شهر های مهم ایتالیا قسمت دوم

شهر های مهم ایتالیا قسمت دوم

Rome
رم

رم پایتخت ایتالیا و مرکز استان لاتزیو (لاتیوم) است که رود تیبر (Tevere توره تلفظ ایتالیایی) از میان آن می‌گذرد. این شهر در میانه کشور و کنار دریای مدیترانه قرار دارد. واتیکان که کوچکترین کشور جهان محسوب می‌شود در داخل شهر رم محصور شده است.

بیشتر بخوانید

مژده

می‌خواستم برای اونایی که یادگیری زبون ایتالیایی رو از این وبلاگ پیگیری می‌کنند، یه مژده بدم. منبعد متن درسایی رو که اینجا ارائه میشه، دوست بسیار خوبم حامد که به تازگی افتخار آشنایی باهاشونو پیدا کردم، قبل از ارسال مورد بازبینی قرار میدن. ایشون فارغ التحصیل زبان فرانسه و مترجم زبون ایتالیایی هستند، بنابراین از این به بعد شما شاهد اشتباهات و خطاهای کمتری در متن درسها خواهید بود. جا داره که اینجا از زحماتی که ایشون متقبل میشن کمال تشکر رو بکنم

درس بیست و هفتم

:Ventisettesima Lezione

 

Per la Starda

Signorina, permette che le offra il mio braccio?

Mi dispiace, ma non darò il mio braccio,

Che a chi.. mi offrirà la sua mano.

 

Non suona il pianoforte

Tra la signora del primo piano e il signore del scondo:

Lei : Non si può più dormire,

Il suo cane non fa che abbaiare tutta la notte.

Lui (mortificato) : Ha ragione… Ci rimedierò…

(trionfante)  però deve riconoscere che il mio cane,

Di giorno non suona mai il pianoforte, mai, mai.

 

Dal rapporto di un caporale

Sono consegnati per Quattro giorni i soldati Bini e Verri,

Per essere venuti alle mani coi piedi.

 

Ecco maggio! (Canzone popolare Toscana)

Ecco Maggio, quel bel mese,

Che rallegra tutti i cuori,

Fa fiorir tutti gli alberi,

Ecco, Maggio dai bei fiori

بیشتر بخوانید

شهرهای مهم ایتالیا قسمت اول

شهرهای مهم ایتالیا قسمت اول

فلورانس
Firenze

فلورانس نام شهر باستانی فلورنتیانا می‌باشد که در ایتالیا فیرنتزه نامیده می‌شود. در ایتالیای مرکزی و ناحیه توسکانی واقع شده و مرکز استان فلورانس گه رود آرنو در آن جاری است.
در عکس زیر رود آرنو را مشاهده می‌کنید که از زیر پل پونته ویکینو(Ponte Vecchio) جاری است.

بیشتر بخوانید

درس بیست و ششم

Ventiseesima Lezione:

 

Non ćè più religione

Babbo, qui ćè scritto Monte di Pietà,

ma dovè il Monte?

Il monte non ćè.

E allora, dove la Pietà?

Questa ćè anche meno del monte.

 

Dal dentista

Non ćè bisogno, signora, di aprire di più la bocca,

Così mi basta.

Ma lei ha detto che deve entrarci con la chiave.

Con la chiave, sì, ma io resto fuori.

 

Senza dubbio

Non so ancora che professione far prendere a mio figlio.

Non ha manifestato nessuna inclinzione?

Sì, ama i viaggi all’ estero.

Allora, gli faccia fare il cassiere.

  بیشتر بخوانید

ماجرای مرگ دانته و استخوانهایش

در تابستان ۱۳۲۱ بین ونیز و راونا درگیریهایی پیش آمد و دانته از جمله سفرایی بود که برای حل این درگیری به ونیز فرستاده شدند. اما ماموریت آنها موفقیت آمیز نبود و برای بازگشت حتی اجازه استفاده از کشتی و قایق نیز به آنها داده نشد. به ناچار از خشکی مجبور به بازگشت شدند که از میان منطقه ای مالاریا خیز میگذشت و در آنجا بود که دانته دچار تبی شدی میشود و به زحمت خود را به راوانا میرساند و در آنجا از دنیا میرود.

لباس سرخی بر تن او میپوشانند و تاجی از گل نیز بر سرش می‌گذارند و وی را در صومعه ای به خاک می‌سپارند.

روایتی است که پس از مرگ دانته سیزده سرود از کتاب کمدی الهی گم شده بود و علی رغم جستجوی بسیار زیاد کسی اثری از آنها نیافته بود، تا اینکه دانته شبی به خواب پسر بزرگش می‌آید و جای مخفی این سیزده سرود را که در داخل دیواری پنهان کرده بود را به وی نشان می‌دهد.

پس از مرگ، دانته کاملا مشهور و پر آوازه شده بود و در این میان بود که فلورانس چندین بار جهت بازپس گیری پیکر دانته از شهر راونا تلاش کرد، اما هربار این درخواست از سوی حاکمان راونا رد شد. تا اینکه در سال ۱۵۱۹ یعنی دویست سال پس از مرگ دانته، پاپ نیز به طرفداری از فلورانس پرداخت و نمایندگانی جهت نبش قبر به راونا فرستاده شدند، اما آنان در تابوت جز چند تکه استخوان و تاج گل چیزی نیافتند. این ماجرا مسکوت ماند تا در سال ۱۷۸۲ باز هم به بهانه بازسازی دوباره اقدام به نبش قبر کردند و بازهم چیزی یافت نشد.

کلیسای براچیافرته (Bracciaforte) نگهبان سالخورده ای داشت که شب ها در نمازخانه کلیسا می‌خوابید. او همواره به دوستانش می‌گفت در خواب شبحی با لباس بلند سرخ رنگ را مشاهده می‌کند که از میان دیوار نمازخانه بیرون می‌اید و درجواب سوال وی که « تو که هستی؟ » میگوید « من دانته هستم! »

در سال ۱۸۶۵ جهت تعبیه پمپی لازم شد که بخشی از دیوار این نمازخانه را خراب کنند و در این میان بود که صندوقی چوبی حاوی اسکلت انسانی را یافتند که روی آن به زبان لاتین نوشته شده بود که این استخوانهای دانته است که در سال ۱۶۷۷ در این مکان مخفی شده است.

ظاهرا جهت دست نیافتن نمایندگان فلورانس به دانته، راهبه ها گودالی مخفی حفر کرده و خود را به تابوت رسانده و در نهایت استخوان ها را به این مکان منتقل کرده بودند. در هر صورت استخوان ها به تابوت اصلی بازگردانده شد و دوباره در راونا دفن شد.

ماجرا تمام شد؟…

خیر!

مجسمه سازی که درهمان سال اقدام به ساخت مجسمه دانته به مناسبت ششصد مین سالگرد تولدش کرده بود، مقداری از خاکسترهای او را برداشت و در شش پاکت گوناگون گذاشت. یکی از آنها به رئیس کتابخانه ملی شهر فلورانس اهدا شد، مابقی هم که در سال ۱۹۲۹ در مراسمی به نمایش گذاشته شده بود، مفقود شد.

یکی از آنها در سال ۱۹۸۷ در انبار مجلس رم، داخل یک مدال پیدا شد و در سال ۱۹۹۹ هم یکی دیگر از این پاکتها در بین دو کتاب توسط کارکنان کتابخانه ملی فلورانس یافته شد. اما از مابقی اطلاعی در دست نیست.

درس بیست و پنجم

:Venticinquesima Lezione

 

Compro un giornale

 

All’ uscita della galleria arriviamo a Domodossola,

la prima stazione italiana.

Leggo le iscrizioni sui muri della stazione.

Capo stazione, Telegrafo, Sala d’ aspetto, Uscita,

Ritirata, Merci e bagagli, Caffè – Ristorante.

Sul marciapiede, doganieri, soldati in grigio – verde,

carabinieri in divisa nera.

In fine sono in Italia.

Me lo confermano anche i cartelli della pubbicità.

Pasta A., Olio S., eccetera,

e un venditore di giornali, che grida:

Il Corriere! La gazzetta! La Stampa!

Lo chiamo con un «Psstt!» (che si comprende in tutte le lingue)

E gli chiedo «La Stampa»

Non so perchè, ho vergogna di domandargli quanto costa,

e gli do una lira. Mi dà il resto.

E così vedo che il prezzo del giornale è di venti centesimi.

بیشتر بخوانید

کتاب دانته

کتاب دانته

 کمدی الهی

La divina commedia

Dante

این کتاب یکی از مشهور ترین اثرهای منظوم و ادبی ایتالیا و حتی اروپا به شمار می آید. گذشته از محتوای کتاب که حکایت از قدرت تخیل قوی نویسنده اش دارد، شیوه نگارش کتاب، عامل دیگر محبوبیت آن است.

این کتاب در ابتدا به نام کتاب دانته یا کمدی دانته شناخته می‌شد و بعدها وصف الهی نیز به آن افزوده شد. واژه کمدی و تراژدی دو شیوه داستان نگاری بوده است. کمدی به داستانهایی گفته می‌شد که با رنج و ترس شروع می‌شد اما در انتها به خوشی تمام می‌شد و تراژدی بلعکس به داستانهایی اطلاق می‌شد که با خوشی آغاز، اما با اندوه پایان می‌یافت. مثلا کمدی یوسف و زلیخا یا تراژدی هابیل و قابیل. وصف الهی نیز به این منظور افزوده شد که نشان دهد این داستانها همگی براساس مشیت الهی است.

بیشتر بخوانید

درس بیست و چهارم

:Ventiquattresima Lezione

 

Sotto la galleria

 

Ora ci avviciniamo al Sempione.

La luce si accende nello scompartimento.

Eccoci sotto la galleria.

Passa un funzionario italiano, che domanda i passaporti.

Poi, finalmente, i doganieri.

Sono due, in divisa grigioverde.

Uno entra nello scompartimento.

Da un’ occhiata alle valigie nella rete,

e domanda: Hanno dei grossi bagagli?

Rispondo di no.

Quante sigarette ha?

Una cinquantina.

Non ha dei profumi, dell’ acqua di Colonia?

Niente.

Va bene, dice e se ne va.

Respiriamo meglio.

La visita della dogana non  stata molto severa.

    بیشتر بخوانید

دانته آلیگیری

دانته آلیگیری

دانته آلیگیری

۱۲۶۵-۱۳۲۱

 dante alighieri

شاعر و شخصیت برجسته ادبی ایتالیا، متولد ۱۲۶۵ فلورانس، در یک خوانواده طبقه متوسط. نام مادرش بلا بود که در کودکی از دست داد، و پدرش را نیز که مدتی بعد ازدواج کرد، در ۱۸ سالگی. درباره تعلیم و تربیت و تحصیلات او اطلاعات دقیقی موجود نیست. احتمالا به مدرسه سانتا کروز میرفته و در دانشگاه بولوینا تحصیل کرده است. در نه سالگی در یک مهمانی خوانوادگی با دختری به نام بئاتریس آشنا می‌شود (بئاتریچه تلفظ ایتالیایی و بئاتریس تلفظ فرانسوی است) و شدیدا عاشق میشود. در هجده سالگی سرودن اشعار را آغاز کرد و اشعار و سرودهایی برای بئاتریس سرود، تا اینکه بئاتریس در سال ۱۲۹۰ از دنیا رفت. دانته یکسال عزادار بود، اما پس از آن تا سال ۱۳۰۰ ، از راه مستقیم منحرف شد و خود را با عشق‌های ناباب و نامناسب سرگرم کرد، هرچند خاطره بئاتریس در قلب او باقی مانده بود. در سالهای ۱۲۹۲ تا ۱۲۹۵ اشعاری را که برای بئاتریس و البته بانوان دیگر زندگیش سروده بود، در کتابی به نام زندگی نو (La vita nuova) جمع آوری کرد. در انتهای همین کتاب است که وعده نگارش کمدی الهی (La divina commedia) مشهورترین اثرش را داده است.

بیشتر بخوانید