زن بودن

زن بودن

Anna Tatangelo

برای زنگ استراحت این دفعه یه ترانه از آنا تتنجلو (Anna Tatangelo) انتخاب کردم که فکر کنم خانومای خواننده وبلاگ خوششون بیاد . هر چند ترانه اش قشنگه و مطمئنم که بقیه هم می پسندن . پس باهم میریم سراغ ترانه «زن بودن» از آنا تتنجلو که اولین بار تو سن رموی ۲۰۰۶ اجراش کرد.

Anna Tatangelo



Con quegli occhi attenti

با آن چشمان دقیق،

come spilli ardenti

مانند تیری سوزان،

mi frughi.

به دنبالم هستی.

Come un lupo attendi

مانند گرگی منتظری،

dentro l’anima discendi

به روحی نفوذ کنی،

indaghi sempre più.

و بیشتر آن را کاوش کنی.

Ti sembro quasi una farfalla

فکر می‌کنی مانند پروانه ام،

un giocattolo una palla

یک اسباب بازی، یک توپ،

si da prendere

که می‌توانی آن را بگیری.

Dimmi il tuo amore cosa vale

به من بگو عشقت چقدر می‌ارزد،

so che mi vedi come il miele

می‌دانم مرا همچون عسل می‌بینی،


da mangiare tu

که می‌توانی آن را بخوری.

ma ti stai sbagliando sai

اما بدان در اشتباهی،

io non sono una ciliegia,

من یک گیلاس نیستم.

Essere una donna

زن بودن،

non vuol dire riempire solo una minigonna

به معنی دامن کوتاه نیست،

non vuol dire credere a chiunque se ti inganna

به معنی هرکسی که بتوانی بفریبی، نیست.

Essere una donna è di più, di più, di più, di più

زن بودن معنی بیشتری دارد، بیشتر، بیشتر…

è sentirsi viva

احساس زنده بودن است،

è la gioia di amare e di sentirsi consolare

لذت عشق ورزیدن و احساس آرامش.

stringere un bambino forte, forte sopra il seno

محکم در آغوش کشیدن یک کودک، محکم روی سینه،

con un vero uomo accanto a me

با مردی واقعی کنار من.

Essere guardata

مراقب بودن،

e a volte anche seguita

حتی گاهی دنباله رو بودن،

mi pesa.

مرا ناراحت می‌کند.

Certi complimenti se son rozzi poi ti senti offesa.
بعد از بعضی تعریف و تمجیدها، اگر بی احساس باشند، حس اهانت خواهی داشت.

Ti senti come una farfalla

حس می‌کنی مانند یک پروانه،

un giocattolo, una palla

یک اسباب بازی، یک توپ،

da prendere.

می‌توانی آن را بگیری.

Ma non è amore poco vale

اما این عشق نیست؛ بی ارزش است.

sentirsi come il miele

حس میکنی مانند عسل،

da mangiare no

می‌توانی آن را بخوری، نه.

Ma ti stai sbagliando sai

می‌دانی در اشتباهی،

sono davvero un’altra cosa.

من واقعا چیزی متفاوتم.

Essere una donna

زن بودن،


non vuol dire riempire solo una minigonna

به معنی دامن کوتاه نیست،

non vuol dire credere a chiunque se ti inganna

به معنی هرکسی که بتوانی بفریبی، نیست.

Essere una donna è di più, di più, di più, di più

زن بودن معنی بیشتری دارد، بیشتر، بیشتر..

Io non cerco un’avventura

به دنبال ماجراجویی نیستم،

ma il compagno che vorrei

به دنبال همدمی هستم که بخواهمش.

che tra un bacio e una risata

کسی که میان بوسه و خنده،

mi farà dimenticare

باعث شود فراموش کنم،

i problemi intorno a me

تمام مشکلات اطرافم را.

Essere una donna

زن بودن،

è vuol dire provare dentro veri sentimenti

به معنی تجربه احساسات واقعیست،

e frenare il pianto e il dolore che tu senti

و بازدارنده اشک و رنجی که احساس می‌کنی.

essere di più, molto di più…

بیشتر بودن، بسیار بیشتر…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *