غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

غزلیات پترارک (قسمت پنجم)

 

پترارک

S’amor non è, che dunque è quel ch’io sento?

Ma s’egli è amor, perdio, che cosa et quale?

Se bona, onde l’effecto aspro mortale?

Se ria, onde sí dolce ogni tormento?

اگر عشق نیست، پس این چه حسی است که دارم؟

اما اگر عشق است، خدایا، این دیگر چیست؟

اگر خوب است، چرا اثری تلخ و کشنده دارد؟

اگر بد است، چرا تمام دردهایش شیرین است؟

S’a mia voglia ardo, onde ‘l pianto e lamento?

S’a mal mio grado, il lamentar che vale?

O viva morte, o dilectoso male,

come puoi tanto in me, s’io no ‘l consento?

اگر مایلم بسوزم، پس چرا اشک و ناله؟

اگر بدم، ناله زاری چه سود؟

اه زندگی مرگبار، آه شرارت شیرین،

چطور می‎توانی درونم باشی، اگر راضی نباشم؟

Et s’io ‘l consento, a gran torto mi doglio.

Fra sí contrari vènti in frale barca

mi trovo in alto mar senza governo,

و اگر راضیم، اشتباها به مصیبت افتاده ام.

بین باد مخالفی در قایقی نحیف،

میان دریایی عمیق، بدون سکان مانده ام.

sí lieve di saver, d’error sí carca

ch’i’ medesmo non so quel ch’io mi voglio,

et tremo a mezza state, ardendo il verno.

نادانی هستم، با اشتباهات فراوان،

که نمی‎دانم چه چیزی می‎خواهم،

در میانه تابستان می‎لرزم و در زمستان می‎سوزم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *