیبا مثل همینجا.
حالا من آمریکائیم. وقتی خواستم شروع به فیلمسازی بکنم، طبیعتا فکر کردم جام تو هالیوده. منظورم اینه که اگه شما تو آمریکا فیلم می‌سازید، اون محلی ایکه آمریکایی‌ها توش فیم می‌سازن.

بیشتر بخوانید

پرواز (Volare)

به مناسبت خاموشی آخرین صدای بزرگ ایتالیا که می‌توانست دنیا را به حرکت وا دارد.

Penso che un sogno così non ritorni mai più

فکر نکنم چنین رویایی دیگر هرگز تکرار شود

Mi dipingevo le mani e la faccia di blu

من صورت و دستانم را به رنگ آبی درآورده بودم

Poi d’improvviso venivo dal vento rapito

و سپس ناگهان توسط باد ربوده شدم

E incominciavo a volare nel cielo infinito

و در آسمان بی‌کران شروع به پرواز کردم

Volare, oh oh…

پرواز، آآآ…

Cantare, ohohoho…

آوازخوانی، آآآ..

Nel blu dipinto di blu

در آسمان آبی، آبی رنگ بودم

Felice di stare lassù

سرخوش از آن بالا بودن

E volavo, volavo felice

و پرواز می‌کردم، با شادی پرواز می‌کردم

Più in alto del sole ed ancora più su

بالاتر از خورشید و هرچیز بالاتری

Mentre il mondo pian piano spariva, lontano laggiù

هنگامی که دنیا در پایین به آرامی ناپدید می‌گشت،

Una musica dolce suonava soltanto per me

موسیقی شیرینی تنها برای من نواخته میشد.

Volare, oh oh…

پرواز، آآآ…

Cantare, ohohoho…

آوازخوانی، آآآ..

Nel blu dipinto di blu

در آسمان آبی، آبی رنگ بودم

Felice di stare lassù

سرخوش از آن بالا بودن


Penso che una vita per la musica sia una vita spesa bene ed è a questo che mi sono dedicato

« فکر می‌کنم زندگی برای موسیقی زندگی است که خوب صرف شده، و این چیزی است که زندگی خود را صرف آن کرده ام.»

پرفروش ترین خواننده کلاسیک، که از سال ۱۹۶۰ تا کنون بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش به فروش رفته است، صاحب اولین آلبوم کلاسیکی که توانست رتبه اول را در چارت موسیقی پاپ از آن خود کند و کسی که نسل جدید را با اپرا آشنا کرد و به اپرا زندگی دوباره بخشید.


« سی سال قبل وقتی می‌خواستم خانه اپرای باستیل پاریس را احیا کنم، آنها به من گفتند که دیوانه شده ام. اپرا مرده است!»

 روحش شاد .

ازدواج به سبک ایتالیایی (قسمت سوم)

مهمانی و پذیرایی

  • معمولا ساقدوش عروس و دوماد، مهمونا رو به محلی که با یه سینی شراب ازشون پذیرایی می‌کنن، راهنمایی می‌کنه. قبل از هر غذایی به خانوما شراب شیرین میدن و نوشیدنی های قویتر رو به آقایون تعارف می‌کنن. این به این علته که هر مهمونی به سلامتی عروس و دوماد لبی تر کنه. Per cent’anni ( واسه صدسالگی) جمله ایه که مهمونا اغلب تو این موقع میگن.
  • تموم مردا موقع پذیرایی با بوس کردن عروس هم براش آرزوی خوشبختی می‌کنن و هم سعی می‌کنن لج دوماد رو در بیارن .
  • عروس معمولا یه کیف اطلسی به اسم la borsa داره که مهمونا توش پاکتهای پول میذارن. این پول به خانواده عروس که خرج عروسی به عهدشونه کمک می‌کنه. موقع پذیرایی این کیف رو مادربزرگ یا مادر عروس یا شایدم کس دیگه ای دست می‌گیره. تو بعضی از عروسی‌ها هر مردی که بخواد با عروس برقصه باید تو این کیف پول بذاره.
  • تو بعضی از عروسی‌ها، مخصوصا شمال ایتالیا ساقدوش کراوات دامادو ریز ریز می‌کنه، بعد هر تیکه اشو میذاره تو یه سینی به مهمونا می‌فروشه. پول‌های جمع آوری شده رو به عروس و دوماد میدن تا خرج زندگیشون کنن. دومادایی که زرنگن معمولا تو عروسیشون کراواتای ارزون قیمت می‌زنن .
  • تو عروسی‌های ایتالیایی تاکید زیادی رو غذا میشه. غذا نقطه کانونی جشنه که دوستان وفامیل‌های دو خانواده رو کنار هم جمع می‌کنه .
  • تو رم باستان یه قرص نونو رو سر عروس و دوماد، نصف می‌کردن تا زندگیشون پر برکت باشه. مهمونا خرده های این نونو می‌خوردن و عقیده داشتن خوش شانسی براشون میاره .
  • شام در چند وعده صرف میشه، اغلب بیشتر از ۱۴ وعده .
  • یه نوع شیرینی پاپیونی به نام واندا (wanda) سمبل خوشبختیه و به عنوان شیرینی عروسی ایتالیایی شناخته میشه.
  • بعد از شام به مهمونا یه تیکه از کیک عروسی همراه با قهوه، اسپرسسو یا نوشیدنی های دیگه میدن.
  • ارکستری که آهنگ‌های رقص مهمونا می‌زنه ، ممکنه ماتزورکا (mazzurca – یه نوع رقص شاد لهستانی ) یا تارانتلا (tarantella – یه نوع رقص تند دونفره ایتالیایی) هم بزنه.


  • عروس و دوماد قبل از اینکه شب برن استراحت کنن، یه گلدون یا ظرف شیشه ای رو می‌شکنن. تعداد تیکه ها نشون میده که چند سال به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی خواهند کرد.

ازدواج به سبک ایتالیایی (قسمت دوم)

عروسی

  • از روز قبل عروسی تا بعد از اون، عروس هرچی طلا داره درمیاره. مردم عقیده دارن انداختن طلا توسط عروس موقع عروسی یا حتی قبل از اون، بدشانسی میاره .
  • بر اساس یه سنت قدیمی کلیسا ازدواج رو تو ایام کوارزیما (quaresima – روزه ) و آونتو (Avvento – چهار یکشنبه قبل از میلاد مسیح) قدغن کرده. همچنین تو ماههای می و اگوست (اردیبهشت و مرداد) هم کسی ازدواج نمی‌کنه. ماه می رو مختص مریم مقدس میدونن و عقیده بر اینه که ازدواج تو ماه اگوست هم بد شانسی و مریضی میاره. ازدواج تو روزهای یکشنبه به جز ماه‌هایی که گفته شد، بهترین روز برای ازدواج محسوب میشه.
  • تو ناحیه ونتو (Veneto) ایتالیا، داماد به خونه عروس میره، تا باهم قدم زنان به سمت کلیسای برگزار کننده مراسم برن. بین راه ساکنین شهر که قدم زدن اونا رو نگاه می‌کنن، تجربیات مختلفی رو انجام میدن. مثلا سر راه عروس یه جارو میذارن، اگه عروس توجهش جلب بشه و اونو از سر راهش برداره، میگن عروس خونه دار خوبیه، یا اگه اونا به یه بچه ای که گریه میکنه توجه کنن و سعی کنن آرومش کنن معنیش اینه که والدین خوبی میشن. اگه به گدایی کمک کنن، معلومه مهربون و سخاوتمندن و غیره..
  • بیشتر بخوانید

ازدواج به سبک ایتالیایی (قسمت اول)


عروسی یکی از مهم‌ترین جشن‌های زندگی هر فرد محسوب میشه. این مراسم تو ایتالیا از اول صبح شروع میشه و جشن و بزن و برقص بعد عروسی ممکنه تا صبح علی الطوع روز بعد هم طول بکشه .

خواستگاری و نامزدی

  • قدیما ازدواجهای ایتالیایی توسط خانواده های عروس و داماد ترتیب داده می‌شد. اغلب برادر یا مردی از فامیل داماد، پهلوی پدر یا عموی دختر دم بخت می‌رفت و اونو خواستگاری می‌کرد. گاهی اوقات هم یه واسطه از طرف داماد یه ماشاتا (masciata – پیغام) به خانواده عروس می‌فرستاد و آمادگی ازدواج داماد رو اعلام می‌کرد. در نهایت وقتی که دوتا خونواده به توافق رسیدن، نامزدی رسمی اعلام میشد.
  • اگه دوماد بخواد خودش مستقیما به عروس پیشنهاد ازدواج بده، معمولا با اشعار عاشقانه شروع می‌کنه، یا اگه بلد باشه سازی میزنه. البته اینکار رو ممکنه به کمک دوستانش هم انجام بده.
  • تو قرون وسطی ایتالیایی‌ها به عنوان نشون نامزدی، انگشتر الماس می‌دادن. اونا عقیده داشتن که الماس از شعله‌های عشق بوجود اومده.

بیشتر بخوانید

در کلاس شاعری روبرتو بنینی

تو نظرات پست قبلی آوای عزیز خبری به من داد که تیترش منو شوکه کرد: تیراندازی در کنسرت روبرتو بنینی! 


شاید قبلا هم بهتون گفته باشم که چقدر به این بزرگ مرد کوچک ارادت دارم  و همین طور گفته بودم که توجه به علاقمندی‌ها، یکی از روش‌های موثر یادگیری زبان هست .
ادعای بزرگی نکردم اگه بگم که سر در آوردن از حرف‌ها و سخنرانی‌های بنینی یکی از انگیزه های قوی من در یادگیری زبون ایتالیایی بوده و هست. هر وقت که مشکلات خوندن زبون ایتالیایی منو کلافه می‌کنه و خسته می‌شم، کافیه بشینم یکی از برنامه‌های بنینی از قبیل Inferno è paradiso، L’ultimo del paradiso، Tutto Benigni ، Senso della vita و … رو چند لحظه نگاه کنم تا دوباره انرژی از دست رفته بهم تزریق بشه و کارمو ادامه بدم.
به این بهانه می‌خوام توجه شما رو به یکی از دیالوگ‌های مورد علاقه ام از فیلم ببر و برف (La tigre e la neve) آخرین ساخته روبرتو بنینی در سال ۲۰۰۶ جلب کنم .

بیشتر بخوانید

حرف زدن با دست، گوش کردن با چشم


تو هر شهر ایتالیا که می‌خواد باشه، شما افراد زیادی رو می‌بینین که با خودشون حرف می‌زنن و هی دستاشونو تو هوا تکون میدن. اگه کمی نزدیکتر برید متوجه میشید که اونا دارن با telefonini خودشون حرف می‌زنن و با اشارات دست می‌خوان طرفشونو بهتر شیر فهم کنن .

اغلب ایتالیایی‌ها عادت دارن به قول بچه ها، وقایع رو رنگی تعریف کنن و تو این کار از دستاشون خیلی کمک می‌گیرن. حتی براشون فرق نمی‌کنه، طرف جلو روشون باشه یا اون سر خط تلفن. اونا با استفاده از زبون اشاره روی کلمات تاکید می‌کنن و به اونا معنایی میدن که اون کلمه به تنهایی قادر به بیانش نیست .

بیشتر بخوانید

سایت‌های آموزش زبان ایتالیایی

دوستانی که می‌خوان ایتالیایی یاد بگیرن اما بهونه اشون نبودن امکانات و منابع است، دیگه بی‌خود بهونه نیارن.
شما می‌تونید سایت‌های زیادی رو که به صورت آن لاین و رایگان زبان ایتالیایی یاد میدن رو تو اینترنت پیدا کنید.
من علی الحساب نه تاشونو که به نظرم خوب و جالب میومد رو در ادامه بهتون معرفی می‌کنم تا با استفاده از اونا زبانتونو تقویت کنید. اگه شما هم سایت خوبی رو می‌شناسید که تو لیست نیست بگید تا اونو هم اضافه کنم :


بیشتر بخوانید