غزل‌های پترارک (قسمت چهارم)

غزل‌های پترارک (قسمت چهارم) 

پترارک

Benedetto sia ‘l giorno, et ‘l mese, et l’anno,
et la stagione, e ‘l tempo, et l’ora, e ‘l punto,
e ‘l bel paese, e ‘l loco ov’io fui giunto
da’duo begli occhi che legato m’anno;

مبارک باد آن روز، آن ماه و آن سال،

آن فصل، زمان، ساعت و لحظه،

آن سرزمین زیبا و مکانی که من

مفتون آن دو چشم زیبا، که مرا اسیر کرد شدم.

et benedetto il primo dolce affanno
ch’i’ ebbi ad esser con Amor congiunto,
et l’arco, et le saette ond’i’ fui punto,
et le piaghe che ‘nfin al cor mi vanno.

و مبارک باد اولین درد جانکاه شیرینی،

که با اسیر عشق شدن، حس کردم.

(مبارک باد) کمان و همه تیرهایی که به من نفوذ کرد،

و جراحت‌هایی که در اعماق قلبم ایجاد شد.

Benedette le voci tante ch’io
chiamando il nome de mia donna ò sparte,
e i sospiri, et le lagrime, e ‘l desio;

مبارک باد تمام اشعاری که

در آن نام بانویم را صدا زدم و پراکندم.

(مبارک باد) تمام افسوس‌ها، اشک‌ها و آرزوهایم.

et benedette sian tutte le carte
ov’io fama l’acquisto, e ‘l pensier mio,
ch’è sol di lei, sí ch’altra non v’à parte.

و مبارک باد تمام کاغذهایی که رویشان،

شهرت او را فراهم کردم و تمام افکارمن

که تنها از اوست و هیچکس دیگری را از آن سهمی نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *