Pantheon

Pantheon

 

پانتئون، معبدی است ساخته شده برای خدایان. پانتئون رم یکی از ساختمانهای بزرگ رم باستان است که به بهترین وجه حفظ شده و یکی از پر اهمیت ترین ساختمان‌ها در تاریخ معماری است.

 

نمای خارجی معبد پانتئون

بیشتر بخوانید

ماجراهای پینوکیو قسمت دوم

ماجراهای پینوکیو قسمت دوم

 

Le avventure di Pinocchio

خلاصه کتاب ماجراهای پینوکیو نوشته کارلو کولودی:

  1. Come andò che Maestro Ciliegia, falegname, trovò un pezzo di legno, che piangeva e rideva come un bambino.

چطور شد که استاد آلبالو تکه چوبی پیدا کرد که مانند بچه ای گریه می‌کرد و می‌خندید.

  1. Maestro Ciliegia regala il pezzo di legno al suo amico Geppetto,il quale lo prende per fabbricarsi un burattino maraviglioso, che sappia ballare, tirar di scherma e fare i salti mortali.

استاد آلبالو چوب را به دوستش ژپتو می‌دهد، و او از چوب عروسک حیرت آوری می‌سازد که می‌تواند برقصد، شمشیر بازی کند و معلق بزند.

  1. Geppetto, tornato a casa, comincia subito a fabbricarsi il burattino e gli mette il nome di Pinocchio. Prime monellerie del burattino.
  2. بیشتر بخوانید
ماجراهای پینوکیو قسمت اول

ماجراهای پینوکیو قسمت اول

 

Carlo Collodi

کارلو کولودی


 

هنگامی که کارلو کولودی در سال ۱۸۸۳ کتاب ماجراهای پینوکیو (Le avventure di Pinocchio ) را نوشت، یکی از شناخته شده ترین شخصیتهای ادبیات کودکان را ساخت.

پینوکیو عروسک خیمه شب بازی خیلی خودخواه و بدجنس، در این کتاب ماجراهای زیادی را تجربه می‌کند تا درست را از نادرست تشخیص دهد. آرزوی وی مبدل شدن به یک پسر واقعی است، اما او به این هدف نمی‌رسد تا اینکه حرف گوش کردن، درستی، صداقت و بخشندگی را می‌آموزد.

  بیشتر بخوانید

کریسمس در ایتالیا

کریسمس در ایتالیا

 


 

در ایام کریسمس ایتالیایی‌ها تو اماکن مذهبی برای مریم مقدس موسیقی اجرا می‌کنن و تو کلبه های نجاری به یاد سنت جوزف که نجار بوده، سرود می‌خونن. سنت جوزف پسر یازدهم حضرت یعقوب بوده که همسر مریم مقدس میشه.

شب عید کریسمس، بعد از یه روز روزه، ایتالیایی‌ها میرن سراغ خوراک مارماهی و یه بشقاب اسپاگتی همراه با ماهی مخصوصی به اسم چنونه (cennone). سانتا کلاس (بابا نوئل Santa Claus ) بین ایتالیایی ها زیاد مهم نیست، به جاش بچه های ایتالیایی منتظر بفانا (Befana) هستند، که سوار بر جارو دستیش براشون هدیه بیاره. براساس اعتقادات قدیمی بفانا که اسمش از Epifania به معنی ظهور حضرت عیسی گرفته شده، جادوگر مهربونی بوده که وقتی اون سه تا عالم برای دیدن عیسی کودک به بیت الحم میرن، جا می‌مونه و از اون موقع به جبران این کوتاهیش هرسال برای بچه های خوب سوغاتی میاره و برای بچه های بد تو بخاری فقط ذغال سنگ و خاکستر می‌ذاره.


حالا به مناسبت نزدیک شدن کریسمس، یه سری پیغامهای تبریک رو که ایتالیایی‌ها به مناسبت این روزها به هم SMS می‌کنن رو می‌نویسم که اگه خواستید شما هم برای دوستان ایتالیایی‌تون بفرستید. Boun Natale!


 

Auguri di vero cuore per un felice 2007 che sia meglio di questo. tanta serenità, pace, gioia, salute del corpo e dell’anima Buon Anno!!!

 

از صمیم قلب برات سال شاد ۲۰۰۷ رو خواستارم، امیدوارم سالی بهتر از امسال باشه همراه با آرامش، صلح، لذت و سلامتی جسم و روان بیشتر. سال نو مبارک!!!

 

 

Ti auguro 12 mesi di felicità, ۵۲ weekend di serenità, ۳۶۵ giorni d’amore, 8760 ore di pace, 525600 minuti di successo, 31536000 secondi d’amicizia. AUGURI

 

برات ۱۲ ماه شادی، ۵۲ آخرهفته توام با آسودگی خیال، ۳۶۵ روز محبت آمیز، ۸۷۶۰ ساعت صلح و صفا، ۵۲۵۶۰۰ دقیقه موفقیت، ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه رفاقت آرزومندم. تبریک می‌گم.

 

 

Mille pensieri d’amore, che l’anno nuovo sia pieno di sole e da oggi ogni giorno che verrà sia per te colmo di felicità! BUON ANNO

 

از صمیم قلب آرزومندم که سال جدید سالی روشن و از امروز، هر روزت سرشار از شادی باشه! سال نو مبارک.

 

 

Se l’anno scorso è stato brutto perchè non ti conoscevo, questo Natale e’ ancora piu’ brutto perche ti conosco e non sei qui con me….

 

اگه پارسال بد بود واسه این بود که نمی‌شناختمت، این کریسمس بدتره، چون شناختمت ولی اینجا با من نیستی…

 

 

A chi ama dormire ma si sveglia sempre di buon umore, a chi saluta ancora con un bacio, a chi lavora molto e si diverte di più, a chi va in fretta in auto ma non suona ai semafori, a chi arriva in ritardo ma non cerca scuse, a chi spegne la tele per fare due chiacchiere, a chi è felice il doppio quando fa la metà, a chi si alza presto per aiutare un amico, a chi ha l’entusiasmo di un bambino e i pensieri di un uomo, a chi vede nero solo quando è buio, a chi non aspetta il Natale per essere migliore…Buon Natale!

 

به کسی که دوست داره بخوابه، اما سرحال بلند می‌شه، به کسی که هنوز با یه بوسه سلام میده، به کسی که زیاد کار می‌کنه و کم تفریح میکنه، به کسی که با عجله سوار ماشین میشه اما بوق نمی‌زنه، به کسی که دیر می‌رسه اما بهانه نمیاره، به کسی که تلوزیونو خاموش می‌کنه تا دوتایی حرف بزنن، به کسی که دوبرابر خوشحالی نشون میده وقتی یه نصفه هم نیست، به کسی که زود بلند میشه تا به یه دوست کمک کنه، به کسی که شور و حال یه بچه داره و فکر یه مردو، به کسی که تنها وقتی سیاهی رو می‌بینه که تاریکه، به کسی که منتظر کریسمس نمی‌مونه تا بهتر بشه… کریسمس مبارک!

فکر بکری که آفتاب زمستان را به مردم ناباور ویگانلا نشان داد.

فکر بکری که آفتاب زمستان را به مردم ناباور ویگانلا نشان داد.

 

یکی بود، یکی نبود، دهکده کوچکی بود در کوهستانهای ایتالیا با نام خوش آهنگ ویگانلا (Viganella). این روستا توسط کشیشی در سال ۱۲۱۷ در ۱۲۰ کیلومتری شمال شرقی تورین، نزدیک مرز سوئیس، در سراشیبی تند، یک دره ساخته شد.

این روستا داری یک کلیسای کوچک، یک برج قرون وسطی و یک میدان زیباست که جمعیت ۱۹۵ نفری روستا در آن جشن‌هایشان را برپا می‌کنند.

اما این روستا مشکل بزرگی داشت.

هر سال در ۱۱ نوامبر، خورشید پشت کوه ۱۶۰۰ متری پنهان می‌شد و برای ۸۴ روز روستا و مناظر اطراف را در تاریکی تنها می‌گذاشت. گلها پژمرده می‌شدند، سرما غوغا می‌کرد و خشک شدن لباسها تا ابد طول می‌کشید.

مردم ویگانلا همیشه از آمدن زمستان وحشت داشتند. آنها به ساعت آفتابی کلیسا تماشا می‌کردند و آه می‌کشیدند. خواب آلود و غمگین می‌شدند. نبود نور خورشید، آنها را بیمار و افسرده می‌کرد. جوانان از دهکده کوچ می‌کردند و سالمندان باقی می‌ماندند، جمعیت کمتر و کمتر می‌شد، تا جایی که ویگانلا در خطر انقراض قرار گرفت.

این داستان ادامه داشت تا اینکه جوانی به نام پی یر فرانکو میدالی (Pierfranco Midali) تصمیم گرفت به این اوضاع خاتمه دهد. او که در راه آهن مشغول بود، به جای اینکه سوار ترن شده و خورشید را در جای دیگری جستجو کند، خود را با ایده ای جالب کاندید شهرداری کرد :«من خورشید را به ویگانلا می‌آورم!».

بسیاری فکر کردند که او دیوانه شده : «اوه راستی!… چطوری اینکار رو می‌کنی؟»

«من روی کوه روبرو یه آینه می‌ذارم و نور خورشید رو به روستا می‌تابونم!»


  بیشتر بخوانید

شهرهای ایتالیا قسمت ۱۱ (سی انا)

شهرهای ایتالیا قسمت ۱۱ (سی انا)

Siena

سی انا با نام باستانی سینا جولیا (Saena Julia) شهری در ایتالیای مرکزی است، مرکز استان سی انا در ناحیه توسکانی. این شهر بقای قرون وسطایی خود را حفظ کرده است، از جمله دیوارها و دروازه هایی که اطراف شهر کشیده شده است.

سی انا شهری توریستی است و مرکز فروش شراب و سنگ مرمر است. تولیدکنندگان بزرگی در زمینه مواد شیمیایی، کود و پارچه در این شهر فعالیت دارند، همچنین خاک‌های قهوه‌ای مایل به زردی که در نقاشی استفاده می‌شود، در حومه این شهر تولید می‌شود.

 

نمایی از کلیسای جامع، که با سنگهای مرمر رنگارنگش مشخص است. ساخت این کلیسا در سال ۱۱۹۶شروع شد و تا سال ۱۲۱۵ قسمت اعظم آن تکمیل شد. در سال ۱۳۱۳ برج ناقوس شش طبقه ای هم به آن اضافه شد.

بیشتر بخوانید

دستور زبان ایتالیایی قسمت ۱۲ (افعال بی قاعده)

 

افعال بی قاعده (زمان حال)

 

در جداول زیر تعدادی از افعال بی قاعده پر کاربرد آمده که صرف آنها را باید به خاطر بسپارید:

افعال بی قاعده

Stare

(بودن)

Volere

(خواستن)

Sapere

(دانستن)

Potere

(توانستن)

Dare

(دادن)

Dovere

(مجبور بودن)

Io

Tu

Lui

Noi

Voi

Loro

Sto

Stai

Sta

Stiamo

State

Stanno

Voglio

Vuoi

Vuole

Vogliamo

Volete

Vogliono

So

Sai

Sa

Sappiamo

Sapete

Sanno

Posso

Puoi

Può

Possiamo

Potete

Possono

Do

Dai


Diamo

Date

Danno

Devo

Devi

Deve

Dobbiamo

Dovete

Devono

 

افعال بی قاعده

Fare

(انجام دادن)

Tenere

(داشتن)

Venire

(آمدن)

Andare

(رفتن)

Dire

(گفتن)

Io

Tu

Lui

Noi

Voi

Loro

Faccio

Fai

Fa

Facciamo

Fate

Fanno

Tengo

Tieni

Tiene

Teniamo

Tenete

Tengono

Vengo

Vieni

Viene

Veniamo

Venite

Vengono

Vado

Vai

Va

Andiamo

Andate

Vanno

Dico

Dici

Dice

Diciamo

Dite

Dicono

 

بیشتر بخوانید

دستور زبان ایتالیایی قسمت ۱۱ (افعال زمان حال)

افعال (زمان حال)

زمان حال

 

افعال با قاعده

افعال بی قاعده

ضمایر

Parlare

(گفتن)

Credere

(باورکردن)

Partire

(ترک کردن)

Finire

(تمام کردن)

Essere

(بودن)

Avere

(داشتن)

من

تو

او

ما

شما

آن‌ها

Io

Tu

Lui/ lei

Noi

Voi

Loro

Parlo

Parli

Parla

Parliamo

Parlate

Parlano

Credo

Credi

Crede

Crediamo

Credete

Credono

Parto

Parti

Parte

Partiamo

Partite

Partono

Finisco

Finisci

Finisce

Finiamo

Finite

Finiscono

Sono

Sei

È

Siamo

Siete

Sono

Ho

Hai

Ha

Abbiamo

Avete

Hanno

        

جدول فوق انواع افعال ایتالیایی در زمان حال را نشان می‌دهد. افعالی که با (~are, ~ere, ~ire) تمام می‌شوند و افعال بی قاعده.

 

برای افعال با قاعده قسمت آبی رنگ تنها چیزی است که باید به انتهای آنان اضافه کنید، اما برای افعال بی قاعده قانون منطقی وجود ندارد و باید آنها را به خاطر سپرد.

 

توجه:

۱٫ افعال بی قاعده افعال پرکاربردی هستند، که باید توجه بیشتری به انها داشته باشید.

۲٫ به کار بردن ضمیر اختیاری است. مثلا من می‌گویم می‌تواند به صورت io parlo یا parlo تنها گفته شود.

۳٫ Lei هم به معنی او (مونث) و هم به معنی شما (حالت رسمی) استفاده می‌شود.

آلبرو بلو (Alberobello)

آلبرو بلو (Alberobello)

شهر آلبرو بلو در ناحیه آپولیا (Apulia) در جنوب شرقی ایتالیا قرار گرفته است. این شهر به خاطر خانه های‌آهکی غیر معمولش که ترولی (Trulli – لغتی یونانی به معنی گنبد)  نامیده می‌شوند، شهرت دارد.

آلبرو بلو-Alberobello

این خانه‌ها از تخته سنگ‌های آهکی گرد، با تکنیکی قدیمی که نیازی به ملات ندارد، ساخته شده اند. گنبدهای استوانه ای نیز با سنگهای بتنی ساخته شده است.

فرهنگ پنهان زبان ایتالیایی

من یه فرهنگ کوچولو حاوی یه سری از لغات و اصطلاحات زبان ایتالیایی مورد استفاده مردم عامه رو از منابع و افراد مختلف جمع کردم و با ترجمه اش براتون نوشتم. لغاتی که توی این فرهنگ اومده، توی فرهنگ لغت‌های معمول یا معادلی نداره یا معنیش با این چیزی که من نوشتم فرق میک‌نه، چون اینجا معنای اصطلاحی اون لغت یا جمله مد نظر بوده، نه معنای لغویش. مثلا لغتی مثل Cavolo تو فرهنگ لغت معمولی معنی کاهو وکلم میده، اما مردم عامی از اون به عنوان صفت یه آدم احمق و خرفت استفاده می‌کنن.

 

بعضی از لغات معانی زیبایی ندارن، و هدف من از نوشتن این فرهنگ هم کمک به رواج و گسترش اون نبوده، بلکه به این وسیله خواستم که دوستان علاقمند، راحت‌تر بتونن با مردم عامی و یا دیالوگهای فیلمهای ایتالیایی ارتباط برقرار کنن.

 

انشالله که مورد توجه علاقمندان زبان ایتالیایی قرار بگیره.

 

فرهنگ پنهان زبان ایتالیایی

لینکها تصحیح شد.

۲۰/۱/۸۶